در نبرد با ‌غول (*)

 

فریدون ناظری

 

27 هزار کارگر ماشینکار (مکانیک) Machinist شرکت هواپیما سازی بوئینگ Boeing آمریکا اعتصابی را آغاز کرده‌اند که نتیجه‌ی آن میتواند روی تناسب قوای بین کارگر و کارفرما در آمریکا تاثیراتی داشته باشد.

خبر را خبرگزاری رویتر پخش کرد و به سرعت در محافل اقتصادی و کارگری آمریکا و اروپا پیچید. خبر این بود:

مذاکره‌ی نماینده‌ی "انجمن بین المللی ماشینکاران و کارگران هواپیمائی"(1)  شاخه‌ی ایالتهای واشنگتن، اوروگون و کانزاس با نماینده‌ی کمپانی بوئینگ در منطقه برای انعقاد قرارداد جدید به نتیجه نرسید. کارگران با 80 در صد آرا پیشنهادات کارفرما را رد کردند. بدلیل اهمیت مسئله فرماندار ایالت واشنگتن در جلسات مذاکره‌ حضور داشت. جلسه طبق درخواست میانجی کننده‌ی فدرال و با  قبول آن از جانب اتحادیه  48 ساعت تمدید شد، اما بازهم نتیجه‌ئی بدست نیامد. در نتیجه‌ی شکست مذاکرات و با رای 87 در صدی کارگران به نفع اعتصاب(2)، 27 هزار ماشینکار، این کارگران خط تکمیل بوئینگ، از ساعت 12 و یک دقیقه‌ی روز شنبه ششم سپتامبر ابزار ها را بر زمین گذاشتند و با این عمل تولید کلیه‌ی جتهای بازرگانی کمپانی غول پیکر بوئینگ(3) را خواباندند.

 

کشمکش بر سر چیست؟

 

قرارداد سه ساله‌ی اتحادیه‌ی کارگران با بوئینگ، که در 3 سپتامبر 2005 منعقد شده بود، در سوم سپتامبر امسال به پایان رسید. اکنون باید قرارداد سه ساله‌ی جدید بسته شود. خواستهای کارگران برای قرارداد جدید به ترتیب اولویت چنین است.

 

(1)- امنیت شغلی. کارفرما از سال 2002 میلادی ببعد در سازش با اتحادیه به کارگران تحمیل کرده است تا کمپانی مجاز باشد:

الف: بخشی از کارها و درست کردن قطعات را به پیمانکاران و کارگران غیرمتشکل بسپارد.

ب:   بخشی از کارها و درست کردن قطعات را به کشورهائی واگذارد که سفارشات خود را به بوئینگ داده و میدهند.

ج: اتحادیه‌ (کارگران عضو اتحادیه) اجازه ندارد تا در مزایده‌ی چنین کارهائی شرکت کند.

 

در پروسه‌ی دادن کارها به دیگران کارفرما این فرصت را مییابد تا عنوان شغل کارگر عضو اتحادیه را حذف کند و موجبات اخراج او را فراهم سازد. اتحادیه خواهان اینست تا:

 

الف: میزان سپردن کارها به دیگران در داخل و خارج به شدت محدود شود.

ب: اتحادیه مجاز باشد در مزایده‌ها شرکت کند.

ج: کارهائی که توسط مکانیکهای عضو اتحادیه انجام میگیرد به هیچ عنوان به دیگران واگذار نشود.

 

(2)- اتحادیه خواهان آنست که حقوق بازنشستگی کارگران 33 در صد افزایش یابد. در حال حاضر بوئینگ به ازاء هر سال خدمت 70 دلار به ماشینستی  میپردازد که با بازنشستگی او موافقت شده باشد. یک ماشینیست میتواند از 49 سالگی ببعد تقاضای بازنشتسگی کند. اتحادیه‌ خواهان آنست که کمپانی مبلغ مذکور را به 93 دلار و 10 سنت برساند.

 

(3)- دستمزدها، با توجه به نرخ تورم، 13 در صد طی سه سال اضافه شود.

 

(4)- کمک هزینه‌ی پزشکی و حق کارگر مریض بهبود یابد.

 

موضع بوئینگ:

 

1-      کارفرما باید مجاز باشد میزان بیشتری از کارها و قطعات خود را به پیمانکاران، کارگران غیراتحادیه‌ئی و کشورهای دیگر واگذار نماید. کارفرما این را برای حفظ قدرت رقابت بوئینگ لازم میداند. این بدین معناست که امنیت شغلی کارگران ماشینیست عضو اتحادیه حفظ نمیشود.

 

2-      کارفرما حاضر است به هنگام بازنشستگی کارگران به ازاء هر سال خدمت به جای 70 دلار، 80 دلار بپردازد.

3-      کارفرما حاضر است طی سه سال 11 در صد به دستمزد کارگران اضافه کند.

4-      کارگرانی که پیش از ژوئیه‌ی امسال استخدام شده‌اند باید سهم بیشتری برای  دکتر و داروی خود بپردازند. کارفرما میخواهد کمک هزینه‌ی پزشکی کارگرانی را قطع کند که پس از ژوئیه استخدام شده و یا  استخدام خواهند شد. بوئینگ حاضر است فقط تا 15 روز به آن کارگرانی حقوق بپردازد که بدلیل مریضی قادر به کار کردن نیستند (به شرط داشتن بودجه).

 

اهمیت هر خواست:

 

1-       امنیت شغلی. کشمکش اصلی بین کارفرما و اتحادیه بر سر این خواست متمرکز است. نوشته‌اند که بوئینگ 70 در صد از کارها را به کارگران و پیمانکاران غیراتحادیه‌ئی و یا به کشورهای سفارش دهنده میسپارد. این امر هم سود مادی برای کمپانی دارد و هم در مبارزه‌ی طبقاتی به نفع آنست. مسئولین اتحادیه‌ مستدل کرده‌اند که کارفرما مصمم است تا هر اندازه که بتواند از کارگران عضو اتحادیه کاسته و کارها را به دیگران بسپارد. این امر در مواردی و در کوتاه مدت حتی ضرر مادی برای بوئینگ دارد.

این مسئله‌ توضیح میطلبد:

ماشینست ها (مکانیک ها) فقط 16 در صد نیروی کار بوئینگ هستند، اما بدلیل جایگاهشان در تولید نقش تعیین کننده دارند و به این دلیل نیرومندند. آنها از ماهرترین کارگران شرکت بوئینگ هستند که در بخش تکمیل کارخانه کار میکنند. جایگزین کردن این کارگران به شدت گران است. اما بوئینگ این پول را میپردازد تا تشکل کارگران را تضعیف نماید. این کمپانی حتی برخی از کارها را به کارگران ژاپن سپرده که دستمزدشان از ماشینیستها بیشتر است. پول حمل و نقل نیز به این دستمزد بالا اضافه میشود از سال 2002 بوئینگ توانسته است تا کار 23 هزار کارگر عضو اتحادیه را حذف کند و آنها را از 50 هزار نفر به 27 هزار نفر برساند.

نوشته‌اند که آمریکا یک ارتش 42 میلیونی کارگر -30 در صد نیروی کار کشور- دارد که آنها را Contingent Workers مینامند. این کارگران که رو به افزایشند هیچ تشکلی ندارند.  قانون کار  شامل حالشان نمیشود و لاجرم از انواع بیمه‌ها محرومند. آنها به همین جهت ارزانند. آنها کاملا انعطاف پذیرند. هر وقت کارفریان و پیمانکاران لازم بدانند آنها را با دستمزد معینی به کار گرفته و به محض رفع احتیاج مرخصشان میکنند. بوئینگ میخواهد این حق را داشته باشد طبق نیازش (میزان نیاز را نیز کارفرما تعیین میکند) از این کارگران استفاده نماید. استفاده از این کارگران ارزان در کنار بهبود تکنولوژی سبب شده است تا سود سالانه‌ی بوئینگ به شدت بالا رود.  اتحادیه میخواهد استفاده از این کارگران را محدود کند.(4)

 

کارگران متحدا مصمم هستند که برای امنیت شغلی خود بجنگند. آنها میگویند بدون امنیت شغلی سایر مزایا پا در هواست و به این ترتیب مسئولین اتحادیه را تحت فشار گذاشته‌اند تا در این مورد کوتاه نیاید. کارفرما نیز مصمم است تا آنچه را که در سال 2002 و در فضای پس از حادثه‌ی 11 سپتامبر 2001 و از طریق همکاری اتحادیه بدست آورده از دست ندهد. [اینجا معلوم میشود که عملیات القاعده چطور میتواند در خدمت سرمایه‌داران قرار گیرد.]

کلا باید گفت نتیجه‌ی این کشمکش برای کلیه‌ی کارفرمایان و کارگران متشکل و نیز کارگران غێر متشکل در آمریکا و تهیه کنندگان مواد، قطعات و خدمات برای بوئینگ در خارج آمریکا بسیار مهم است. همین امر سبب شده تا توجه بسیار وسیعی به این اعتصاب جلب شود. نتیجه‌ی این اعتصاب به این اعتبارمیتواند روی تناسب قوای بین کارگر و سرمایه‌دار در آمریکا تاثیراتی داشته باشد.  

2- حقوق بازنشستگی.

پولی که کمپانی به ازاء هر سال به این کارگران بسیار ماهر میپردازد (70 دلار در حال حاضر و 80 دلار در صورت توافق) بسیار ناچیز است. این ناچیزی وقتی عیان میشود که بدانیم  که حق بازنشستگی یک مدیر رده‌ی بالا در شرکت به ازاء هر سال خدمت 4000 دلار است. اگر کارگری با 30 سال خدمت بازنشسته شود ماهانه 2400 دلار دریافت خواهد داشت. اگر یک مدیر آنچنانی پس از 30 سال خدمت بازنشسته شود 120 هزار دلار در ماه حقوق خواهد داشت. پولی که چنین کارگری در سال از بوئینگ دریافت خواهد کرد 28800 دلار است که کمی از میزان خط فقر بیشتر است. خط فقر در آمریکا 20614 دلار در سال برای یک خانواده‌ی 4 نفره است. نا گفته پیداست که افزایش این حقوق چه تاثیری روی زندگی کارگران و خانواده‌ی آنها به هنگام بازنشستگی خواهد داشت.

 

  1.  افزایش دستمزد.

 

اتحادیه خواهان 13 در صد اضافه دستمزد طی سه سال است. این عدد با توجه به نرخ 4 و 6 دهم در صدی تورم سال 2007 در سیاتل و واشنگتن حساب شده است که محل سکونت کارگران ماشینیست است. کارفرما حاضر شده است تا 11 در صد طی سه سال بپردازد.

درآمد متوسط یک ماشینیست در سال پنجاه و شش هزار دلار است و با توجه به سطح زندگی در واشنگتن و سیاتل این کارگران ماهر اگر بخواهند یک زندگی شایسته داشته باشند باید اضافه‌کاری کنند که میکنند. با توجه به پیشنهادات دو طرف دستمزد کارگران بطور واقعی پائین خواهد آمد. چرا؟ چون هر دو عدد پیشنهادی پائینتر از نرخ تورم در سال 2008 است. نرخ تورم بدلیل گران شدن شدید غذا و سوخت به سرعت در حال بالا رفتن است.

البته اینگونه محاسبه‌ها در چهارچوبهای تحمیل شده به جامعه توسط سرمایه‌داران انجام میگیرد. در غیر اینصورت دستمزد کارگر در همین نظام میتواند دهها برابر اینها باشد. بوئینگ ادعا کرده است که اضافه‌ دستمزد پیشنهادی و کمک هزینه‌های دیگری که پیشکش کرده دستمزد کارگران را سالانه حدود 34 هزار دلار بالا میبرد. این ادعا حقیقت ندارد و حتی اگر صحت میداشت هنوز دستمزد این کارگران، که نقش کلیدی در تولید دارند، ناچیز است. مقایسه‌ی دستمزد اینان با مدیر عامل بوئینگ آموزنده میباشد.

 مقایسه‌ی دستمزد و سایر درآمدهای جیم مکنرنی Jim McNerney، مدیر عامل بوئینگ، با این کارگران فوق ماهر به شدت حیرت انگیز است. او در سال گذشته 14 میلیون و 700 هزار دلار حقوق و 19 میلیون دلار غرامت گرفته است. این درآمد بیش از 600 برابر دستمزد متوسط سالانه‌ی یک ماشینیست میباشد.

 کمک هزینه‌ی پزشکی:

 

کارگران به شدت مخالف قطع کمک هزینه‌ی پزشکی کارگران جدید الاستخدام و نیز کسانی هستند که در آینده استخدام خواهند شد. آنها مخالف این پیشنهاد کارفرما هستند که آنها باید پول بیشتری برای ویزیت و معالجه‌ی خود بپردازند. آنها در مقابل خواهان این هستند که بوئینگ با توجه به افزایش قیمت دارو و مخارج پزشکی (که در جلسات مذاکرات تعیین خواهد شد) بر میزان این کمک هزینه بیافزاید.‌ این یکی از خواست های اساسی کارگران است.

 

شرایط مبارزه‌:

 

آمریکا در یک رکود اقتصادی سخت فرورفته است. معمولا در شرایط رکود اقتصادی مبارزه‌ی کارگران نه تنها برای بهبود زندگی و شرایط کار، حتی برای حفظ شغل نیز به شدت سخت میگردد. آیا با توجه به این واقعیت چرا این کارگران با 87 در صد آرا رای به اعتصابی داده‌اند که طبق پیش بینی کارشناسان از اعتصاب 28 روزه‌ی ماشینیست ها در سال 2005 طولانیتر خواهد بود؟ همه‌ی واقعیات دال بر اینند که کارگران شرایط مناسبی را برای کشاکش انتخاب کرده‌اند. دلایل را میتوان به شرح زیر کوتاه کرد:

1-      واقعیت اینست که علیرغم رکود اقتصادی در آمریکا دو بخش نظامی و بازرگانی بوئینگ به شدت سودآورند. بوئینگ در سال 2007 چهار میلیارد و یکصد میلیون دلار درآمد داشت. در شش ماهه‌ی اول سال 2008 نیز درآمد آن 2 میلیارد و یکصد میلیون دلار بود. در 5 سال گذشته سود کمپانی 828 در صد افزایش نشان داد. در حال حاضر کمپانی 3600 سفارش برای 8 سال آینده دارد که معادل 346 میلیارد دلار است. بوئینگ به شدت در تلاش است تا سفارشها را به موقع تحویل بدهد. زیرا در صورت تاخیر این نگرانی را دارد که سفارش دهنده جتهای بازرگانی سفارش را پس گرفته و آنرا به آیرباس بدهند.

2-      بوئینگ استدلال میکند که برای ادامه کار لازم است قدرت رقابت داشته باشد و به همین جهت ناچار است کارها را به کارگران و کمپانیهای غیر اتحادیه‌ئی بسپارد. نمایندگان اتحادیه به سادگی میپرسند قدرت رقابت در برابر کی؟ بوئینگ در بخش هواپیما سازی نظامی که رقیبی ندارد. در بخش بارزگانی نیز فقط ایرباس میتواند با آن رقابت کند. مسئله‌ی اصلی تشدید استثمار کارگران و افزایش سود 828 در صدی است.  کارگران به حق میخواهند سهم مناسبی از حاصل استثمارشان عایدشان گردد.

3-      مقررات ایمنی و نیز مشتریها اجازه نمیدهند که بوئینگ به هنگام اعتصاب کارگران غیراتحادیه‌ئی را جایگزین ماشینیستهای ماهر و مجرب خود کند.

4-      اعتصاب روزانه 100 میلیون و در یکماه 2 میلیارد و 800 میلیون دلار به شرکت ضرر میرساند. مدیر عامل بوئینگ ادعا کرده است که شرکت 10 میلیارد دلار پول نقد دارد و میتواند به راحتی در برابر اعتصاب مقاومت کند. اما اینجا پای مشتریانی در میان است که میخواهند سفارشات خود را سر وقت تحویل بگیرند.

5-      از صحبتهائی که با اعتصابیون در صف پیکت های روزانه و یا پیکت های 24 ساعته انجام گرفته برمیآید که روحیه کارگرانقوی است، همبستگی مبارزاتی خوبی بین آنها وجود دارد. با اینکه اتحادیه‌ هفته‌ئی فقط 150 دلار حقوق اعتصاب خواهد پرداخت، اما کارگران اعلام کرده‌اند که با پس انداز پول کافی خود را برای رویاروئی با بوئینگ آماده کرده‌اند. این کارگران در مبارزه به شکل کنونی دارای تجربه و سنت غنی هستند.

6-      اتحادیه‌ی ماشینیستها در کنوانسیون خود که در گرماگرم اعتصاب برگزار شد پشتیبانی خود را از باراک اوباما، کاندیدای ریاست جمهوری حزب دموکرات، اعلام کرد. اوباما نیز طی یک سخنرانی که جمعه 12 اکتبر از طریق سات لایت خطاب به اعتصاب کنندگان ایراد کرد از آنها پشتیبانی نمود.(5) این مسئله طبعا به شدت علیه منافع طبقاتی و بلند مدت کارگران است، ولی در این مبارزه‌ی معین کنونی میتواند صف آنها را تقویت نماید.

7-      این کارگران متشکل هستند. گرچه اتحادیه‌ آنها مثل موارد مشابه تشکل سازش طبقاتی(7) است و با توجه به منافع بلند مدت کارگران اسارتگاه و عامل ادبار آنهاست. اما در شرایط موجود و در این اعتصاب معین نقطه قوت کارگران به حساب میآید.

8-      پشتیبانی بین المللی: فدراسیونها، اتحادیه‌ها و تشکلهای کارگری آمریکا، اروپا و استرالیا، که میلیونها کارگر را در خود متشکل کرده‌اند نامه‌های همبستگی برای اتحادیه‌ی کارگران بوئینگ فرستاده‌اند. این نامه‌ها در سایت اتحادیه‌ 23 صفحه را در برگرفته‌ است. ث ژ ت CGT فرانسه در بخشی از نامه‌ی خود چنین آورده است:

"... ایرباس Airbus، به همان شیوه، دست به بیکاری کارگران زده، کارها را به کشورهائی فرستاده که دستمزد پائین است، بجای ایجاد شغل ساعات کار را طولانی کرده و از افزایش دستمزد سرباز زده است. کل مدیریت ایرباس با ایجاد ترس و تنش کارها را پیش میبرند.

 

ما در سطح جهانی ءلیه این امر خواهیم ایستاد که ما را به بازی بگیرند و کارگر را در مقابل کارگر قرار دهند.

 

به این دلیل است ما از نبرد شما پشتیبانی میکنیم. ما احساس میکنیم که این نبرد عادلانه بوده و نمونه‌ئی عالی در جهت تحقق پیشرفت اجتماعی در سطح جهان است. ..."

 

 

این اعتصاب ادامه دارد.

 

29 سپتامبر 2008

 

_____________________________________________________________

 

* برای تهیه‌ی این مقاله‌ از اخبار، گزارشات  و مقالات متعددی استفاده شده‌ است. در آن میان مقالات هکتور کردون Hector Cordon سهم زیادی در شکل گیری این نوشته داشته است. مقالات هکتور در World Socialist Web Site منتشر شده و از طریق WWW.WSWS.ORG قابل دسترس هستند.

(1) (IAM) International Association of Machinists & Aerospace Worker. این اتحادیه را یکی از قویترین اتحادیه‌ها‌ در صنایع آمریکا دانسته‌اند. دلیلش هم رونق هواپیما سازی نظامی و بازرگانی و جایگاه ماشینکاران در آن است. این اتحادیه که عضو فدراسیون کار AFL-CIO آمریکاست در سایت خود نوشته‌ که در آمریکا و کانادا 730 هزار عضو فعال و بازنشسته دارد. AFL-CIO تعداد اعضای آن در سال 2006 را 646933 نفر ذکر کرده است که در 200 صنعت پراکنده‌اند.

) به کارگران تحمیل شده تا اعتصابشان را با دو سوم آرا قانونی کنند.2)

(3) کمپانی هواپیماسازی بوئینگ به ساخت هواپیماهای نظامی نیز میپردازد. بوئینگ در این عرصه در دنیا بی رقیب است. در عرصه‌ی هواپیمای بازرگانی تنها ایرباس Airbus اروپا رقیب آن به حساب میآید

 

(4) Contingent Worker کارگرانی هستند که در شرایط اضطراری (نظیر مریضی، آسیب دیدگی، مرخصی، زایمان و امثال آنها) جای کارگر دایمی را بطور موقت میگیرند. از قرار عملکرد این کارگران در آمریکا تحولاتی به خود دیده‌است که قابل بررسی است. بطور کلی میتوان گفت که روش "انجمن بین المللی ماشینکاران و کارگران هواپیمائی" در برابر این کارگران غلط است و به میزان تفرقه دامن میزند.  طبعا بهترین شیوه برای فایق آمدن بر تفرقه‌ی بین کارگران متشکل در اتحادیه و کارگران غیر متشکل تشدید تلاش در جهت متشکل کردن گروه دوم است.

 

(5) اوباما خطاب به کارگران و خانواده‌های آنها از لزوم حفظ "کار آمریکائی" در داخل آمریکا و لزوم بهبود زندگی خانواده‌های کارگری از جانب دولت و کارفرمایان صحبت کرد. موضع ناسیونالیستی نخست با سیاستهای امپریالیستی آمریکا در تعارض است و هیچوقت عملی نخواهد شد. دومی نیز در دوره‌ی بحران عمیق اقتصادی طبعا وعده‌ی سر خرمن است. پس چگونه پشتیبانی اوباما میتواند مبارزه‌ی فعلی کارگران را تقویت کند؟ به چند طریق:

الف: از آنجا که کارگران آلوده‌ی رفرمیسم هستند، این پشتیبانی میتواند موجب تقویت روحی آنها گردد.

ب: در دل رقابتهای انتخاباتی نشریات طرفدار دموکراتها، خواسته‌های کارگران و مخصوصا بخشی از خواست نخست آنان (بیرون نفرستادن "کار آمریکائی") را بر جسته میکنند، در حالیکه نشریات مدافع بوئینگ روی  "امتیازات مالی" داده شده به کارگران و ضررهای اعتصاب انگشت میگذارند.

ج: هم اکنون وزارت دفاع یک سفارش 139 میلیون دلاری به بوئینگ را تا تعیین تکلیف ریاست جمهوری معلق کرده و اتحادیه از آن استقبال کرده است. نیروهای هوائی نیز یک مزایده‌ی خود را به دلیل مشابه معلق کرده که معمولا بوئینگ برنده‌ی آن است. اینها میتواند ناشی از نفوذ دموکراتها باشد.

بهرحال کارگران در دل ضعف سوسیالیسم خویش به ناچار به جاهائی دخیل میبندد که منافع کوتاه مدتی برای آنها دارد.

(6) توم بوفنبارگر Tom Buffenbarger، پرزیدنت  IAM، در آخرین مصاحبه‌اش در مورد بوئینگ چنین گفت: " آنها فکر میکنند که ما با مبارزه‌ی خود قصد داریم حق آنها برای اداره‌ی کسب و کارشان را از بین ببریم ... این مسئله به هیجوجه واقعیت ندارد. ما میکوشیم به آنها نشان دهیم که چگونه کسبشان را بهتر اداره کنند."

 

 

برگرفته از جهان امروز شماره 213