|
طرح امپرياليستى
"خاورميانه
بزرگ" تهديدى جدى براى منطقه
فرشيد شكرى
اگر در دوره جنگ سرد رقابت
تسليحاتى ميان قدرتهاى
بزرگ دو بلوك شرق و غرب امنيت ملل دنيا را به
مخاطره انداخته بود و اگر در نيمه دوم قرن
بيستم كابوس شروع يك جنگ تمام عيار هسته اى
آرامش جهانيان را برهم زده بود ، اينك و در
سده حاضر بيم آن می رود تا حزن انگيزترين و
اندوه بارترين تراژدى انسانى در طول تاريخ
توسط هارترين گماشتگان طبقه حاكم بر آمريكا در
خاورميانه به منصه ظهور برسد. دست اندركاران
عقل و دلباخته اين سناريوى سياه بدون اعتنا
به فرجام بسيار دهشتناك آن عزم خود را جزم
كرده اند تا از هر طريقى و با هر قيمتى اين
طرح را به منزلگاه مقصود منتهى كنند.
واقعه تروريستى يازدهم سپتامبر
2001 شرايط مناسب را براى شروع پروژه مشترك
آمريكائى _اسرائيلى "خاورميانه بزرگ " آماده
نمود . حمله نظامى به افغانستان و سپس لشكركشى
به عراق به بهانه واهى مبارزه با تروريسم
درحقيقت مقدمه عملى دكترين مورد اشاره بود كه
سال ها در محافل فكرى و تئوريك وابسته به
بورژوازى آمريكا و اسرائيل بر سر نحوه راه
اندازى آن بحث و جدل هاى داغى در قالب دو
ديدگاه متمايز جريان داشت.
ديدگاه اول راه حصول به اين
مهم را با سود بردن از توان و بنيه نظامى
مردود می دانست و در عوض به شيوه هاى ديگرى
بمنظور جابجائى قدرت و يا تغيير نقشه
جغرافيائى خاورميانه از جمله فشارهاى سياسى و
ديپلماتيك، همراه ساختن دول مقتدر اروپائى به
همكارى در اين زمينه با وعده تقسيم غنائم،
تقويت اپوزيسيون طرفدار غرب در كشورهاى منطقه
و بالاخره بهره جستن از امكانات عظيم تبليغاتى
اصرار مى ورزيد و برعكس ديدگاه دوم گزينه زور
و قلدرى نظامى را معقول ترين شيوه ارزيابى می
كرد.
بهر
روى نظريه نظامی گرى از اقبال بيشترى برخوردار
شد و آنگونه از قرائن موجود برميآيد اين نظريه
فعلا خط مسلط در كانون هاى قدرت دو كشور مى
باشد و بايستى ديد انتخابات رياست جمهورى
آمريكا و تشكيل دولت و كابينه جديد اسرائيل در
آتيه به چه ميزان بر تقويت و يا تثبيت يكى از
اين دو ديدگاه تاثير می گذارند گرچه در هر دو
حالت، صورت مسئله و اثرات زيانبار آن برجاى
خود باقى خواهد ماند.
اهداف مورد نظر در طرح
"خاورميانه بزرگ"
در ادامه سخن به اين سئوال با
اهميت مى پردازيم كه اساسا چه ملزوماتى اينان
را بفكر چنين پروژه اى انداخت و يا هيئت حاكمه
دو كشور چه اهدافى را در پس آن جستجو ميكنند؟
ابتدا ضروريست تا به منظور
دادن پاسخى متناسب به پرسش مطروحه جهت شكافتن
پوسته ظاهرى طرح "خاورميانه بزرگ" و رسيدن به
هسته مركزى آن يادآورى كنيم كه يهوديان ايالات
متحده از پر نفوذترين ساكنين اين سرزمين به
حساب مى آيند و در واقع آمريكا رشد و
شكوفائى اقتصادى اش را مديون يهوديان مهاجر
می داند. سهام داران و صاحبان كمپانى هاى
معتبر و شركت هاى بزرگ تجارى در اين كشور
يهودى اند و در يك كلام قدرتمند ترين بخش
بورژوازى آمريكا را يهوديان تشكيل می دهند.
بدون حضور و گردش سرمايه هاى آنان در يك چشم
بهم زدن اقتصاد آمريكا دستخوش ركود و حتى
ورشكستگى خواهد شد. بدين اعتبار كاخ سفيد ملزم
و مكلف به اجراى هر رهنمودى از طرف صهيونيست
هاى پرشأن و مرتبت در دستگاه حكومتى است. با
ذكر اين نكته به پاسخ سئوال برمی گرديم.
انديشه چيره گشتن بر غول هاى
اقتصادى ديگر در رقابت فشرده ى بازار جهانى و
بازگشت بدوران پررونق دهه هاى شصت و هفتاد
ميلادى از دهه پايانى قرن بيستم مشغوليت فكرى
استراتژيست هاى نئوكنسرواتيو و محافظه كار
ايالات متحده را بخود اختصاص داده بود كه
مآلا طرح مورد بحث از آن زائيده شد بنابراين
بسادگى مى شود نتيجه گرفت تامين مقاصد مشترك
سرمايه دارى آمريكا و اسرائيل در منطقه
بمثابه يك پيكره واحد و نيز پرتوانتر نمودن
دولت نژادپرست اسرائيل در مقام حافظ و
پاسدار دستاوردهاى بورژوازى هر دو كشور آنهم
با تضعيف و كوچك كردن كشورهاى خاورميانه عمده
ترين اهداف تحت تعقيب در اين پروژه
امپرياليستى می باشند و همانگونه پيشتر آورديم
پس از حمله به برج هاى دوقلو در نيويورك
موقعيت جا افتاده اى را در راستاى اجراى آن
پديد آورد و متاسفانه آنچه نمى بايست روى دهد
بوقوع پيوست و فى الحال شاهديم چگونه مردم
بيگناه در افغانستان و عراق هر روزه قربانى
اميال و مطامع بورژوازى آمريكا و اسرائيل مى
گردند و به چه نحو ترور ، مرگ ، ناامنى و
درگيرهاى قومى، مذهبى و فرقه اى تماما شيرازه
مدنيت را در اين كشورها از هم پاشيده و چگونه
اميد به زندگى و آرامش را از مردم اين دو
سرزمين كاملا ستانيده است.
چشم انداز آتى
ترديدى نيست آمريكا برغم دست
و پا زدن در منجلاب عراق و برهم خوردن
محاسباتش در افغانستان و از همه مهمتر
اوجگيرى نفرت و بيزارى مردم منطقه و كل جهان
از سياست هاى جنگ طلبانه اش مصرانه در پى
پايان دادن به رسالت خود برآمده و به هيچ
قيمتى حاضر نيست از آن صرفنظر كند. با وجود
اين استراتژى و با نگاه به روند اوضاع سياسى
خاورميانه مصائب بسيار بدترى از آنچه اينك بر
عراق و افغانستان می گذرد در انتظار ساير
كشورهاى منطقه نشسته است. حمله وحشيانه
اسرائيل به نوار غزه و جنوب لبنان بخاطر به
اسارت درآمدن دو سرباز اسرائيلى و تائيد آن
توسط آمريكا و متحدينش بر اين گفته گواهى می
دهد.
از سوى ديگر ادامه كارى پروژه
امپرياليسم آمريكا و رژيم نژادپرست اسرائيل
در خاورميانه به تقويت جريانات بنيادگرا و كسب
اتوريته و اعتبار براى حكومت هاى مستبد و
جنايتكارى نظير جمهورى اسلامى يارى می رساند و
اين خود به ضرر مبارزات آزاديخواهانه مردم
منطقه و ايران است.
برخلاف تبليغات هدفمند مفسران
و تحليلگران پرو آمريكائى، پروژه "خاورميانه
بزرگ" به غير از جنگ و كشتار و خانه خرابى نه
به تضعيف و انهدام جريانات تندرو اسلامى و
رژيم هاى حامى آنان منجر خواهد شد و نه آزادى
و دموكراسى را با خود بهمراه دارد. حضور احزاب
مرتجع مذهبى در راس حكومت هاى افغانستان و
عراق و وسيع تر شدن ميدان مانور جريانات
بنيادگرا خط بطلانى بر اين بيانات است . آنچه
محرز
است طرح "خاورميانه بزرگ" بازى با آتشيست كه
می رود شعله هايش كل خاورميانه و محتملا
دنيا را بكام خويش بكشاند.
روند رويدادهاى سياسى منطقه و
مضاف بر اين سوابق سياه امپرياليسم آمريكا و
دولت فاشيستى اسرائيل در پايمال كردن موازين
و قوانين بين المللى و ماهيت ضد بشرى شبكه
تروريستى القاعده و رژيم هاى سرمايه دارى
منطقه همچون ايران ، سوريه و جريانات مرتجع
تحت امر ايشان بعنوان طرفين درگير در بحران
حاضر عوامل و سازه هاى دخيل در چنين بيم و
هراسى است.
چه بايد كرد؟
با درك وخامت اوضاع و
سربرآوردن نشانه هاى حادتر شدن بحران در
خاورميانه تنها راه پيشگيرى از وقوع رخدادهاى
فاجعه بارتر، به صحنه آمدن مردم ستمديده عراق،
لبنان، افغانستان و پشتيبانى منطقه اى و
فرامنطقه اى از صداى اعتراض آنان است . توده
هاى تحت ستم فلسطين و مردم صلح دوست و هوشيار
اسرائيل هم می بايد بازو در بازوى همديگر
نقشه مشترك امپرياليست ها و صهيونيست ها و
حادثه جوئى جريانات فوندامنتاليست و تندرو
اسلامى را خنثى نموده و خود بانى صلحى واقعى
و همزيستى مسالمت آميز شوند.
در اين ميان نيروهاى چپ و
راديكال، سازمان هاى حقوق بشر، انجمن هاى مدنى
مدافع حقوق زنان و كودكان و تشكل هاى كارگرى و
دانشجوئى دركشورهاى منطقه قادرند سهم عمده اى
در آگاه نمودن و سازماندهى توده ها عليه جنگ،
اشغالگرى، تروريسم و در نهايت دگرگونى وضعيت
كنونى را برعهده گيرند. همچنين در ايران احزاب
چپ و كمونيست، جنبش هاى كارگرى، زنان، جوانان
و جنبش انقلابى كردستان در كنار مبارزه عليه
جمهورى اسلامى و درهم شكستن تبليغات گمراه
كننده و مسموم احزاب و جريانات بورژوا_ليبرال
و ناسيوناليست هوادار طرح غير دموكراتيك
"خاورميانه بزرگ" بايد مجدانه به شكل گيرى
جبهه اى متحد در ايران و منطقه برضد سياست هاى
توسعه طلبانه آمريكا و اسرائيل و همچنين
بنيادگرائى مذهبى كمك كرده و سعى كنند آنرا از
حمايت بخش راديكال جنبش جهانى ضد جنگ و
جنبش آنتى گلوباليزاسيون برخوردار نمايند.
برگرفته
از
جهان امروز شماره
176
|