کش و قوس های روابط ایران و آمریکا!

هلمت احمدیان

اخباری که هر روزه و همزمان از سوی خبرگزاری ها گزارش می شود، از یک سو نشان از بهبود روابط َایران و آمریکا دارد و از سوی دیگر بحران در این روابط را نشان می دهد،. مذاکره و مسامحه از یک سو و گزینه فشار و محاصره اقتصادی و تهدیدات نظامی از سوی دیگر در تمام چند سال اخیر که منطقه در تب تحولات مورد نیاز صاحبان قدرت می سوزد، همواره در جریان بوده و با همه کش و قوس های خود کماکان ادامه دارد. در چند ماه اخیر «مذاکره مستقیم مقامات ایران و آمریکا» به بهانه مسئله عراق نه تنها تابو نمانده، بلکه روندهای رو به پبش و متعارف تری بخود گرفته است.
موضوعات مورد مناقشه و از جمله بحران اتمی نیز متعاقبا از این نوسانات
تاثیر گرفته است. در روزهای اخیر رژیم ایران با آژانس بین المللی انرژی اتمی برای بازرسی از تاسیسات هسته ای خود تا حد توافق بر سر یک جدول زمانبندی پیش رفت، ولی با این حال نتوانست اعتماد نماینده آمریکا را در آژانش جلب کند، چرا که همزمان آن ها اعلام کردند که این توافق مانع از تصویب تحریم های بیشتر علیه رژیم تهران در شورای امنیت سازمان ملل نخواهد شد! چند روز بعدتر هم محمد علی حسینی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی هرگونه توقف در فعاليت های هسته ای را رد کرد.

بسیار دشوار است که با توسل به ادعاها، ترفندها و خط و نشان کشیدن های طرفین به تبیین دقیقی از روند این اوضاع دست یافت. چرا که در همان حالی که سپاه پاسداران به عنوان یک جریان تروریستی در فهرست لیست سیاه آمریکا قرار می گیرد، در همان حالی که 5 مامور عالیرتبه دستگیر شده در سفارت جمهوری اسلامی در اربیل قرار است محاکمه شوند، در همان حالی که روی نقش آتش بیار معرکه نیروهای اطلاعاتی رژیم ایران در عراق از سوی ژنرال های آمریکا در عراق مرتبا گوشرد می شود، در همان حال هم، روی نقش مثبتی که ایران می تواند در کاهش تشنج و عادی سازی اوضاع عراق داشته باشد، حساب باز شده است و در چند دور مذاکره اخیر فی مابین مقامات ایران و آمریکا این مسئله مورد بحث قرار گرفته است.

در این امر تردیدی نیست که مواردی هم چون بحران عراق، بحران اتمی، حقوق بشر در ایران و ... همگی بسترهایی برای دوئل بین رژیم ایران و آمریکا برای امتیازگیری از همدیگر است. فراسوی بازار گرمی های هدفمندی که ژورنالیسم نوکر و اپوزیسیون بورژوایی رژیم برای این گونه افت و خیزها به منظور متوهم ساختن و در حاشیه نگاه داشتن مردم در روابط ایران و آمریکا انجام می دهند، همه این موارد مستسمک هایی هستند که با توسل به آن ها طرفین، اهداف سیاسی و منافع و استراتژی خاص خود را پیش می برند.

در این «آشفته بازار» افقی که نیروهای سیاسی اپوزیسیون در بطن روابط و کشمکش های صاحبان قدرت ترسیم می کنند، اکنون به شاحصی اصلی در صف بندی های اجتماعی و سیاسی در اوضاع ایران تبدیل شده است و بسیاری از نیروهای متوهم به این اوضاع بویژه در صفوف اپوزیسیون لیبرالی، ناسیونالیستی و بورژوایی گیج و سرگردان رژیم، از کارکرد و نقش ابزاری خود ناخشنود و دچار بحران  و انشقاق شده اند.

اظهارات اخیر خامنه ای در جمع مسئولات وزارت خارجه، ضمن این که مانند همیشه «در هيچ موضوعی، زير بار سلطه نمى رويم» را در خود داشت، اما همزمان اعلام هم کرد که «شاخص ديپلماسى خود را مقابله با رفتار جهانى نظام سلطه و خروج از قاعده سلطه گری، سلطه پذيری، می‌دانيم». یعنی اگر در بازی قدرتی که بر سر مال و جان مردم در منطقه از طرف ابرقدرت ها در جریان است، این قابلیت را دارند که اگر نه مانند سلطه پذیر، بلکه شریک در صف سلطه گران بحساب آیند، گزینه دیپلماتیک را بستری برای مسامحه و کنار آمدن ببینند. این عبارات شعاری بی پایه  نیست؛ استراتژی جمهوری اسلامی در منطقه از مدت ها پیش است. رژیم جمهوری اسلامی، بر این امر واقف است که تدارک حمله نظامی همه جانبه ای از نوع آمریکا در دستور کار آمریکا نیست. عملیات ایذایی نظامی احتمالی هم نه تنها مشکلی اساسی برای بقای رژیم ایران ایفا نمی کند، بلکه برکتی است که در پرتو آن جری تر از قبل می تواند مدعی گردد. از طرف دیگر رژیم اسلامی، در همه کانون های بحران خاورمیانه دخالت دارد و بر روی همه آن ها آماده است که با حریفان «جهانخوارش» برای سهم گیری وارد معامله شود. مذاکرات جاری بر سر عراق که دو دور آن تاکنون صورت پذیرفته یکی از این میدان هاست.

همه  این فاکت ها نشان می دهد که کار ما سرگردان شدن در پیچ و خم و کش و قوس های روابط دو طرف که آگاهانه و هر روزه بزرگنمایی می شوند، نیست. استراتژی مستقل و متکی به نیروی خود نمی تواند راههای پبشروی خود را در بطن دیپلماسی متناقض و البته هدفمندی که طرفین تعقیب می کنند، پیش ببرد. ضمن اینکه نباید احتمال هرگونه ماجراجویی جنون آمیز جنگی را منتقی دانست و خود را برای مقابله با عوارض خانمانسور آن آماده ساخت، اما نباید با هر عربده ای که ژنرالی آمریکایی بر ناو جنگی مستقر در خلیج فارس و  فرمانده سپاه برای مبارزه با استکبار جهانی سر می دهند، به ارائه تببین های اغراق آمیز و افراطی در غلطید. خوفی که آگاهانه هم از موضع «چپ» و هم از جانب بعضی از نیروهای «راست» با اغراق گویی در حمله نظامی به ایران ایجاد می کنند، به نتیجه ای جز در کنار نیروهای رژیم برای دفاع از «باب میهن» یا آوانتوریسم در برخورد به رژیم اسلامی نمی انجامد.

جمهوری اسلامی، از برکت وضعیتی در این کارزار دارد، یعنی نفوذ و نقش مخربش در کانون های بحران منطقه، ضعف و درماندگی آمریکا و متحدینش در عراق و افغانستان، مشتاق ادامه دیپلماسی مزورانه اش با آمریکاست و فشارهایی که آمریکا به صورت تحریم های اقتصادی و تهدیدات گاه و بیگاه نظامی بر او می آورد، برایش «برکتی» است  که در پرتو آن ضمن اینکه شکاف ها و بحران جدی و دوباره سر درآورده درون حاکمیت را، که با با کنار گذاشتن دو وزیر کابینه احمدی نژاد در روزهای اخیر حدت بیشتری یافته است، سرپوش می گذارد؛ رو به مردم به ستوه آمده و معترض هم، دوباره شمشیرها را از رو بسته و به جانشان افتاده و ضمن این که می خواهد جنبش های رو به رشد آن ها را به عقب نشینی وا دارد، در همان حال قابلیت سرکوبگری و توانایی کنترل بر اوضاع را هم به قدرت های جهانی نشان دهد و از این رهگذر هم یک امتیاز برای مقبولیت دادن به خود بگیرد.

برای مردم به ستوه آمده ایران، برای جنبش های کارگری، دانشجویی و جوانان، زنان و همه جنبش های دمکراتیک و آزادیخواهانه ای که برای برچیدن هر گونه تبعیض و نابرایری ملی، جنسی و مذهبی در ایران در جریان است و بارزه های درخشانی را در دوره های اخیر از خود نشان داده است، تکلیف تنها پشت کردن به کشمکش ارتجاعی بین رژیم اسلامی و جنایت و کشتار و نیروهای جنگ طلب و اشغالگر امپریالیستی است. جنگ قدرت و کش و قوس هایی که در روابط  دولتین ایران و آمریکا در جریان است، ربطی به منافع و خواست های مردم محروم و ستمدیده ایران ندارد و به جز فقر و دربدری و روزگاری تیره و تارتر برای برای آن ها به همراه ندارد.

رشد افقی که به رشد آگاهی و نیروی متشکل و  متکی به خود مردم، در قالب جنبش های اجتماعی در جریان می انجامد، تنها ضامن پیشروی به سوی جامعه بدور از سلطه گری چه از نوع میهنی و چه از نوع جهانی آن است.

برگرفته از جهان امروز شماره 194