رفسنجانى و جمهورى اسلامى ايران
کنکاش در پرونده جنگ ٨ ساله ايران و عراق به چه منظورى است؟
هلمت احمديان
على اکبرهاشمى رفسنجانى (١) را مىتوان آينه تمامنماى رژيمى ناميد که يک ربع قرن است با اتکا با سياهترين حکومت ديکتاتورى و احکام قرون وسطايى بر مردم ايران حکومت کرده است. رفسنجانى يکى از ستونهاى بناى متعفن رژيم جمهورى اسلامى است که با خون و کشتار و قتل عام مخالفين و استثمار مزدبگيران سر پا نگه داشته شده است. او بر خلاف غالب رهبران ديگر رژيم از همه دورههاى حاکميت اسلامى، چه دو دوره ٤ ساله رياست جمهوريش که جلو صحنه بود (٢) و چه ساير دوران پس و پيش آن، مصلحت نظام را نه در سطح لقب کنونىاش يعنى «رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام»، بلکه به معناى واقعى کلمه، تشخيص داده و همواره علنا و رک از همه دوران عمر اين رژيم با همه جنايات و تباهىهايش دفاع کرده و در همه افت و خيزهاى رژيم شريک و سهيم بوده است و در مقابل انتقادات و ناکامىها عقب ننشسته است. پاسخ دندانشکن و شکستى که مردم شرکتکننده در "انتخابات" دوره ششم نمايندگى براى مجلس شوراى اسلامى در حوزه تهران به او دادند و يا افشاگرىهايى که متحدان سابقش مانند گنجى و عبدى (٣) و ... از او بهعمل آوردند، نمونههايى از اين قبيل است. رفسنجانى از خاتمى، که در سالهاى اخير در پرتو پديده "دوم خرداد" شاخص شد، گستردهتر، قديمىتر و همه جانبهتر، وجهههاى «مدرنيسى» و «نوگرايى»اى که اين رژيم چه در عرصه الگوى اقتصاد آزاد و چه در سطح سياست خارجى نياز داشته، را نمايندگى کرده است. او سياستمدارى معمولى که به اعتبار حزب و جريانى سياسى در دورانى ميدان مانور يافته، نبوده، بلکه قدرت خود را از برکت اين رژيم، همزمان بر اليگارشى وسيع و گسترده مالى و ثروتهاى بيکران نيز استوار کرده است. گوشههايى از ثروت اندوزى خاندان او بر بستر مافياى اقتصادى و سياسى از طرق پارهاى مطبوعات فاش شده است که گوشههايى از آن برگرفته از «روزنامه کيهان»، «هفته نامه صبح»، «مجله اقتصادى فوربس»، «روزنامه نروژى تجارت امروز» و «خبرگزارى ت.ت.سوئد» به صورت پاورقى شماره ٤ تا ٧ در انتهاى اين مطلب آمده است.
اهميت پرداختن به نقش عنصرى همچون رفسنجانى در رژيم جمهورى اسلامى، صرفا بر اساس ويژگىها و نقش موذيانه و موثر او در تاريخ سياه تاکنونى رژيم اسلامى نيست، بلکه به اعتبار قابليتى که او در دور اخير نيز در پيشبرد استراتژى آمريکا براى منطقه از طرفى و انعطاف پذيريى که او در بهم وصل کردن گرايشات درونى حکومت براى تطبيق با اين روند دارد، نيز قابل تامل است. رفسنجانى اگر چه با ديد ترديد به آمريکا مىنگرد، ولى از رهبران پراگماتيست اين رژيم است، که خواهان مدارا با آمريکاست و هدفى که او در مصاحبه مفصلى که با روزنامه همشهرى در اول ماه مهر امسال انجام داده در همين راستا است.
اگرچه نيات رفسنجانى در اين مصاحبه، نه تاريخ نگارى صرف، بلکه ارزش مصرف روز اين بازبينى است، ولى به جنبههاى قابل بحثى از دلايل سرکشيدن جام زهر سران رژيم در ١٤ سال پيش نيز اشاره دارد که قطعا در جاى خود بايد به عنوان گوشههايى از پرونده سياه سران اين رژيم مورد توجه قرار گيرد. جنگى که صدها هزار کشته برجاى گذاشت. جنگى که آثار منفىاش هنوز بعد از ١٤ سال بر پيکر جامعه ايران و قربانيان آن سنگينى مىکند و از طرف ديگر بر اساس نظر برخى از پژوهشگران اقتصادى "رانت"خواران اقتصادى سالهاى اخير در سطح بالاى حاکميت ايران که به ثروتهاى افسانهاى رسيدهاند، ريشه در همان سالهاى جنگ دارد که از قبل خريدهاى نظامى از بازارهاى آزاد سلاح و جنگى براى گرم نگه داشتن «تنور جنگى» نصيبشان شده است. ولى همانگونه که در بالا اشاره شد، هدف اصلى رفسنجانى از اين مرور و مصاحبه در روزنامه همشهرى، به نمايش گذاشتن ظرفيتهاى نهفته در رژيم مطبوعهاش در مقابل باتلاقى است که اکنون آمريکا و متحدينش در عراق در آن گير کردهاند. هدف او در لابلاى جملاتى که ظاهرا روى به گذشته دارد، اين است که مىخواهد بگويد که اگر چه در آن مقطع آنها بنيه مالى، تجهيزاتى و... را براى ادامه اين جنگ نداشتند و به اين اعتبار آتشبس را پذيرفتند، اگر چه استراتژى جنگى آنها در آن مقطع ره به جايى نبرد، ولى همانموقع نيز، آنها استراتژى نابودى صدام و کوتاه کردن دست رژيم وى را بر مردم عراق و بويژه شيعيان اين کشور داشتند. و اين ظرفيتى بود که با حمايت خارجى و بويژه آمريکا در آن مقطع مواجه نشد.
رفسنجانى در وراى اين تاريخ نگارى «نابهنگام»، اين هدف را تعقيب مىکند، که رژيم اسلامى ايران توان و ظرفيتهاى زيادى براى بکارگيرى در معادلات منطقهاى از طرف آمريکا دارد. نفود و توانايى زيادى بر شيعيان عراق دارد و... براى بالابردن نرخ رژيم اسلامى در بده و بستانهاى سرمايهدارى در منطقه بايد ظرفيتها را به معرض ديد گذاشت، بايد چراغ سبزهاى آشکار داد. اين مصاحبه پر«رمز و راز» رفسجانى در بازبينى جنگ ٨ ساله تحت لواى «دفاع مقدس» در خدمت به اين مسئله است. همانگونه که اعلام نام تنى چند از رهبران القاعده به عنوان اسير براى معامله از اين نوع انعطافها است. او به زواياى مختلف تاريخ ٨ سال جنگ و کشتار و ويرانى دست مىاندازد، تا از آن ماتريال مورد نياز و استفاده براى شرايط کنونى را بيرون بکشد.
رفسنجانى با وجود اينکه مافياى قدرت و ثروت را در اختيار دارد، با وجود اينکه «سردار سازندگى» اکنون در نزد افکار عمومى مردم سردار چپاول و فساد است، اما او همچنان از طريق «مجمع تشخيص مصلحت نظام» و «حزب کارگزاران سازندگى» و دهها نهاد و ارگان مخفى و علنى، خود را در سياست ايران اعمال مىکند. رسوايى رفسنجانى بخشى از رسوايى کل رژيم اسلامى است.
٭٭٭٭٭٭
پاورقى ها:١- کتاب عبور از بحران: کارنامه و خاطرات ١٣٦٠ هاشمى رفسنجانى، که به اهتمام پسرش ياسر رفسنجانى تهيه و تنظيم شده و از سوى انتشارات «دفتر نشر معارف انقلاب» ١٣٧٨ منتشر گرديده است. در مقدمه ناشر آمده است: «... نقشى که هاشمى رفسنجانى از ابتداى نهضت اسلامى، تاکنون داشتهاند، همواره نقشى تاثيرگذار و محورى بوده است و در حال حاضر يکى از معتبرترين راوىهاى تاريخ انقلاب مىباشد. ايشان به سبب اين که در مرکز قدرت سياسى حاکميت بوده و ارتباطات بسيار نزديک با رهبرى انقلاب داشتهاند، توانستهاند نکات ريز و مهمى را در همان روزهاى پرحادثه انقلاب، مکتوب نمايند... مسئوليتهاى مهمى چون عضويت شوراى انقلاب سرپرستى وزارت کشور، رياست مجلس شوراى اسلامى، نمايندگى خمينى در شوراى عالى دفاع، جانشينى فرمانده کل قوا، فرماندهى جنگ ايران و عراق، امامت نماز جمعه تهران، رياست جمهورى، رياست شوراى عالى انقلاب فرهنگى و رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام، رياست تعدادى از شوراهاى عالى تصميمگيرنده ديگر و سفرهاى حساس داخلى و خارجى و ملاقاتهاى سرنوشتساز با شخصيتهاى کليدى جهان و فکر و ذهن جستجوگر و نقاد نويسنده اين سلسله خاطرات و به تعبير ديگر، اين کارنامه متنوع و جامع، به اين اثر تاريخى، اهميت و اعتبار خاص مىدهد».
٢- کتاب «سردار سازندگى» توسط انتشارت روزنامه سلام، در بهار سال ١٣٧٩ منتشر شده است. در مقدمه اين کتاب مىخواينم: «قرار بود کتاب حاضر درباره نقد آثار فکرى هاشمى رفسنجانى باشد اما به دلايلى مسير کار تغيير يافت. از جمله اين که آقاى رفسنجانى، در حوزه انديشه، تئورىپرداز و داراى سيستم فکرى مشخصى نيست. وى بيش از آن که داراى انديشه سياسى باشد مرد ميدان سياست است... فرزندان آقاى هاشمى، کتابهاى متعددى با چاپهاى نفيس و قيمت نسبتا ارزان درباره شخصيت پدرشان منتشر کردهاند. افرادى نظير آقاى کرباسچى نيز از کمکهاى مالى و فکرى در نشر آثار هاشمى دريغ نکردهاند. اما آنچه درباره آن کم سرمايهگذارى شده است، نقد عملکرد هاشمى رفسنجانى و به ويژه دولت سازندگى است. بىترديد هاشمى رفسنجانى يکى از موثرترين افراد در جمهورى اسلامى است.... بستگان آقاى هاشمى رفسنجانى، در حوزه قدرت حضور دارند و اين کار اگر فىنفسه بد نباشد اما الکوى رفتارى نامناسبى در جمهورى اسلامى ايجاد مىکند».
٣- عباس عبدى، خطاب به رفسنجانى مىنويسد: «... در مقابل سيل انتقادات عليه شما و خانوادهتان تمام دوستان سابق شما مهر سکوت بزنند و نظارهگر تنهايى سردار سازندگى باشند، البته اگر شما سردار بوديد، بايد هموار از افسران و پياده نظامان سازندگى هم ياد مىکرديد تا بلکه امروز فريادرسى مىبود، ولى چه مىتوان کرد که گويى هر خيرى که در ٨ سال ٦٨ تا ٧٦ رخ داده منشا آن جنابعالى بودهايد و بدىهايش هم بر عهده ديگران است».(از کتاب سردار سازندگى، ص ١٧٠)
٤- مجله اقتصادى «فوربس» گزارش مستندى درباره قدرت و ثروت رهبران جمهورى اسلامى، اول جولاى ٢٠٠٣ منتشر کرده است. اين مجله درباره ثروت خانواده رفسنجانى مىنويسد: «انقلاب ١٩٧٩ خانواده رفسنجانى را به سوى تجارت سوق داد. يکى از برادران رفسنجانى رئيس بزرگترين معدن مس ايران شد، ديگرى رياست راديو و تلويزيون اين کشور را در دست گرفت. برادر زن رفسنجانى و يا شوهر خواهرش فرماندار کرمان شد و پسر عمو يا پسر خالهاش رئيس شرکتى که کارش صادرات پسته است و ٤٠٠ ميليون دلار سرمايه دارد. برادرزاده يا خواهرزاده او و يکى از پسرانش مناصب کليدى را در صنعت نفت ايران در اختيار دارند و پسر ديگر او رئيس شرکت سازنده مترو ايران است که تاکنون ٧٠٠ ميليون دلار در اين زمينه مصرف شده است. گفته مىشود که خانواده رفسنجانى صاحب يکى از بزرگترين شرکتهاى نفتى در ايران، کارخانه مونتاژ اتومبيلهاى کرهاى «دى وو» و بهترين خط هوايى خصوصى است.
شايعات در ايران ثروت خانواده هاشمى رفسنجانى را بيشتر از اينها مىداند. براساس يکى از اين شايعات اين خانواده ميلياردها دلار پول در بانکهاى سوئيس و لوکزامبورک ذخيره کردهاند؛ به علاوه کنترل اسکلههاى مربوط به مناطق آزاد اقتصادى در خليج فارس و مالکيت هتلهاى سواحل دوبى، گوا و تايلند نيز در اختيار آنهاست.
برخى مايملک خانواده رفسنجانى در معرض ديد همگان قرار دارد. جوانترين فرزند رفسنجانى به نام ياسر، ٣٠ هکتار زمين در لواسان در شمال تهران دارد؛ جايى که قيمت هر هکتار زمين به ٤ ميليون دلار بالغ مىشود. اما ياسر اين پولها را از کجا به دست آورده است؟ او يک تاجر درس خوانده بلژيک است که کارخانه صادرات وارداتى را در اختيار دارد که کارش توليد غذاى کودک، آب آشاميدنى در بطرى و ماشىسازى صنعتى مىباشد.
٥- در پى انتشار سندى مبنى ير داشتن حسابى از سوى رفسنجانى در يکى از بانکهاى خارج از کشور، او به تاريخ ٧ ٢/١/١٣٦٠ در روزنامه کيهان چاپ تهران ضمن تکذيب اين مساله خواستار شناسايى عاملان جعل اين سند شد... او تاکيد کرد بايد از مسئولان سفارت ايران در سوئيس خواسته شود که به همين بانک که در اين ورقه به آن اشاره شده مراجعه و سعى کنند جاعل سند پيدا شود. وى همچنين از مردم خواست که در مقابل رويههاى گوناگون دشمنان براى ضربه زدن به انقلاب هوشيارى خود را حفظ کنند.
٦- رسولىنژاد نماينده مجلس در مصاحبهاى با هفتهنامه صبح اظهار داشت: «در ايران مافياى سياسى و اقتصادى شکل گرفته است. مافياى ايران که هم پشتوانه غنى مالى دارد و هم پشتوانه سياسى...».(از کتاب سردار سازندگى، ص ١٧ و ١٨)
٧- به گزارش روزنامه نروژى «تجارت امروز» خانواده رفسنجانى که در زمينه معاملات کلان نفت و گاز ايران فعالند، شرکت پوششى به نام «هورتون» درخارج کشور به کمک يکى از وابستگان خود به نام عباس يزدى، ٣٥ ساله ساکن سوئد، تاسيس کردهاند. اين شرکت براى اينکه در اروپا ماليات ندهد در جزيره کارائيب که «بهشت مالياتى» ناميده ميشود، به ثبت رسيده است. مدير شرکت از طريق شرکت واسطه و به بهانه استفاده از «خدمات مشاورهاى» آنها تعهد پرداخت ١١٥ ميليون کرون نروژ رشوه به پسر رفسنجانى مى دهد تا بتواند در يک پروژه بزرگ گاز در جنوب ايران سهيم شود.
با رو شدن جريان، تحقيقات پليس نروژ در اينباره شروع شده است و پليس نروژ دفتر مرکزى اين شرکت در شهر استاونگر را مورد تجسس قرار داده است. علت تجسس قرارداد مشکوت اين کنسرن با يک شرکت خدمات مشاورهى مرتبط با ايران اعلام شده است. همچنين يکى از مديران شرکت «استات اويل» به خاطر افشاى رشوه دهى به شرکت پوششى رفسنجانى اخراج شده است. همچنين براساس گزارشى ديگر از خبرگزارى ت.ت.سوئد در تاريخ ١٢ سپتامبر "اولاف فىبل" رييس شرکت اعلام داشته که وى در ماه ژوئن گذشته از طريق حسابرسى داخلى شرکت در مورد تقش باند رفسنجانى در شرکت ملى نفت ايران اطلاع يافته است. وى گفت که از اطلاعات دريافتى راضى نبوده است، اما ضرورى نديده است که قرارداد با شرکت خدمات مشاورهاى را لغو کند.