تأکیدی دوباره بر شروط پیشروی مبارزۀ طبقاتی

                                                                                 فرشید شکری

شرط داشتن تحلیلی رئالیستی و واقع بینانه از اوضاع و احوال جامعه و آنگاه ترسیم خطوط مبارزاتی و تاکتیک های عاری از اشتباه و ثمربخش، ژرف اندیشی و تأمل عمیق در مختصات و افت و خیزهای جدال طبقاتی است.

رعایت دقت در وارسی جزء به جزء رویدادها و ریزبینی و تعقل کافی در روندهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جامعه، آهنگ پیشروی بسمت اهداف مورد تعقیب را تندتر می سازد. پیروزی در هر کشمکشی بی هیچ اما و اگری مستلزم دنباله روی از این قاعده است. درپیش گرفتن این متد توأم با واقع پردازی، منشأ سمت گیرهای بری از خطا و یا زیانبخش خواهد شد.

بی گمان لازمه برداشتن گام های برگشت ناپذیر در پیکار طبقاتی، اشراف بر کمبودها و سعی در جبران نواقص و کاستی ها ست. با چنین درکی از وضعیت عینی ناشی از کنش های اندیشیده شده و نقشه مند طبقات مسلط، واکنش های بازدارنده، برا و ضربه زننده به دشمن در ذهن نمود می یابند و بی درنگ جامه عمل بر تن می کنند.

در نتیجه می توان اطمینان داشت که برهم زدن کامل توازن قوای طبقاتی (از توان و رمق افتادن  بورژوازی و تن در دادن به تسلیم) و وزین شدن کفه ترازو به نفع طبقه کارگر در مبارزات جاری ابداً نه امری طولانی مدت و نه فعلاً محالیست.

حال پرسش اینست که چگونه می شود بدان تغییر در توازن قوا آنهم در راستای تکوین برآیند انقلاب کارگری، بچنگ آوردن قدرت سیاسی (تشکیل دولت و سازمانی که ابزار تولید را از چنگ بورژوازی بیرون می کشد و مقاومت استتثمارگران را درهم می شکند )، برچیدن روابط و مناسبات تولیدی کنونی، الغاء اختلافات طبقاتی بطور کلی و عاقبت گذار به جامعه کمونیستی، نائل آمد؟

اصولاً حصول بدین مقصود ابتدا در گرو حادث گشتن استراتژی "اتحاد طبقاتی" است. مادام تشتت و افتراق در صفوف پیشروان جنبش کارگری و نیز پراکندگی در صفوف مبارزات کارگران و مزد بگیران پایان نیابد خبری از دگرگونی بنفع جبهه کار و زحمت نخواهد بود.

قدر به یقین اولین شقّ ممکن در پدیدار گشتن این تغییر "اتحاد، همگرائی و همدلی" کلیه تلاشگران علنی، مخفی و فکری جنبش کارگری می باشد. لذا موعد آن فرا رسیده تا دست بکار عینیت یافتن این امر مبرم شد. چرا و از چه روی نباید بجای بهره گیری بهینه از تجارب، ایده های متفاوت و غنی سازی مباحث درونی جنبش در فضائی رفیقانه، صرفاً سراغ نفی و رد همدیگر را گرفت و باز با علم به نیازعاجل یکی شدن همچنان مشغول کوک کردن و زدن ساز خود بود! « اینجا بحث از کم توجهی  و حذر کردن از نقدهای سازنده نیست و بدون تردید یکی از اولویت ها و وظایف خطیر هر چالشگر و فعال کارگری چپ و سوسیالیست درافتادن با نظرات انحرافی و بی ربط به منافع دراز مدت طبقه در درون جنبش کارگری با متانت و دوراندیشی است ».

نیک بختانه تأسیس "شورای همکاری تشکل ها و فعالین کارگری" با فراخوان و دعوت اتحاد کمیته های کارگری و شرکت کمیتۀ هماهنگی...، کمیتۀ پیگیری...،انجمن فرهنگی... و دانشجویان طرفدار جنبش کارگری گامی بلند و مثبت در راه متحد شدن و ایجاد مناسبات نزدیک میان فعالین علنی و مخفی جنبش کارگری بود و شایسته است تا سرسختانه به حمایت از آن برخاست و تقویتش کرد.

طراحان و مؤسسین "شورای همکاری تشکل ها و فعالین کارگری" دقیقاً با برداشت صحیح و بموقع خود از شاخص های سیاسی جامعه، توازن قوای طبقاتی و اذعان بر نقاط قوت و ضعف جنبش کارگری، با اندیشۀ پاکسازی جاده پر سنگلاخ مبارزات این دوره و پر بنیه تر کردن توان رو در روئی قاطبه طبقه (کارگران شاغل و بیکار) با سرمایه داران، صاحبان صنایع و دولت آنها بمیدان آمده اند. « شایان ذکر است گذشته از چیرگی بر تفرقه و جدائی، بالا رفتن ضریب مبارزاتی جنبش کارگری بدون جستجوی راههائی بجهت حذف رقابت میان کارگران شاغل و بیکار تقریباً نا ممکن خواهد بود. در بیست سال گذشته بورژوازی ایران و رژیم حامی آنها از ارتش بیکاران همچون اهرمی کارا درمرعوب نمودن کارگران از اخراج و جایگزینی کارگران بیکار با ایشان فرصت یافته اند تا همزمان با تعرض شدید به دستمزدها و مزایای بخش شاغل طبقه آنان را در چهار دیواری مبارزه برای دستمزدهای معوقه به بند کشند ».

مضاف بر این تأمین استراتژی " اتحاد و غلبه بر پراکندگی" نقش بی برو برگردی در متحقق ساختن خواست سازمانیابی کارگران در تشکل های مستقل و طبقاتی و تحمیل آن بدولت و کارفرمایان دارد.

حکماً همگی ما استحضار داریم که نظرات و آراء فوق العاده ارزشمندی از جانب فعالین گرایشات چپ و رادیکال جنبش کارگری حول مرتفع ساختن موانع تشکل یابی (اختناق سیاسی، وضعیت ناهنجار و فلاکتبار اقتصادی و فقدان برداشت مشترک از مضمون و پروسۀ برپائی تشکل های توده ای) طرح گردیده و در عمل نیز پیشگامان کارگری ابتکارات قابل تحسینی در این زمینه (تأسیس کمیته ها) بخرج داده اند، با این وصف اقدامات و زحمات شبانه روزی آنها در پاسخگوئی بضرورت "تشکل یابی کارگران" بدون همگرائی و همکاری تنگاتنگ و صمیمانه کمیته های حاضر و تک تک فعالین جنبش کارگری ببار نمی نشیند. « هر چند اوجگیری اعتراضات کارگری و عروج آگاهی و دانش طبقاتی توده های کارگر در بطن آن مبارزات، موجبات دستیابی به تشکل های توده ای را مهیا می نمایند ».

از سوی دیگر وقوع اینچنین حالتی (اتحاد و همبستگی) رژیم را با محدودیت های فراوانی دربازداشت و محبوس کردن کوشندگان کارگری و یا کارگران معترض به وضعیت نابسامان و تکان دهندۀ شغلی و معیشتی خویش، مواجه می سازد. وانگهی یکپارچگی فعالین کارگری و به تأسی از آن پشتیبانی مادی و معنوی هر دو بخش طبقه کارگر (شاغل و بیکار) از هم، خود بخود ترس از اخراج، بیکاری و در یک کلام وحشت از کف رفتن نان شب افراد تحت تکفل را در بین کارگران شاغل می شکند.

اگر این روزها دیوار اختناق و سرکوب حاکمیت اسلامی- سرمایه داری ایران بدلیل رشد مقابله  هر روزۀ کارگران در بخش های تولیدی و خدماتی، انعکاس برق آسای اخبار بگیر و ببند فعالین کارگری در دنیا و اعتلای سایر جنبش های اجتماعی (زنان و دانشجویان) ترک برداشته با این اتحاد طبقاتی برج و باروی استبداد حاکم بر سر بانیان و متولیان آن فرو می ریزد.

استراتژی " سایه گستری گرایش رادیکال سوسیالیستی" بر جنبش کارگری ایران عنصری دیگر در تأمین زیر و رو کردن کامل توازن قوای طبقاتی بشمار می رود. چنانچه به اهمیت "اتحاد فعالین جنبش کارگری" چه درخاتمه دادن به پراکندگی مبارزات کارگران و چه در جلو انداختن زمان تحقق امر متشکل شدن کارگران همچون تزریق خون تازه به کالبد طبقه باور داشته باشیم، تعمیق و فراگیر گشتن چشم انداز  سوسیالیسم کارگری بدرون جنبش و تثبیت آن در حکم کشتن میکروب های وارد شده به بدن طبقه  کارگر و واکسینه کردن آن در برابر تهاجم ویروس های بعدی گرایشات غیر کارگری است.

پیشی گرفتن کارگران و مزد بگیران در میدان نبرد، کسب امتیازهای بیشتر از سرمایه داران و دولتشان و سپس طلوع سپیده دم پا نهادن به فاز صد در صد تعرضی مبارزات ما علیه زیربنای اقتصادی و ساختارهای روبنائی جامعه بورژوائی هنگامی میسر می گردد که " حاملان اندیشه های انقلابی مارکس" یعنی کارگران و فعالین کارگری "رادیکال" دست بالا را در جنبش کارگری ایران بیابند. البته از شواهد و ادله ها پیداست که این دسته از مبارزان راه رهائی طبقه کارگر با طمأ نینه و آرام آرام بطرف فتح این قله رفیع در حال صعودند.

درچند سال اخیر طیفی از فعالین علنی چپ و سوسیالیست با هدایت کردن اعتراضات و خواسته های کارگران بر سرمطالبات صنفی- سیاسی شان رل عمده ای را در این ارتباط  برعهده داشته اند. آنها با عملکردی مدبرانه و موضع گیرهای اصولی خود « با تحمل رنج های بیشمار» فی المثل، پیش کشیدن خواست ایجاد تشکل های مستقل از دولت در مقابله با شوراهای اسلامی، برگزاری مراسم های اول ماه مه و تصویب قطعنامه هائی رادیکال و انقلابی در آن مراسمات، مخالفت با سیاست های بحران زای رژیم  و غیره سمپاتی کارگران زیادی را بسمت دیدگاههای خویش جلب کرده اند. استمرار این اقدامات پربار و اخذ تصمیمات بجا در بزنگاهها و فرصت های تاریخی آینده بسی حائز اهمیت است.

همچنین نبایستی از تأثیرات " کار مخفی " چه درکسب دستاوردهای ایندوره و چه در گسترش افق سوسیالیستی در روزهای پیش رو قلم گرفت. فعالیت های کمونیستی آگاهگرانه در محیط کار و زندگی، جذب نیرو، شراکت مستقیم و یا غیرمستقیم در سازماندهی اعتصابات و تظاهرات کارگری و... با رعایت کامل ریزه کاری های امنیتی کماکان از راهکارهای بی بدیل و واجبات مبارزاتی در این مقطع (اختناق سیاسی و سرکوب) می باشد.

عرصۀ در خور توجه دیگر استقبال و بها دادن فعالین چپ و سوسیالیست جنبش کارگری به هر گونه رفرمی ولو ناچیز بنفع معاش و زندگی کارگران است. در طول این سالها فقر و بیکاری وسیع، تعرض هر روزۀ دولت و سرمایه داران به دستمزد و مزایای کارگران و معلمین، یورش های وحشیانه به فریاد حق طلبی ایشان و قص علیهذا، نه فقط امر سازمانیابی کارگران را به تعویق انداخته بلکه خود این مشکلات باعث گردیده تا گرایشات لیبرال و رفرمیستی با باز طرح مطالبات اقتصادی کارگران حوزۀ نفوذ خود را در جنبش کارگری وسیع تر کنند.

دفاع و دامن زدن به جنبش مطالباتی کارگران و خالی نکردن کارزار بهبودی نسبی در وضع معیشتی طبقه مزد بگیر بنفع لیبرال ها، سوسیال دموکرات ها و سندیکالیست های درون جنبش در ردیف تاکتیک های مؤثر و کاری بمنظور گسترش افق سوسیالیستی و قوام یافتگی آن در آتیه می باشد.

 بحث حاضر هرگز بمعنای درغلتیدن به رفرمیسم و کوتاه آمدن از مبانی و اصول اعتقادی مارکسیسم (انقلاب کارگری و سوسیالیسم) نیست. همانگونه تأکیداً آوردیم، برهم زدن توازن قوای طبقاتی بقصد سرنگونی " سیادت سیاسی بورژوازی " بستگی به استیلای گرایش سوسیالیستی بر جنبش کارگری دارد که مسلماً عدم غیاب در این عرصه از مبارزه ما را به منزلگاه فوق می رساند.

توأمان با تقلاهایمان بامید مادیت یافتن دو استراتژی و دو نیاز حیاتی "اتحاد طبقاتی" و " گسترش چشم انداز سوسیالیسم کارگری" بمثابه شروط پیشروی پیکار طبقاتی و راهوار گشتن مسیر دخول به شرایط انقلاب کارگری، حاکمیت مطلق پرولتاریا و سوسیالیسم؛ انعکاس مصائب، گرفتاری ها و چالش های کارگری در دنیا از جانب فعالین چپ و کمونیست خارج کشور و سعی در کسب حمایت های بین المللی از کارگران ایران « صرف نظر از انتقادات بجا و درست ما از این نهادها و تشکل های زرد در اروپا و آمریکا و بقیه نقاط جهان » بسیار بسیار الزامیست.

در چهار سال گذشته این تاکتیک نتایج خوب و رضایت بخشی در بر داشته است. میلیون ها کارگر در سراسر گیتی بارها پشتیبانی خود را از کارگران ایران اعلام نموده اند و جهت آزادی محمود صالحی، منصور اسانلو و رهائی تمامی رهبران جنبش کارگری بوسیلۀ تجمع، راهپیمائی و یا ارسال طومار و نامه های سر گشاده به سران حاکمیت، خواهان دست برداشتن رژیم بورژوائی ایران از سیاست های سرکوبگرانه اش در قبال تلاشگران کارگری شده اند. یقیناً تداوم همبستگی با مبارزات کارگران ایران موفقیتی بزرگ برای جنبش کارگری در برون و بیرون از مرزها بحساب می آید.

این حمایت ها ضمن تحمیل فشار به سرمایه داران و دولت بورژوازی حاکم و بخشیدن احساس دلگرمی و تقویت روحیه جنگندگی در کارگران ایران، فراهم آورندۀ ارتباط معنوی آنها و رهبرانشان با احزاب چپ کارگری و تمامی پیکارگران و کوشندگان گرایش سوسیالیستی در تبعید خواهد شد.

و اما سخنی در خصوص اهتمام  و کار برای " نفوذ جنبش سوسیالیستی در کل جامعه" ، هر اندازه گرایش سوسیالیستی در جامعه ریشه بدواند بهمان نسبت در داخل جنبش کارگری و به تبع آن تشکل های مستقل و طبقاتی ای که ما کارگران و فعالین کارگری می خواهیم با مبارزۀ مستقیم خویش بنا کنیم موقعیت مناسب تری می یابد.

 فرض بگیرم در آینده ای نزدیک کارگران توانستند به تشکل های مستقل و توده ای خود دستیابند،  اما آیا وجود این نهادهای کارگری بیان دارندۀ یکه تازی گرایش سوسیالیستی در آن تشکیلاتهاست؟ مسلماً به صرف ماهیت و پراتیک ضد سرمایه داری شان (طرح هرگونه مطالبه ای توسط آن تشکل ها از پرداخت دستمزدهای معوقه و بالا بردن سطح آن، کم کردن ساعات کار، امنیت شغلی، پرداخت حق بیمۀ بیکاری، پرداخت بیمه های درمانی، حق مسکن و عائله مندی، بستن قراردادهای جمعی، استخدام رسمی تا کمترین امکانات بهداشتی و رفاهی در محل کار و دهها خواست و مطالبۀ دیگر عملاً در افتادن با کارفرما، صاحبان سرمایه، دولت آنها و کاهش سود و ارزش اضافه است.) نمی شود چنین ادعائی داشت.

از اینرو می باید همگی ما چپ ها و کمونیست ها چه در درون جنبش کارگری و چه در درون سایر جنبش ها ی اعتراضی جامعه (زنان، دانشجویان و جنبش انقلابی کردستان) مجدانه در راه رسیدن به این مهم قدم برداریم.    

                                              08/16/2007

بر گرفته از جهان امروز شماره 194