|
فعالیت های هسته ای ایران و نگرانی های غرب
فرشید شکری به فاصله ی کوتاهی پس از اظهارات محمود احمدی نژاد مبنی بر مختومه یافتن پرونده ی هسته ای جمهوری اسلامی، بار دیگر کیس ایران توسط شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی مورد بررسی قرار گرفت. نشست شورای حکام در حالی تشکیل شد که دو ماه پیش نمایندگان ایران و آژانس بین المللی انرژی هسته ای توافقنامه ای را تحت نام " برنامه ی اقدام " امضاء کرده بودند. در این سند رسمی، جمهوری اسلامی متعهد شده تا به تک تک پرسش ها و ابهامات بازرسان آژانس پاسخ گوید! "محمد برادعی" در گزارش خود به شورای حکام، توأم با انتقاد از ایران بخاطرغنی سازی اورانیوم، تفاهمات تازه ی سازمانش را با این کشور گامی مثبت در جهت حل بحران هسته ای ارزیابی کرد. علی رغم استقبال کشورهای عضو شورای عدم تعهد از سخنرانی مدیرکل آژانس ، این گزارش با واکنش منفی آمریکا و متحدینش روبرو گردید. به گفته ی دیپلمات های حاضر در گردهمائی شورا، آقای برادعی در اعتراض به بیانیه ی شدیداللحن اتحادیه ی اروپا سالن اجلاس را ترک کرد، با این حال اقدام وی تأثیر چندانی برمواضع اروپائیان (متحدین ایالات متحده) بر جای نگذاشت. " گوتوالد" سفیر آلمان در آژانس، تفاهم نامه ی جاری را بمنزله ی پیش آمدن فرصتی مناسب برای ایران در بتأخیر انداختن دستورالعمل تعلیق غنی سازی اورانیوم توصیف نمود و آنرا برای گروه 1+5 (آمریکا، چین، روسیه، بریتانیا، فرانسه و آلمان) غیر قابل قبول عنوان کرد. گوتوالد ارجاع مجدد پرونده ی ایران را به شورای امنیت سازمان ملل کارسازترین راه حل دانست. بدنبال انتشار خبر گزارش فصلی آقای برادعی در خصوص شفاف سازی برنامه های هسته ای رژیم ، محمود احمدی نژاد از افزایش شمار سانتریفوژهای فعال در تأسیسات اتمی نطنز و اضافه شدن یک آبشار در هفته به آنها خبر داد. متخصصین آژانس ضمن ابراز تردید نسبت به صحت ادعاهای احمدی نژاد، تعداد سانتریفوژهای این سایت را کمتر از دوهزار عدد برآورد کرده اند. جنجال آفرینی و تبلیغات کذب رئیس قوه ی مجریه با ناخرسندی رؤسای چندین نهاد تصمیم گیرنده و انتقادات تند جناح های مخالف با اصولگرایان و دولت نهم مواجه شده است. منابع مطلع می گویند، رهبران کلیدی نظام از نحوه ی سخن راندن احمدی نژاد در باب برنامه های هسته ای ایران ابراز نگرانی کرده اند و تعدادی از صاحب منصبان ایران در دولت های هاشمی رفسنجانی و خاتمی، بسختی به حرف های حماقت آمیز وی تاخته اند. نهم اکتبر دو هزار و هفت، دور دوم مذاکرات هیئت اعزامی آژانس بریاست معاون برادعی " اولی هاینونن" با هیئت ایرانی به سرپرستی معاون بین الملل شورای عالی امنیت ملی " جواد وعیدی" در ادامه ی توافق ماه اوت ایران با آژانس در تهران آغاز شد. به نقل از خبرگزاری دولتی ایران- ایرنا، موضوع سانتریفوژهای " پی-1 و پی-2 " محور گفتگوهای دو هیئت را به خود اختصاص داد. آژانس بین المللی انرژی هسته ای درپی اطلاع یافتن از چند و چون دستیابی ایران به این تجهیزات و دریافت پاسخ های قانع کننده در ارتباط با دیده شدن آثار اورانیوم خالص در برخی از نقاط کشور است . دور نخست مذاکرات در روزهای بیست و چهارم و بیست و پنجم سپتامبر انجام گرفت و نمایندگان رژیم به پرسش های هیئت اعزامی در ارتباط با تولید پلوتونیوم و آلودگی های کشف شده در کرج پاسخ گفتند. این مذاکرات را در شرایطی برگزار میگردند که شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه هائی تنبیهی علیه ایران صادر کرده است. با این وجود جمهوری اسلامی بدون خوف از این مصوبات، کمافی السابق تولید اورانیوم غنی شده را برای نیروگاههای هسته ای جزو حقوق بلافصل خویش بعنوان یکی از امضا کنندگان معاهده ی منع گسترش سلاح های هسته ای می داند. با آنکه سرپیچی حکومت ازعمل به دستورات سازمان های بین المللی موجب همگرائی بیشتر اروپائیان با ایالات متحده و خواست صدور قطعنامه های شدیدترعلیه ایران شده است، در مقابل چین و روسیه همچنان ضمن ابرازمخالفت با مواضع آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان اعمال مجازات های سنگین تر را تا قبل از وصول گزارش نهائی آژانس صحیح نمی دانند. نگرانی غرب عمدتاً ناشی از موافقت نامه ی ماه اوت و تداوم مذاکرات آژانس با ایران می باشد و همانگونه درخبرها آمده، آنان معتقدند این امر سبب هرز رفتن زمان و تعویق فشارهایشان بمنظور توقف فعالیت های هسته ای ایران خواهد شد. محمد برادعی در پاسخ به این اضطرابات، ازمحدود بودن گفتگوها و تهیه ی راپورت خویش تا اواخر ماه نوامبر خبر داده است. گفتنی است بتازگی رئیس جمهور راست گرای فرانسه " سارکوزی" گوی سبقت را از سران دول امپریالیستی دیگر در مقرر نمودن تنبیهات گسترده تر بر ضد ایران، ربوده است. غرض اصلی سفر اخیر سارکوزی به روسیه راضی کردن همتایش " ولادیمیر پوتین" در همسوئی با نظرات دولت فرانسه بود. اما پوتین در کنفرانس مطبوعاتی دهم اکتبر در حضور سارکوزی گفت: " ما اطلاعاتی در دست نداریم که نشان دهد ایران تلاش دارد جنگ افزارهای اتمی بسازد، بنابر این ما از همین نقطه جلو می رویم که ایران دنبال چنین هدفی نیست، اما مانند شرکای خود در غرب نگرانیم و باید فعالیت های هسته ای ایران تا حد ممکن شفاف باشد." با این وصف سارکوزی در همان کنفرانس مطبوعاتی از حاصل آمدن تفاهماتی میان دو کشور در برخورد با برنامه ی هسته ای ایران حرف زد. وی سفر رئیس جمهور روسیه را به تهران برای شرکت در اجلاس کشورهای حاشیه ی دریای خزر و گفتگوی پوتین با مقامات ایران را مفید قلمداد کرد. جا دارد به ملاقات " کاندولیزا رایس" و " رابرت گیتس" وزرای خارجه و دفاع آمریکا از روسیه آنهم در آستانه ی سفر پوتین به تهران باز بهدف متقاعد کردن این کشور از تصمیمات غرب در مورد فعالیت هسته ای ایران اشاره کرد. مقامات آمریکا در این دیدار مذاکراتی حول احداث سامانه ی ردیابی در جمهوری چک و پدافند موشکی در لهستان جهت مقابله با خطر حملات موشکی دولت هائی مانند ایران با رؤسای سیاسی و نظامی روسیه ترتیب دادند. کشاکش داخلی جناح های رژیم در رابطه با برنامه هسته ای واقعیت تمایل حاکمیت به ساخت و تولید سلاح اتمی بر کسی مستور نیست. از نظر حکومت گران دست یافتن به تکنولوژی تسلیحات کشتار جمعی موقعیت سیاسی شان را در سطح خاورمیانه و جهان تحکیم می بخشد، آنان را از یک قدرت نظامی منطقه ای فراتر می برد و توازن قوای منطقه را به ضرر سایر دول مجاور ازجمله اسرائیل و ترکیه برهم می زند. تمامی جناح های جمهوری اسلامی آرزوی وقوع این امر را در سر می پرورانند اما در عین حال کشمکش و جدال سختی بخاطر نحوه ی پیشبرد پروسه ی اتمی شدن میان آنها جریان دارد. اختلاف سلیقه در این زمینه بسان جدل برسر بکارگیری الگوهای اقتصادی و یا انتخاب راهبرد های حساب شده تر در راستای عملی کردن سیاست نئولیبرالی، جلب سرمایه گذاری، ادغام در بازارهای جهانی و سرانجام چگونگی برقراری مناسبات دیپلماتیک در سطوح مختلف با دنیای غرب یکی از پارامترها و شاخص های اصلی وضعیت درونی حاکمیت است. آنچه زبان رقبای احمدی نژاد و اصولگرایان را به نکوهش گشوده، غلو و افاضات نامبرده در خصوص پیشروی برنامه های هسته ای کشور در کنفرانس های مطبوعاتی و یا دیدارها و سمینارهای بین المللی است. فی الواقع رویکرد انتقادی مخالفین به گزافه گوئی های رئیس دولت نهم، بیان کننده ی بیم و هراس از ازدیاد تحریم های اقتصادی شورای امنیت و انزوای بیش از پیش رژیم اسلامی در جهان است. بعضی هم این انتقادات را نشانه ی ترس از تتاول و رودروئی نظامی غرب با ایران می دانند. اگرچه این تحلیل اندکی درست بنظر میرسد، ولی سران رژیم با اطلاع از شرایط دشوار جمهوری خواهان و نو محافظه کاران ایالات متحده در محدوده ی مرزهای خود، به گل نشستن ارابه ی جنگی آنها درعراق، سرد شدن میل اروپائیان به حضور در جنگی دیگر و نیازعاجل کاخ سفید به کمک های ایران در آرام کردن اوضاع عراق، کمتر به چنین احتمالی فکر می کنند و از این بابت خاطری آسوده دارند. آنان دریافته اند حتی اگر آمریکا به اصرار این و آن وارد جنگ با ایران شود صرفاً به عملیات محدود هوائی بسنده خواهد کرد. دلیل واهمه امپریالیسم آمریکا از دستیابی ایران به فن آوری هسته ای اهمیت قضیه ی ایران بمراتب بیش از مسئله ی در حال حل فعالیت های اتمی کرۀ شمالی برای دولتمردان آمریکاست. همانطور پیشتر توضیح دادیم، چنانچه جمهوری اسلامی در ادامه ی فعالیت های غنی سازی به توانائی ساخت تسلیحات اتمی برسد، توازن قوای منطقه ای بسود ایران تغییر خواهد کرد. این وضعیت، کاخ سفید را از ترس سنگ اندازی رژیم ایران در مسیر اهداف استراتژیکش به مماشات و سازش بی قید و شرط با تهران ملزم خواهد کرد. اینچنین کنار آمدنی ابداً برای دولت نژاد پرست اسرائیل خوشایند نیست. « فراموش نکنیم تا به امروز ایران در خدمت پروژه های آمریکا در خاورمیانه بوده است.» به باور نئوکنسرواتیوها و شرکای صهیونیست، درصورت اتمی شدن ایران آنها مجبورند تا در معادلات سیاسی منطقه جایگاهی ویژه به این کشور بدهند که این موضوع باعث گره خوردن اهداف بلند مدت بورژوازی آمریکا و اسرائیل به اقدامات تهران خواهد شد، بهمین دلیل در تلاشند تا خواست جمهوری اسلامی در این زمینه تحقق نیابد. از نظر نئو کان ها مصالحه با حکومت اسلامی در آن شرایط ، به اعتبار جهانی اشان لطمه می زند و بسیاری نیز احتمال رودست خوردن از رهبران جاه طلب ایران را دور از انتظار نمی دانند. درعوض اعتدال گرایان (شخصیت هائی در بین هر دو حزب حاکم) برقراری روابط دوستانه با رژیم ایران و قبول تمنای دفاع از ماندگاریش را کلید حل مشکلات آمریکا در منطقه و زمینه ساز برون رفت از بن بست کنونی و موفقیت طرح های بعدی می انگارند. تردیدی نیست سیاست فشار و یا ملایمت، دو راهکار متفاوت برای عملی شدن نقشه های سرمایه داری آمریکا و صهیونیست های هم کاسه با آنهاست. چرائی کشمکش اروپائیان با جمهوری اسلامی در این رهگذر،هر کدام از قدرت های اروپائی (انگلیس، فرانسه و آلمان) با درک مطامع و امیال رقیب بزرگ خود برآنند تا این متحد دیرین را ناکام ساخته و بصورت کامل کنترل خاورمیانه را بچنگ آورند. هرچند اینان بارها از مواضع و آراء حاکمان ایالات متحده در قبال کشورهای نافرمان اعلام حمایت کرده اند و همیشه با سیاست های واشنگتن همراه شده اند، لیکن برغم همه ی این همکاری ها و وجود روابط نزدیک اقتصادی، سیاسی و امنیتی با یکدیگر منافع ملی جدا و مستقل از شرکای خویش دارند. سرمایه داری قطب های امپریالیستی اروپا به اضافه ی چین، روسیه و ژاپن در پنجاه سال اخیر سودای تصرف قسمت اعظم سهام شرکت ها و کمپانی های چند ملیتی و در یک کلام قبضه ی رهبری طبقه ی بورژوازی جهان را در ذهن داشته اند و دارند. بزعم آنها مسابقه ی تصاحب بازار و سرمایه های مالی جهان پایانی ندارد. گذشته از اتحادهای منطقه ای و بین المللی که حاکی از همگرائی و وفاق امپریالیست ها در شکوفا کردن شیوه ی تولید و روابط استثمارگرایانه ی حاضر از راه جهانی سازی و همچنین جمع کردن نیرویشان در مبارزه با طبقه ی کارگر دنیاست، طبقات حاکم این ممالک و دیگر دول سرمایه داری بدواً به منافع خود میاندیشند. باید دانست فشار این کشورها به حاکمین ایران در حقیقت گرفتن ابتکار عمل از دست هم پیمانان خود بهدف باز کردن درب های غارت و چاپیدن ثروت مردم ستمکش ایران است. موضع گیری و نوع برخورد مردم ایران با مسئله مسلماً، تضمین بقای حکومت از سوی غرب بویژه آمریکا و یا تبدیل شدن به قدرتی اتمی، « بگفته ی کارشناسان، این امر مستلزم زمان است.» مانع از سرنگونی رژیم اسلامی- سرمایه داری بدست جنبش های اجتماعی نخواهد گردید. کارگران، زنان، دانشجویان و ملل تحت ستم خواستار خاتمه دادن به عمر ننگین این نظام اند. ایشان قدر به یقین با پیکار متحدانه ی خود استبداد حاکم را همانند دیکتاتوری پهلوی بزیر می کشند، مع الوصف آنچه نبایستی در کنار مبارزات ایندوره نادیده گرفته شود، برخورد قاطعانه ی ما با طرف های درگیر است. مسامحه و بی تحرکی در این زمینه میدان معامله کردن با سرنوشت طبقه ی کارگر و توده های زیردست را برای طرفین دعوا باز می گذارد. عدم مخالفت صریح با تلاش های نظام جنایت پیشه ی ایران در دستیابی به تسلیحات اتمی شانس رویدادهای پرخطر را چند برابر میکند. آرزوی این رژیم سکوت شهروندان ایران و نشنیدن صدای اعتراض آنان علیه فعالیت های غنی سازی است. جبهه ی مقابل هم از کم تفاوتی توده ها در بارۀ ماجراجوئی های حاکمیت بسیار خوشنود است و آنرا فرجه ای خوب بجهت مطیع ساختن تهران تلقی می کند. سمت گیری مردم ایران در قبال بحران هسته ای نباید در موازات با سیاست رژیم ضد بشری اسلامی و جناح هایش باشد که می خواهند داشتن تکنولوژی هسته ای را خواست و اراده ی ملی جلوه دهند و یا مطابق با میل اپوزیسیون بورژوائی پرو آمریکا باشد که مدام سرگرم تحریک غربی ها بامید اعمال تحریم های سخت تر و یا یورش نظامی به کشور هستند. کاملاً مبرهن است، دود تحریم های اقتصادی تنها به چشم طبقه ی کارگر و توده های محروم جامعه خواهد رفت و در صورت بروز جنگ نیز فرودستان جامعه متحمل پرداخت هزینه می شوند و نه انصار حاکمیت و طبقات دارا. اعلام انزجار و تنفر از فعالیت غنی سازی اورانیوم و برآوردن بانگ اعتراض علیه منفعت پرستی قدرت های جهان اصولی ترین رویکرد به بحران هسته ای است. بی گمان بشریت آزاده و متمدن در این نبرد پشتیبان ما خواهند بود. اکتبر2007 برگرفته از جهان امروز شماره 197
|
||