مصاحبه نشریه جهان امروز با صلاح مازوجی

در باره کنگره دوازدهم کومه له

(2)

جهان امروز: ضرورت طرح برنامه حاکمیت انقلابی برای کردستان که قبلا به آن اشاره کردید از کجا ناشی شده است، در مورد مشخصات آن بیشتر توضیح دهید.  به چه دلیل طرح آن در این کنگره مطرح شده است؟

صلاح مازوجی:از بخش آخر سئوال شما شروع می کنم ، این اولین باری نیست که مسئله حاکمیت شورایی در کردستان در کنگره های کومه له مطرح می شود.مبارزه برای برقراری یک حکومت انقلابی و شورایی همواره یکی از ارکان اساسی استراتژی سوسیالیستی کومه له در جنبش کردستان بوده است. تا جایی که به یاد دارم در کنگره چهارم کومه له هم همین موضوع مورد بحث قرار گرفت و در همین رابطه کمیته مرکزی موظف گردید تا بیانیه حقوق پایه ای مردم زحمتکش را که تحت یک حاکمیت انقلابی باید به اجرا در آید را تهیه و تدوین کند، که این بیانیه در اسناد تشکیلات موجود است، بعدا بصورت شفاف تر ار گذشته در مباحث کنگره ششم کومه له در بهار سال 1367  و در قطعنامه استراتژی ما در جنبش کردستان که در همین کنگره به تصویب رسید بدان پرداخته شده است.

مبارزه برای تحقق یک حکومت انقلابی و شورایی در کردستان بعنوان یکی از ارکان استراتژی ما در کردستان بر کلیه وظایف ما در مراحل مختلف جنبش انقلابی کردستان نظارت دارد. البته در طول مراحل مختلف این مبارزه ممکن است شرایط مبارزه طبقاتی، اوضاع سیاسی و توازن قوای نیروهای اجتماعی در جامعه اتخاذ تاکتیک های متفاوتی را در دستور کار ما قرار دهد، اما استراتژی برقراری حکومت انقلابی و شورایی در کردستان برای ما غیر قابل تجدید نظر است.

اما در پاسخ به این بخش از سئوال شما در رابطه با ضرورت طرح بحث حاکمیت انقلابی در کردستان در کنگره دوازدهم کومه له باید بگویم، به هر میزان که چشمنداز سرنگونی جمهوری اسلامی و بر چیده شدن بساط نیروها و حاکمیتش در کردستان  نزدیک تر می شود ما باید تصویر روشن تری از افق پیروزی، و معنای واقعی آن در مقابل کارگران و زحمتکشان و مردم ستمدیده کردستان ترسیم کنیم. اگر از هم اکنون ما تصویر روشنی از معنای پیروزی، چگونگی حاکمیت انقلابی و شورایی، چگونگی تحقق خواستها و مطالباتشان به مردم کردستان ندهیم و کارگران و مردم ستمدیده کردستان را حول آن بسیج نکنیم چه تضمینی وجود دارد که بر سر مردم کردستان همان نیاید که بر سر مردم ایران پس از سرنگونی شاه آمد. چه کسی تضمین می کند که مردم کردستان بعد از سه دهه مبارزه و تحمل این همه مصائب و جنگ و مشقات به خواستها و مطالبات عادلانه خود برسند. چه کسی تضمین می کند که بر سر مردم کردستان همان نیاید که بر سر مردم عراق بعد از سرنگونی دیکتاتوری صدام آمد.

فراموش نکنیم که ما تجربه انقلاب بهمن 57 ایران را داریم. در دوره حاکمیت دیکتاتوری شاه اساسا به دلیل خفقان سیاسی  طبقه کارگر نه تنها فاقد  تشکل های طبقاتی و توده ای خود بود تا با اتکا به آنها با صف مستقل در قیام توده ای 57 شرکت کند و در صحنه سیاسی حضور یابد بلکه هیچ تصویر روشنی هم از افق پیروزی قیام نداشتند و یا دقیقتر بگویم یک تصویر روشن از معنای پیروزی انقلاب به شعور عمومی توده های مردم تبدیل نشده بود. در غیاب یک افق روشن از پیروزی انقلاب بود که جریان مذهبی با اتکا به مکانیسم ها ی قدرت و نفوذی که تحت حاکمیت رژیم شاه در اختیار داشت توانست افق ارتجاعی خود را در بخش وسیعی از جامعه بگستراند و با اتکا به پشتیبانی قدرتهای امپریالیستی انقلاب ایران را که نیروی محرکه آن کارگران و توده های زحمتکش بودند را درهم بشکند.

نباید بگذاریم این سناریو در اشکال دیگری فردا در کردستان ایران نیز تکرار شود. بویژه اینکه ما در شرایطی فعالیت می کنیم که جامعه کردستان جامعه ای تحزب یافته است. احزاب و نیروهای بورژوایی در کردستان موجود هستند و فعالیت می کنند و دارند از همین حالا تصویر خودشان را از پیروزی جنبش کردستان به افکار عمومی القا می کنند. این نیروها می خواهند استقرار یک حکومت فدراتیو پارلمانی را به عنوان شکل و محتوای پیروزی به مردم قالب کنند. اینها به مردم می گویند که یک حکومت فدراتیو مبتنی بر سیستم پارلمانی آن شکلی از حاکمیت است که به بهترین نحو دخالت مردم در امور سیاسی و اداره جامعه را تامین می کند. می گویند تحت حاکمیت حکومت فدراتیو پارلمانی مردم به خواستهایشان خواهند رسید.

در مقابل این وارونه گویی ها و  تبلیغات نیروهای بورژوایی باید حقیقت را به مردم گفت و آلترناتیو حاکمیت انقلابی و شورایی را در مقابل آنان قرار داد. حکومت فدراتیو پارلمانی که این نیروها وعده آن را می دهند، توده های محروم جامعه را از دستگاه اداره امور و مدیریت مستقیم جامعه و حاکمیت بر سرنوشت خویش دور نگاه می دارد. و بدین شیوه حق حاکمیت سیاسی را از توده های مردم می گیرند و آن را به نمایندگان منتخب در پارلمان تفویض می کنند، نمایندگانی که رای دهندگان هیچ کنترلی بر عملکرد آنها ندارند. در نظام های پارلمانی رای دهندگان هر چند سال یک بار به پای صندوق های رای می روند تا با ریختن رای های خود عملا از ایفای نقش مستقیم در اداره و حاکمیت سیاسی جامعه کناره گیری کنند. در نظام پارلمانی اگر رای دهندگان بر پارلمان هیچ کنترلی ندارند، نمایندگان پارلمان هم هیچ کنترلی بر قدرت اجرایی، و چگونگی اجرای قوانینی که می گذرانند ندارند. پارلمان اختیارات محدودی دارد و قدرت واقعی در دست ارگانهای اجرایی، وزارتخانه ها، ارتش، پلیس و سازمانهای امنیتی قرار دارد. در این دمکراسی ها پارلمان به محل مجادلات و مانور سیاسی احزاب بورژوایی تبدیل می شود و ارگانهای اجرایی قدرت و حاکمیت بورژوایی را اعمال می کنند. در نظام پارلمانی که نیروهای بورژوایی آن را وعده می دهند هر چند سال یک بار نمایندگان پارلمان عوض می شوند، دولتها تغییر می کنند اما ساختار ارکان اصلی قدرت یعنی ارتش، پلیس و دستگاه امنیتی دست نخورده باقی می مانند. به همین دلایل ساده است که توده های مردم نمی توانند از مجرای پارلمان خواستها و مطالبات خود را به کرسی بنشانند.

بنا براین تردیدی نیست اگر تصویری که نیروهای بورژوایی از افق پیروزی در کردستان می دهند تحقق پیدا کند و حکومت فدرال کردستان که حکومتی بورژوایی است سر کار بیاید روشن است که از همان فردای " پیروزی " مردم ستمدیده کردستان به چه سرنوشتی دچار می شوند. کارگران، فقرا و محرومان جامعه نه تنها در آن سهمی نخواهند داشت بلکه اینبار نیروهای بورژوایی در قواره حکومت فدرال کردستان پرچم ملی، افسانه های ملی و سرود ملی را بعنوان ابزاری برای تحمیق کارگران و مردم تهیدست و محروم جامعه بکار می گیرند. اینبار مردم کارگر و زحمتکش و محروم جامعه باید برای میهن خود بیشتر کار کنند، بیشتر مالیات بدهند، کمتر مصرف کنند و اعتصاب  و تظاهرات هم راه نیندازند. حکومت فدرال کردستان حکومت اقلیت جامعه بر اکثریت خواهد بود، حکومتی خواهد بود که فقط نخبگان جامعه، سران احزاب در قدرت می توانند موقعیت های کلیدی آن را بدست بگیرند.

اگر ملت ستمدیده کردستان نمی خواهند به این سرنوشت گرفتار آیند باید از هم اکنون در فکر پایه ریزی حاکمیت انقلابی خودشان باشند. کارگران و زحمتکشان و مردم ستمدیده کردستان باید در فکر پایه ریزی دولتی باشند که هر کارگر ساده، هر زن رختشو و هر زحمتکش بیسوادی بتوانند اهرمهای قدرت آن را در دست بگیرند و مستقیما در حیات سیاسی و اداره جامعه نقش ایفا کنند.

برنامه کومه له برای حاکمیت انقلابی در کردستان می خواهد امکان پذیری پایه ریزی همچون حاکمیتی را، حاکمیت شورایی را به مردم نشان دهد و آن را به شعور عمومی مردم کردستان تبدیل کند تا کمتر از آن را پیروزی ندانند و به کمتر از آن تن ندهند.

برنامه کومه له برای حاکمیت انقلابی می خواهد به مردم بگوید که امر حاکمیت در کردستان آزاد شده حق بی چون و چرای کارگران و مردم ستمدیده کردستان است و کومه له حاضر نیست با هیچ حزب و گروهی بر سر تقسیم قدرت در آینده وارد مذاکره و گفتگو شود.

برنامه کومه له برای حاکمیت انقلابی در کردستان می خواهد نشان دهد که با در هم شکستن بساط حاکمیت و ماشین سرکوب جمهوری اسلامی در کردستان، کارگران و زحمتکشان و مردم فقیر و محروم که اکثریت جامعه را تشکیل می دهند می توانند و قادر هستند قدرت را در دست بگیرند. می خواهد نشان دهد این دولت شورایی است که امکان شرکت و دخالت وسیعترین توده ها را در امر حاکمیت فراهم می آورد. در حکومت شورایی همه افراد جامعه عضوی از دولت محسوب می شوند و در سازمان دولت جای دارند.

در حاکمیت انقلابی مبتنی بر شوراها که برنامه کومه له بر آن تاکید دارد، مردم در شوراهای محلی متشکل هستند و فدرت واقعی را در دست دارند و هر زمان که اراده کنند می توانند نمایندگان خود را فرا بخوانند و بر کنار کنند و بدین شیوه همه تشریفات و محدودیت های بروکراتیک از انتخابات رخت بر می بندد.

حکومت شورایی از آنجا که حق آزادانه عزل انتخاب شوندگان را در هر زمانی به مردم می دهد و تا زمانی که این مکانیسم عمل کند فساد ناپذیر است. و بدین طریق فساد اداری که بیماری مزمن حکومت های بورژوایی است بدلیل اینکه هیچ مجرایی برای دخالت مستقیم مردم در اداره جامعه در آنها عمل نمی کند برای همیشه رخت بر می بندد.

در حکومت شورایی کلیه مقامات اداری و سیاسی و قضایی توسط مردم انتخاب میشوند و هرگاه اکثریت انتخاب کنندگان اراده کنند، در هر زمانی قابل عزل هستند. مسئولین در بالاترین رده های حکومت شورایی بعنوان خدمتگذار مردم عمل کرده و حقوقی معادل حقوق یک کارگر ماهر دریافت می کنند. بدین ترتیب مردمی که در نظام شورایی متشکل می شوند خود هم قانون گذار و هم مجری قانون می شوند.

آنچه در برنامه کومه له برای حاکمیت انقلابی بر آن تاکید می شود حاکمیت شورایی است که در راس آن کنگره سراسری نمایندگان شوراها و در پایین ترین سطح آن شوراهای محلی شهر و روستا قرار دارند و از طریق سیستم شورایی مستقیما بعنوان عضوی از دولت در امر حاکمیت نقش فعال دارند و از طریق نمایندگان خود در سطوح مختلف، کنگره های ناحیه ای، ایالتی، محلی و سراسری در همه عرصه های فعالیت اجتماعی دخالت می کنند.

نیروی مسلح محلی تحت فرماندهی کنگره سراسری شوراها امور مربوط به دفاع از دستاوردهای مردم کردستان را در مقابل تعرض دولت مرکزی و یا هر نیروی دیگری بر عهده خواهد داشت. این نیرو حق هیچ گونه دخالتی در امور داخلی کردستان را نخواهد داشت.

کومه له می کوشد برنامه سیاسی خود برای حاکمیت انقلابی در کردستان را  از هم اکنون ارائه  و در موقع خود به تایید شورای نمایندگان سراسری مردم کردستان برساند تا بلافاصله آن را به مورد اجرا بگذارد.

کلیه حقوق و آزادیهای سیاسی و اجتماعی، مطالبات رفاهی و فرهنگی بعلاوه مفاد یک قانون کار انقلابی تصریح شده در برنامه حداقل حزب کمونیست ایران  در کردستان آزاد شده بمورد اجرا گذاشته خواهند شد.

در کردستان آزاد شده حق تعیین سرنوشت مردم کردستان به معنی آزادی جدا شدن از ایران و تشکیل دولت مستقل تامین خواهد شد  و شرایط لازم برای استفاده آگاهانه از این حق فراهم می شود. مردم کردستان میتوانند با تامین عملی و یا رسمی شرایطی که در برنامه فوق گنجانده شده است در چهارچوب ایران باقی بمانند و یا دولت مستقل خود را تشکیل داده و از ایران جدا شوند. از نقطه نظر ما چنانچه مردم کردستان تصمیم بگیرند در شرایط وجود یک حکومت کارگری و یا شرایطی دموکراتیک و انقلابی در ایران در چهارچوب کشور ایران باقی بمانند با تحقق شرایط فوق  و با در پیش گرفتن سیاستهای آگاهانه آموزشی و فرهنگی هر گونه ناهماهنگی میان ملیتهای مختلف و از جمله مردم کرد و غیر کرد زوال می یابد و هویت انسانی افراد متعلق به ملیتهای مختلف و راه در هم آمیختن آنها هموارتر میگردد. چنین جامعه ای با پدیده ستم ملی بیگانه خواهد شد.

جهان امروز: فعالیت علنی و قانونی چه جایگاهی در فعالیت های کومه له و در مبارزات جاری در شرایط کنونی دارد؟ کنگره دوازدهم تا چه اندازه به این مسئله پرداخت؟ استراتژی ناظر بر این فعالیت ها چیست؟

صلاح مازوجی: با رشد مبارزات کارگری و توده ای در سالهای اخیر طیف نسبتا وسیعی از فعالین کارگری، فعالین جنبش زنان و فعالین مبارزات توده ای در کردستان به جلو صحنه مبارزه آمده اند که در جریان مبارزه و فعالیت های خود پرورش یافته و آبدیده شده اند و پیچ و خمهای مبارزه در شرایط کنونی را به خوبی می شناسند. بسیاری از این فعالین بدون اینکه هیچ رابطه تشکیلاتی با کومه له داشته باشند در جریان عمل و تجربه مبارزاتی همسوئی خود را با اهداف و سیاستهای کومه له نشان داده اند. رابطه کومه له با این فعالین یک رابطه سیاسی و معنوی است. با حضور این فعالین که چهره های محبوب و سرشناس در میان مردم هستند عملا پای کومه له به عرصه فعالیت های علنی در شهرهای کردستان باز شده است.

کنگره بر اهمیت این عرصه از فعالیت برای کومه له تاکید کرد، چون همه ما واقفیم که امر پیشبرد یک استراتژی سوسیالیستی تنها با خشت روی خشت گذاشتن در عرصه فعالیت زیر زمینی پیش نمی رود.

استراتژی ناظر بر این فعالیت ها همان استراتژی سرنگونی جمهوری اسلامی به نیروی طبقه کارگر آگاه و متشکل در سازمان های طبقاتی خود و نیروی جنبش توده ای است. ما تنها سرنگونی طلب نیستیم ، ما می خواهیم پروسه ای از سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی را تقویت کنیم  و به پیش ببریم که در نتیجه پیشرفت آن، طبقه کارگر از لحاظ آگاهی، از لحاظ سازمان و حتی از لحاظ معاش روزانه و تامین  زندگی، مدواماً در شرایط بهتری قرار بگیرد و با هر گام عقب نشینی جمهوری اسلامی از هر لحاظ موقعیتی بهتر بدست بیاورد و درتوازن قوای مساعدتری قرار بگیرد. به طوری که اگر در یک شرایط انقلابی ملزومات سرنگونی این رژیم فراهم آمد یا قدرت سیاسی را کسب کند و حکومتی کارگری تشکیل دهد یا تحقق بخشی از خواستهای خود را تحمیل کند.

اما برای فعالیت در این عرصه تنها شفافیت در بیان استراتزی سیاسی کافی نیست بلکه داشتن تحلیل و ارزیابی واقعبینانه از اوضاع و شرایطی که در آن مبارزه می کنیم و اتخاذ سیاست و تاکتیک درست و تعیین وظایف دقیق در همین راستا از اهمیت تعیین کننده بر خوردار است. گرایش رادیکال و سوسیالیستی تنها گرایشی نیست که در درون جنبش های اجتماعی حضور دارد و می خواهد مهر خود را به این جنبش ها بزند بلکه گرایشات مختلف بورژوازی هم هستند که بر همین بستر فعالیت می کنند و برای به بیراهه کشاندن این جنبش ها فعالیت می کنند. روحیه امکان گرایی در درون این جنبش ها بشدت عمل می کند و گرایشات بورژوایی از آن تغذیه می کنند.

بعنوان مثال اگر جنبش کارگری در ابعاد سراسری را در نظر بگیریم، می بینیم در حالی که یک گرایش رادیکال و سوسیالیست میکوشد تا تشکلهای طبقاتی کارگران را به عنوان ابزار موثر تحقق منافع امروز و فردای طبقه کارگر در مبارزه ضد سرمایه داری برپا کند، در همان حال گرایشهای دیگری هم هستند که میخواهند تشکلهای کارگری را از همان ابتدا به نحوی پایه ریزی کنند که کارگران را در مبارزه برای رفرمهای کوچک روزمره غرق کند و با ساختار بوروکراتیک خود عملاً در خدمت کنترل نیروی کار و دور نگه داشتن طبقه کارگر از تاثیرات حرکت سوسیالیستی و رادیکال قرار بگیرد. همه این گرایشها بر بستر واحدی کار میکنند. همه از فعالین دارای نام و اعتبار و پیشینه مبارزاتی بهره میگیرند. فعالین کارگری بینابینی فراوانی هستند که گاه در این جبهه و گاه در آن جبهه قرار خوهند گرفت. کارگران در این بستر مشترک به هوشیاری و انعطاف و کاردانی بسیاری نیاز دارند. با موضع گیریهای شعار گونه و یا ایدئولوژیک نمیتوان حریف را از میدان خارج کرد.

در این میان آنچه فعالین و پیشروان کارگری در کردستان باید مد نظر داشته باشند، داشتن یک ارزیابی واقعبینانه از موقعیت جنبش کارگری کردستان است. این واقعیت است که جنبش کارگری کردستان بدنبال وقایع اول ماه مه 1383 پا به مرحله جدیدی نهاده است.  در همین دوره ما شاهد اتحاد و همبستگی کارگری با دستگیر شدگان اول ماه مه شهر سقز چه در کردستان و چه در سطح سراسری بودیم، شماری از این پیشروان و فعالین به چهره های شناخته شده و محبوب جنبش کارگری ایران تبدیل شدند. از طرف دیگر اعتصابات هر ساله و پیروزمندانه کارگران کوره پزخانه ها، اعتصاب و مبارزات کارگران کارخانه های نساجی و شاهو و پرریس سنندج، برگزاری مراسم و اکسیونهای اول ماه مه، حضور ده ها نفر از فعالین کارگری شهرهای مختلف کردستان در مجامع عمومی کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل های  کارگری و آشنایی نزدیک آنها با تجارب و معضلات سر راه جنبش کارگری در ابعاد سراسری همه و همه اینها نشان از ظرفیت ها و پتانسیل بالای جنبش کارگری کردستان دارد.  در جنبش کارگری کردستان بدلیل بی ریشه بودن و ضعف گرایش رفرمیستی ، گرایش سوسیالیستی حرف آخر را می زند. کارگران کردستان مدتهاست که راه برگزاری مراسم غیردولتی اول ماه مه را نشان داده اند، اعتصاب کارگری را که در قوانین جمهوری اسلامی ممنوع اعلام شده را به سلاح اصلی خود در مبارزه با کارفرما تبدیل کرده اند. اکنون مدتهاست زمان آن فرا رسیده که کارگران کردستان با درس گرفتن از کارگران شرکت واحد دست اندر کار عملی ایجاد تشکل های طبقاتی و توده ای کارگران شوند. کارگران شرکت واحد به جنبش کارگری ایران نشان دادند که در دل خفقان جمهوری اسلامی هم ایجاد تشکل طبقاتی کارگران امکان پذیر است، و این برای جنبش کارگری ایران یک پیروزی بود. اکنون نوبت کارگران کردستان است که با برپایی تشکل های طبقاتی خود این پیروزی را به واقعیتی برگشت ناپذیر تبدیل کنند. فعالین و پیشروان جنبش کارگری در کردستان از اعتبار اجتماعی و ظرفیت و توانایی آن برخوردارند که هم اکنون اتحادیه کارگران بیکار و سندیکای کارگران ساختمانی کردستان را برپا دارند.

 کنگره در این مبحث  براین نکته تاکید کرد که چگونه رژیم جمهوری اسلامی  با پرونده سازی کردن، منتصب کردن فعالین عملی به ارتباط تشکیلاتی با کومه له تلاش می کند که  فعالیت مخالفان خود را از سطح علنی به فعالیتی زیر زمینی به عقب براند

کنگره در ادامه تلاش کرد تا با اتکا به داده ها و تجارب تاکنونی اصول ناطر بر فعالیت علنی و قانونی را با جزئیات بیشتری تبیین کند که مشروح این بحث ها بزودی در سطح علنی منتشر خواهد شد.

کنگره در خاتمه این بحث اثباتا بر ادامه سیاستهای تاکنونی در مورد تشکل های غیر دولتی در کردستان تاکید نمود.

 

جهان امروز: کنگره دوازدهم کومه له چه ارزیابی از موقعیت طیف های اصلی  اپوزیسیون داشت؟ آیا در این رابطه بحثی در کنگره مطرح شد؟ اگر ممکن است در این رابطه توضیحاتی برای خوانندگان نشریه جهان امروز بدهید.

صلاح مازوجی: همانطور که خودتان هم می دانید دو جبهه اصلی اپوزیسیون در بعد سراسری جنبش چپ و لیبرالهای ایران هستند که در کنگره هم مورد بحث قرار گرفتند. لیبرالهای ایران  جریانی ماهیتا بورژوایی هستند و طیف ناهمگون و نسبتا وسیعی از نیروها، از جریان فدائیان اکثریت گرفته تا بقایای جبهه ملی و حزب توده، عناصر سابقا چپی که بدنبال فروپاشی اروپای شرقی از فرط ابهاماتشان در مورد کمونیسم به آغوش لیبرالیسم در غلتیدند و نیروهایی که در همایش جمهوری خواهان برلین و پاریس گرد آمدند را در بر می گیرد. این بخش از اپوزیسیون لیبرال به دنبال شکست اصلاح طلبان در درون حاکمیت جمهوری اسلامی امید خود به اصلاح رژیم را از دست داده اند. این نیروها در شرایط کنونی برای خزیدن به قدرت سیاسی اساسا به فشارهای غرب و بویژه امریکا بر جمهوری اسلامی امید بسته اند تا بلکه بتوانند با اتکا به حمایت و پشتیبانی آنها انقلاب مخملی در ایران راه بیندازند و موجبات نقل و انتقال قدرت از بالا را فراهم آورند.

آنها نه لیبرالهای کلاسیک بورژوازی در چند سده گذشته که پرچمداران دمکراسی عصر خود بوده اند بلکه دنبالچه های نئولیبرالیزم جهانی در عصر ما هستند و در عمل از همین روند تبعیت خواهند کرد. استراتژی سیاسی و برنامه های اقتصادی لیبرالیسم ایران جز خارج ساختن سرمایه داری ایران از بحران و برداشتن موانع بر سر راه رشد و توسعه اقتصاد سرمایه داری ایران مطابق الگوهای نئولیبرالیسم اقتصادی چیز دیگری نیست.

اپوزیسیون لیبرال رقیب اصلی کمونیست ها و جریان رادیکال سوسیالیستی در درون جنبش کارگری، جنبش زنان و جنبش دانشجویی هستند که جمهوری اسلامی تا حدود زیادی از فعالیت هایشان چشم پوشی می کند. اینها می خواهند با برنامه ها و پلاتفرم و سیاستهایشان این جنبش ها را از محتوای انقلابی تهی کنند و آنها را به نیروی ذخیره استراتژی بورژوایی خود تبدیل کنند. کنگره ضمن بر شمردن تناقضات پلاتفرم این جریانات با استراتژی که تعقیب می کنند اعلام کرد که استراتژی و پروژه های بازسازی اقتصادی سرمایه داری ایران آنگونه که بویژه طیف لیبرالهای خارج از رژیم، یا اصلاح طلبان درون و بیرون از آن صحبت می کنند، برای کارگران و مردم زحمتکش جز کار پر مشقت و سیه روزی چیز دیگری برای آنها در بر نخواهد داشت. یعنی سهم کارگران از پیروزی کل این نقشه لیبرالی چیزی جز برخورداری از حق استثمار شدن نیست.