|
نیاز و ضرورت
تشکل
های توده
ای و طبقاتی
کارگران در
شرایط کنونی!
بهروز ناصری
هدف این مطلب ضمن تاکید
دوباره در مورد نیاز و ضرورت به تشکل تودهای
و طبقاتی کارگران در شرایط سیاسی امروز ایران،
این است که در مورد چگونگی تشکیل تشکل سراسری
و طبقاتی کارگران، جویای نظرات فعالین و
پیشروان کارگری شود.
برای کسانی که اوضاع سیاسی و
اقتصادی امروز ایران را از زاویه کمونیستی و
مارکسیستی تعقیب میکنند، بالاخره این سئوال
در صدر قرار میگیرد که جنبش کارگری ایران
امروز در چه سطحی از مبارزه قرار دارد و
کارگران چگونه به تشکل سراسری و اجتماعی خویش،
تشکلی که به معنای واقعی منافع کل کارگران
ایران را در برابر دولت و سرمایهداران
نمایندگی کند، دست خواهند یافت.
وقتی که میبینیم بورژوازی
ایران گاها در تقابل و گاها در حال معامله و
سازش و بده بستان با بورژوازی جهانی بطور عام
و بورژوازی غرب بطور اخص سرنوشت میلیونها
انسان یک کشور را چگونه رقم میزنند، آن وقت
مسئله موقعیت و جایگاه جامعه کارگری ایران
بیشتر برجسته میشود.
موضوع در سطح کلان و در سطح
استراتژیهای متفاوت برای اداره جامعه است. در
بحبوحه تخاصمات رژیم اسلامی ایران با دولتهای
غربی بر سر برنامه هستهای رژیم، که حتی نفس
بعضی از جریانات را بند کرده است و آنان را
به انتظار اقدامات آمریکا و متحدینش وا داشته
است، جمهوری اسلامی در واقع بسته متقابل خود
را به کشورهای غربی همان موقع ارائه داد که
خامنهای دستور واگذاری 80 درصدی از مالکیت
دولتی را به بخش خصوصی صادر کرد. تقویت بخش
خصوصی در واقع نشان دادن چراغ سبز به
سازمانهای جهانی نظیر بانک جهانی و صندوق
بینالمللی پول و کشورهای غربی از سوی رژیم
اسلامی بود. تقویت بخش خصوصی اقتصاد که به
فقر و فلاکت بیشتر تودههای کارگر، بیکاری،
گرانی و مصیبتهای اجتماعی متعدد دیگری
میانجامد، در واقع همسان سازی رژیم با
لیبرالیسم غرب و پاسخ مثبت به آلترناتیو
آنها بود. این پایه مسئله است. وقتی آنها در
پایه با هم اشتراک داشته باشند، موضوعات دیگری
که بر سر آن نزاع دارند از جمله اختلاف بر سر
برنامه هستهای رژیم اسلامی را سهلتر حل و
فصل میکنند.
هم سیاستها و عملکردهای رژیم
اسلامی و هم آلترناتیو لیبرالیسم غربی،
هیچکدام پیامآور کمترین تغییر مثبت در اوضاع
به نفع تودههای کارگر و زحمتکش ایران نیستند.
هر چه هست به اختلاف و ستیز بین دولتهای
بورژوائی و به سهم بری آنان در قدرت منطقهای
خلاصه میشود. این که کارگر ایرانی از کار
بیکار میشود، دستمزدش به موقع پرداخت نمیشود
و بیمه بیکاری در ایام بیکاری به او تعلق
نمیگیرد، مشکل جمهوری اسلامی و دولتهای غربی
نیست. اتفاقاٌ اساس برنامههای اقتصادی رژیم
اسلامی که حالا هم در صدد تقویت هر چه بیشتر
بخش خصوصی است بر بیحقوقی کارگران، شدت کار،
و بیکار کردن کارگران استوار است. و برنامه
توسعه رژیم اسلامی نیز تماما کپی برنامه دست
راستیترین جناح لیبرالیسم غرب برای کشورهای
در حال رشد است.
در این شرایط مبارزات و
اعتراضات کارگران چه در شکل اعتصاب و یا
تجمع درکارخانه و ادارات دولتی بیشتر حول
حقوقهای معوقه، علیه اخراج و یا پایین بودن
مزایای کار و امنیت شغلی است. این مطالبات هر
چند برحقاند، ولی در واقع دفاعی است از حداقل
حقوق.
جنبش کارگری ایران در وضعیت
دفاع از حقوق خود بسر میبرد، به این اعتبار
در یک حالت تدافعی قرار دارد. این حالت تدافعی
جنبش کارگری به اشکال مختلف به طبقه کارگر
تحمیل شده است. و بیرون آمدن از این وضعیت
نیازمند کار و فعالیت فعالین و پیشروان کارگری
در سطح کلان یا ماکرو است.
اگر مسئله تغییر شرایط زندگی
و کار تودههای کارگر و زحمتکش ایران است، اگر
مسئله رفاه عمومی تمام شهروندان جامعه باشد،
کارگران در ازای کاری که انجام میدهند حقوق
کامل خود را بگیرند و در ایام بیکاری نیز دولت
موظف به پرداخت کامل بیمه بیکاری باشد، اگر
مسئله آزادی فعالیت سیاسی، اجتماعی، فرهنگی
کارگران است و دهها مورد دیگر از این قبیل که
مستقیما به سطح زندگی و کار کارگران مر بوط
میشود، کارگران ایران چارهای ندارند جز این
که در سطح سراسری خود را متشکل کنند و تشکل
بزرگ و سراسری خود را بوجود آورند.
طی سالهای اخیر مبارزات
پرشور زیادی از سوی کارگران صورت گرفته و خیلی
از این مبارزات هم به پیروزی رسیده است.
فعالین کارگری کمیتههای مختلفی بوجود
آوردهاند که هر کدام اهداف بزرگتری را تعقیب
کردهاند. کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل
کارگری و سایر کمیتههای کارگری که با ابتکار
خود فعالین کارگری بوجود آمدهاند، هر کدام
برای اتحاد و سازمانیابی سراسری کارگران
بوجود آمدهاند که در صورت متحقق شدن این مهم،
خود را در آن تشکل بزرگتر ذوب کنند.
سئوال اصلی اینست بدنبال
تشکیل کمیته هماهنگی و سایر کمیتههای کارگری،
کدام فعالیت آگاهانه برای ایجاد تشکل سراسری
کارگران صورت گرفته است؟ و در این راستا چه
اقدامات عملی را در دستور کار دارند؟ و
موانع اصلی تشکیل تشکل سراسری کارگران را چه
میبینند؟
در شرایط سیاسی و طبقاتی
امروز اگر کارگران ایران بعنوان یک طبقه وارد
کارزار سیاسی و اجتماعی در سطح کشور نشوند،
بورژوازی ایران زندگی و کار فلاکتبارتری را
به آنان تحمیل میکنند.
شرایط سیاسی و طبقاتی امروز
حکم میکند که رهبران و فعالین کارگری علیرغم
تمام سختیها و ناهمواریهایی که در کار و
زندگی با آن روبرو هستند، در سطح ماکرو
بیندیشند و عمل کنند.
ایجاد تشکل سراسری کارگران
طبیعی است که در شرایط امروز ایران با تقابل
رژیم اسلامی و دستگاههای سرکوب آن روبرو شود.
مگر رژیم اسلامی با کارگران سقز مواجه نشد،
مگر با سندیکای کارگران شرکت واحد با زبان
سرکوب و تهدید و... مقابله نکردند، مگر
اعتصابات زیادی نبودهاند که با دخالت
نیروهای انتظامی رژیم مواجهه شده اند... .
یکی ازمشکلات اصلی رهبران و
فعالین کارگری تلاش برای خنثی کردن
سرکوبگریها و توطئههای دولت و
سرمایهداران بوده است که در خیلی موارد
کارگران پیروز شدهاند. اما حقایق مبارزاتی
کارگران در سالهای اخیر و تجربه شرکت واحد
نشان میدهد که میتوان برای ایجاد تشکل
سراسری کارگران گامهای عملی برداشت.
تلاش جهت ایجاد تشکل سراسری
کارگران ایران، با همبستگی جهانی کارگران و
اتحادیهها و تشکلهای کارگری سایر کشورها
مواجه میشود.
یک تشکل سراسری که نماینده و
حافظ منافع تمام کارگران ایران باشد، چگونه
بوجود میآید؟ نام و اهداف آن تشکل چیست؟
اساسنامه و مطالباتی که این تشکل برای آن
مبارزه میکند کدامها هستند؟ ساختار این تشکل
چگونه است و سئوالاتی از این قبیل موضوعاتی
هستند که باید در جای خود به آن پرداخت.
ولی فعلا مهم اینست که این
توافق عمومی بوجود آید که کارگران ایران به
تشکل سراسری و طبقاتی خود نیاز دارند و
ساختن آن یک ضرورت حیاتی برای بهبود شرایط کار
و زندگی کارگران و تمام شهروندان جامعه ایران
و پیشروی مبارزه طبقاتی در ایران است و این که
برای ایجاد چنین تشکلی باید برنامه و
اقدامات عملی در دستور کار داشت و رهبران و
فعالین کارگری زیادی این مهم را امر خود تلقی
کنند.
تردیدی در این نیست که رهبران
و فعالین کارگری از عهده تدقیق سئوالات فوق بر
میآیند. اما گام اول توافق عمومی برای ایجاد
تشکل و برداشتن گامهای عملی در آن زمینه است.
برگرفته
از
جهان امروز شماره
177
|