گزارشى از چهاردهمين کنفرانس بنياد زنان ايران

صديقه محمدى

در روزهاى ٢٧، ٢٨ و ٢٩ ژوئن، چهاردهمين کنفرانس بنياد زنان ايران با شرکت بيش از ٢٠٠ نفر در شهر لندن برگزار شد. بنياد پژوهش‌هاى زنان ايران از سال ١٩٩٠ تاکنون هر ساله يک کنفرانس در يک کشور برگزار ميکند. اين بنياد در اساسنامه خود نوشته است که به هيچ گروه و سازمان سياسى و مذهبى وابسته نيست و فعاليتهاى گوناگون زنان ايران را در برميگيرد.

روز اول اين کنفرانس در ساختمان فريندز هاوس و روزهاى دوم و سوم آن در مرکز مطالعات شرقى و آفريقايى دانشگاه لندن - سواس - انجام شد حاضران که کمتر از ١٠ در صد مرد بودند و سخنرانان از کشورِهاى ايران، فرانسه، آلمان، سوئد، انگليس، نروژ، آمريکا و کانادا با علاقه تمام طى اين سه روز بطور فشرده به سخنرانى، سئوال و جواب، بحث و تماشاى برنامه‌هاى هنرى، فيلم، نقاشى و شنيدن شعر و موسيقى پرداختند. زبان روز آغازين کنفرانس انگليسى بود. در ميزگرد زنان خاورميانه، طى يک ساعت و نيم با شرکت خانم سحر صبا از گروه زنان راوا از افغانستان و خانم سنا دبا متولد کويت و فعال و مدافع حقوق فلسطينيان در مورد زنان فلسطين، همچنين خانم دکتر انکر بشرح مشکلات زنان منطقه خاورميانه پرداختند. اين ميزگرد با استقبال روبرو شد و سمپاتى زيادى در ميان حاضرين ايجاد کرد.

کميته محلى برگزار کننده کنفرانس در انگلستان اعلام کرد که در روز اول در رابطه با موضوع کنفرانس که جهانى شدن و تاثيرات آن بر زنان بود، با در نظر گرفتن جنگ اخير در عراق و تحولات خاورميانه و رويدادهاى ايران، قصد دارند مسايلى در سطحى عمومى از جمله زن و کار، زن و جنگ، زن و تجارت سکس و مواد مخدر که با وضعيت زنان در ايران و در کل خاورميانه ارتباط پيدا مى‌کند، را مورد بحث قرار دهند. کميته معتقد بود که پيشرفت ارتباطات و رشد تکنولوژى به تغييرات مثبتى به‌نفع زنان منجر شده است اما بايد در اين کنفرانس تاثيرات منفى جهانى شدن نيز در اين سه روز مورد بحث و بررسى قرار گيرند. خانم هلن کورلى از دانشگاه متروپوليتن از فمينيست ريويو از انگلستان، به نکات مثبت و منفى و تاثيرات جهانى شدن بر زنان پرداخته و اظهار داشت که مهاجرت يکى از پديده هايى است که در پروسه جهانى شدن افزايش يافته و از جمله مهاجرت زنان براى کار، بر جهانى شدن تاثير گذاشته، همچنين شرکت زنان در عرصه نظامى، عرصه جديدى از جهانى شدن است. بنظر ايشان فمينيسم پديده‌اى جهانى است و زنان در اين جنبش نقش زيادى در تامين دمکراسى دارند و نبايد از راسيسم غافل بمانند. کار خانگى زنان در عصر گلوباليسم شکل ديگرى پيدا کرده و دولت‌هاى بورژوايى با خصوصى سازى‌ها و کاستن از رفاه اجتماعى، بر کار بدون دستمزد زنان افزوده اند. بازارهاى گوناگون چه در سطح کشورها و چه در بعد جهانى موجبات ورود بيشتر زنان به بازار کار را فراهم آورده است. مهاجرت به دو شيوه براى نمونه در انگلستان کارکنان بخش درمانى اغلب نرس‌هاى انگليسى بخاطر دريافت دستمزد بيشتر به کشورهاى ديگر از جمله آمريکا از يک‌طرف و آوارگى و آمدن زنان کشورهاى ديگر به انگليس از جمله اين مهاجرت‌هاست. ايشان گفتند که گلوباليزاسيون پروسه ايست که با جهانى شدن اقتصاد هماهنگ است و سپس به مناسبات و روابط زن و مرد در جهانى شدن پرداخت.

انتخاب زن برگزيده بخش ديگرى از برنامه روز اول بود که با اعتراض و انتقاد برخى از شرکت کنندگان مواجه گرديد. نقد اين بود که هرچند خانم مهرانگيز کار در نوشتن کتب در رابطه با حقوق زنان کار کرده اما بخصوص و حتى در کتاب اخير خود که در خارج به‌چاپ رسيده، توهم به جناح دوم خرداد و زندانبانان جمهورى اسلامى را تبليغ ميکند. خانم کار بعلت کسالت نتوانستند در کنفرانس شرکت نمايند. فيلمى از زندگى و کارهاى خانم کار نيز نمايش داده شد.

در ادامه برنامه هاى روز اول، برنامه موسيقى شامل چنگ نوازى و ترانه خوانى هنرمندان زن، خانم تارا جاف از حلبجه کردستان و نوازندگى تنبک توسط خانم سميه باقى زاده و ترانه خوانى خانم ويدا کاشى‌زاده و موسيقى و ترانه هاى فولکلور از گروه بانو با مسوليت خانم مريم آخوندى ادامه يافت. بخش پايانى بخاطر تم شاد آن مورد استقبال و بدليل محتواى مردسالارانه ترانه ها مورد انتقاد قرار گرفت.

برنامه روز دوشنبه ٢٨ ژوييه با پيام جالب و زيبايى از طرف خانم گلناز امين، آغاز و با سخنرانى ارزنده خانم دکتر شهرزاد مجاب تحت عنوان جنگ، فقر و خشونت سرمايه دارى جهانى عليه زنان، طى ٤٥ دقيقه ادامه يافت. خانم مجاب بعنوان سخنران مهمان گفت که ايشان چون يک فمينيست مارکسيست، نه بشيوه گفتمان بلکه به‌روش ماترياليسم ديالکتيک جهانى شدن را تحليل ميکنند و از نظر ايشان گلوباليزاسيون تسلط سرمايه مالى (هم ملى و هم فراملى) بر سراسر دنياست که پروسه گسترش مردسالارانه سرمايه‌دارى و دمکراسى مردمدارانه اروپايى است. با پيدايش سرمايه دارى در قرن ١٧ و ١٨، اقتصاد جهانى بوجود آمد و در اين پروسه رشد، مارکسيستها شرايط سرنگونى سرمايه را جستجو ميکنند. ايشان اشاره کردند که تا ثبات نباشد سرمايه نميتواند پايدار بماند، جنگ افروزى بخشى از اقتصاد سرمايه دارى شده و سرمايه لزوما احتياج به جنگ ندارد اما براى بوجود آوردن ثبات سياسى، سرمايه دارى دست به جنگ مى زند. در شرايطى که هر روز ٣٢ هزار کودک مى ميرند و دهها ميليون نفر آواره مى شوند، شعار سرمايه خصوصى زنده باد بازار آزاد است.

سرمايه جهانى ستم بر زنان را وحشيانه تر کرده است. در ايران ترور مرد سالارانه زنان با مقاومت وسيع و همه جانبه و روزانه روبرو بوده است. امروز مبارزه زنان براى کسب برابرى در ايران به مبارزه براى سرنگونى جمهورى اسلامى تبديل شده است. اما براى براى اين کار وجود تشکيلات انقلابى ضرورى است که بايد به تئورى و آگاهى انقلابى مسلح باشد. ناسيوناليسم و مذهب به شيوه هاى مختلف عليه جنبشهاى زنان ايستاده اند...

اعتقاد به اينکه از راه اصلاحات ميتوان نظام را تغيير داد، بخشى از جهان‌بينى بورژوازى است. فيمينيسم ليبرالى قرن هفده و هيجده محتواى انقلابى داشت و امروزه با بحران عظيمى روبروست. در بسيارى از نقاط دنيا حتى برابرى قانونى نتوانسته به خشونت مردسالارى خاتمه دهد وهنوز به شيوه اى مدرن ادامه دارد. اگر انقلابيون آگاه نباشند، مردسالارى بورژوايى جانشين مردسالارى اسلامى ميشود.

سخنران بعدى خانم فهيمه فرسايى از آلمان بود که تحت عنوان زمينه اقتصادى روند جهانى شدن و تاثير آن بر موقعيت زنان بحثى نيم ساعته ارائه نمودند. پس از ايشان خانم نيلوفر پورزند از کانادا زير عنوان زنان افغان و جامعه بين المللى، مباحث مربوط به گفتگو، نمايندگى و همبستگى ارائه داد، که بسيار شنيدنى و آگاهگرانه بود. ايشان ظرف ١٠ سال ٢٥ بار و تحت حاکميت رژيم‌هاى مختلف، براى کار و تحقيق به افغانستان سفر کرده و به نکاتى از جمله جنگ، مهاجرت و حکومتهاى مذهبى، چون عوامل افزايش دهنده مشاکل زنان اشاره کرده و افزود که نبود کار، ادامه فقر و بدبختى همزمان با برسرکار بودن نيروهاى واپسگرا در افغانستان مانع برداشتن برقع بوده و به شرح مشکلات زنان افغانى، زنان ايرانى که به ازدواج مردان افغان درآمده اند و وضعيت بى هويتى و نداشتن شناسنامه کودکانشان و همچنين اخراج آنان به افغانستان و وصف زندگى مشقت‌بار زنان در آنجا پرداخت. وى همچنين اين سوال را مطرح ساخت که زنان ايران تا چه حد درباره زنان کشورهاى همسايه آگاهى دارند؟ و اشاره نمود که رويدادهاى ١١ سپتامبر سبب شد چند بار نامى از مسايل و مشکلات زنان خاورميانه برده شود اما عدم ارتباط موثر بين زنان ايران و ساير زنان کشورهاى منطقه، مانع تبادل تجربيات ميان آنها شده است.

در ادامه برنامه‌هاى روز دوم، خانم نيره توکلى استاد دانشگاه در رشته جامعه شناسى از ايران، بحثى در مورد زنان و جهانى شدن داشتندکه در آن به جنبش زنان در داخل کشور و فعاليت زنان در جمع‌هاى کوچک و مستقل اشاره نمود سخنران بعدى خانم سپيده (خسروجاه) کوشا از آمريکا بحثى مفيد از جهانى شدن و رسانه هاى گروهى ارائه داد که بسيار مورد استقبال و تشويق حضار قرار گرفت. ايشان از گلوباليزاسيون بعنوان از بين بردن مرزها نام برد. وى لز جمله اظهار داشت که تسلط سرمايه زبانش انگليسى، سلاحش اتمى و درفشش ميکى ماوس است. سرمايه بشيوه تهاجمى مالکيت رسانه ها و کنترل و شکل دادن افکار در دنيا را هدف خود قرار داده و بعهده گرفته است. امپراطورى سرمايه (آمريکا) قتل عام، استثمار و تجاوز را از سرخپوستان بومى آمريکا آغاز و تا آفريقا و فيليپين و ساير نقاط دنيا توسعه داده است. اين امپراطورى کمپانى‌هاى رسانه‌هاى گروهى و بخش بزرگى از بازار را کنترل ميکند. کمپانى‌ها نيز طبق برنامه از نوشتن يک کتاب شروع کرده تا تبليغ آن در همه رسانه هاى جمعى تا تهيه فيلم، فروش و کرايه آن و .... متعلق بهمان کمپانى است. نفوذ رسانه ها از مذهب، نقش پدر و مادر، محيط مدرسه و حتى دولتها بيشتر است. اين رسانه ها يا دولتى هستند و يا از حمايت دولتها برخوردارند. کمپانيهاى آمريکايى نه تنها در آمريکا بلکه در سراسر جهان اعمال نفوذ کرده و ٨٠ تا ٨٥ درصد موسيقى جهان را کنترل ميکنند. سپيده همچنين گفت که طبيعت سرمايه، رشد است براى سود بيشتر و تلويزيون آمريکا درحاليکه اين‌همه اتفاقات مهم در دنيا روى ميدهد، فقط ٥ دقيقه اخبار خارجى دارد آنهم در رابطه با آمريکا، در عوض تا دلت بخواهد راجع به هوا صحبت ميشود. حاکمان آمريکا اين را تبليغ ميکنند که اگر مردم از ما متنفرند علتش اينست که بما حسادت ميکنند. اکنون عده زيادى از مردم آمريکا به جنبش ضد جهانى شدن و ضد جنگ پيوسته اند. کمتر از نصف جمعيت واجد الشرايط در اين کشور در انتخاباتها شرکت ميکنند و مردم کلا کمتر سياسى هستند. بعداز حمله به عراق مسيحى‌هاى طرفدار شارون در عراق تلويزيون داير کردند و از ١٢ کانال تلويزيونى که سابقا براى نمونه در کاليفرنيا يک ساعت برنامه داشتند، حالا ٢٤ ساعته به زبان فارسى برنامه پخش ميشود. راديوهاى بى بى سى، راديو فردا و راديو صداى آمريکا وابسته به اين سياست هستند و طرفداران اسرائيل و شارون بر سر سهميه موساد رقابت دارند و هدفشان جلب جوانان است. وى مقايسه‌اى ميان سينماى هاليوود و ايران انجام داد و گفت در ايران جوانان کمتر به آمريکا و سينماى هاليوود شک دارند. وى گفت برخى رسانه‌ها ميتوانند خوب باشند، اگر راديو افشاگر و آگاهگر خانم امى گودمن ( راديو پاسيفيکا در برکلى) نبود من امروز اينجا ننشسته بودم. چندى قبل ميخواستند اين راديو را تعطيل کنند اما تظاهرات ١٥ هزار نفرى مانع اينکار شد او همچنين به مباحث مفيد و آموزنده اى از اين راديو اشاره نمود از جمله سخنرانى چامسکى و بحثى در مورد فعاليت زنان در هندوستان. سخنران اظهار نگرانى کرد که ممکنست در آينده براى اينترنت نيز محدوديت ايجاد شود و گفت بايد آگاه باشيم به‌ما تجاوز فرهنگى نکنند. در پايان خاطر نشان کرد که ما خارج نشينان ميتوانيم نقش مهمى در انتقال فرهنگ مترقى و افشا نمودن اين سياستهاى رسانه ها داشته باشيم و ايجاد رسانه هاى دمکراتيک و مستقل بخشى از مبارزه ماست (يا تسليم يا نقد دسيسه هاى فرهنگى).
 
برنامه روز دوم با شعرخوانى شاعران نسل اول و نسل دوم در خارج از ايران خانم‌ها ژاله اصفهانى، شاداب و جدى و زيبا کرباسى با خواندن اشعارى در زمينه سنگسار، مقاومت و ....ادامه يافت. خانم کرباسى که جوانترين شاعر اين جمع بود اشعارش را به دانشجويان ايرانى که بر عليه ظلم و بيداد مبارزه ميکنند، تقديم کرد.

سپس دو فيلم نمايش داده شد که فيلم اول مستند بود بنام سينماگران زن ايران و دومى بنام زندان زنان که ساخته خانم منيزه حکمت بود و ايشان نيز در کنفرانس حضور داشت.
 
برنامه روز سوم کنفرانس با ميزگرد نسل دوم و شرکت سخنرانان جوان از ايران و انگلستان آغاز شد. مفاهيمى چون تفاوت دو فرهنگ و تآثير اين تضاد بر هويت، شخصيت و الگو سازى و تفاوت ارزشهاى دختران نسل جوان با نسل پيشين خود و همچنين جنسيت و سکسواليته و آزار جنسى، مورد بحث قرار گرفت. خانم رکسانا به تابو بودن مسائل جنسى و رابطه هويت و جنسيت اشاره کرده و با بازگويى خاطره‌اى از آزار جنسى در سنين ٥ و ٦ سالگى زمانى که در ايران زندگى مى کرد در رابطه با مردى نمازخوان و مومن که او را به تماشاى کارتون مشغول و به دفعات با وى تماس جنسى بر قرار مى کرده، پرداخت. اين بازگويى خاطرات دوران کودکى حضار را در سکوتى حزن‌آميز متوجه مساله مهم تاثير آزار جنسى بر کودک نمود. خانم شبنم هاليدى که خود انگليسى ايرانى است و در کشورى عربى بزرگ شده است، از بحران هويتى جوانان در خارج سخن گفت و افزود که اين تلفيق سبب شده که گريزى احساسى او را در اين سردرگمى هويتى به مردم و منطقه خاورميانه علاقمند کند.

سخنران ديگر اين پانل خانم آزاده بابايى از ايران که دانشجوى فيلمسازى است در مورد تفاوت ارزش‌ها و فرهنگ محيط خانه و جامعه در ايران سخن گفت وى گفت اگر جوانان ايرانى در خارج کشور از اختلافات فرهنگى رنج ميبرند، جوانان ايران نيز در داخل کشور خود دقيقا همين معضل را دارند و نرمها و ارزشهاى خانه و جامعه بسيار با يکديگر متفاوتند. او اضافه کرد که آشناييش با فمينيسم به او اعتمادبنفس و جهان بينى ديگرى داده که او را در زندگى و انتخاب رشته تحصيلى مورد علاقه اش و بسيارى زمينه ها کمک کرده است. آزاده بزبانى روان وساده با بازگويى کودکى خود افزود که اطلاعاتش را راجع به مسائل جنسى و پريود ماهانه از دختر همسايه که ١٢ ساله بوده کسب کرده و نه در مدرسه نه در خانه هيچکس اطلاعاتى در اين زمينه ها به وى نداده است. آزاده گفت در محيط کارى و در جامعه براى اثبات يکسان بودنش بايد وقت و انرژى زيادى صرف کند که ميتوانست آن وقت را براى کارهاى خلاقه اش کند.

سخنران بعدى خانم مريم شهمنش از انگلستان که پزشک و فعال اجتماعى است و سالها همراه پزشکان بدون مرز در کشور برمه و برخى نقاط ديگر به معالجه بيماران ايدز مشغول بوده و اکنون در انگليس با بيماران امراض مقاربتى کمک ميکند، در بحثى تحت عنوان «زن کالايى براى فروش، رابطه جهانى شدن فحشا و ايدز، درسهايى براى ايران» به علل فحشا، شيوه گسترش ايدز و علل جهانى شدن و تبديل اين بيمارى به اپيدمى پرداخت. او گفت ايران به پزشکان بدون مرز اجازه ورود، کار و فعاليت نميدهد. آماردقيقى از ايران در اين خصوص داده نميشود و کتمان يا مخفى کردن اين بيمارى و ندادن اطلاعات در اين زمينه سبب ميشود که بيمارى ايدز با توجه به افزايش شديد اعتياد و تن فروشى در ايران به يک اپيدمى تبديل شود و در اين رابطه بطور جدى هشدار و در ضمن پيشنهاداتى نيز ارائه داد.

بعدازظهر روز پايانى کنفرانس به دو بحث شنيدنى در زمينه کار زنان و جهانى شدن اختصاص يافت. سخنران اول خانم حورى صبا که تا ٨ سال قبل در ايران کارگر بوده بحثى تحت عنوان جهانى سازى، اشتغال و خانه نشينى زنان ايران ارائه کردند. ايشان از جمله به نکات مهمى در زندگى کارگران زن ايران پرداختند. حورى گفت که از نظر زن کارگر، زنان خانه‌دار، خانم و بيکار محسوب ميشوند درصورتيکه کار بدون مزد زنان در خانه و بر زمين رقم ٤١ درصد از درآمد ناخالص ملى است. جداسازى جنسى و باورهاى مردسالار، کار زن را درمنزل مثل بيکارى به جامعه باورانده است. جمهورى اسلامى قدم به قدم طى سالهاى گذشته کفايت و لياقت خود را به سرمايه جهانى ثابت کرده و در رابطه با شمول قانون کار نشدن کارگران کارگاههاى کوچک اشاره کردند که سال ١٣٧٦ از ٣٦٥ هزار و ٢٨١ کارگاه کوچک ٣٣٦ هزار کارگاه کمتر از ٦ نفر کارگر داشته و اين عملا عده زيادى از کارگران را از شمول قانون کار محروم ساخته است. فقط دو هزار کارگاه بيش از ٣٩ نفر کارگر داشته است. وى اضافه کرد که جهانى سازى يعنى پروسه بيکارى براى زنان و مردان کارگر، پروسه فقر و فلاکت کارگر و فقر و خانه نشينى زنان کارگر. سنگينى بار فقر براى زن کارگر متفاوت است چون نگهدارى کودکان، سالمندان و بيماران را نيز بدوش ميکشد. نهضت‌هاى بيکارى اگر نيروى بالفعل نيستند، نيروى بالقوه که هستند. زنان کارگر تشکل صنفى زنانه ندارند. فقر هم شيوه زندگى هم شيوه مقاومت مى آفريند. زنان کارگر تغيير را هدف قرار داده اند و اين امر لازم و قطعى است و سهم زنان کارگر در اين تغيير زياد است. بحث بعدى را خانم ياسمين ميظر استاد دانشگاه از گلاسکو زير عنوان «زنان، کار و جهانى شدن» ارائه نمودند که در اين رابطه به ابعاد وسيع تاثيرات جهانى شدن بر کار زنان در اقصى نقاط دنيا و به برابرى اقتصادى که ميتواند موقعيت اجتماعى زن را تعيين کند، اشاره نمودند. ياسمين گفت بحران اقتصادى مرحله خاصى از بحران سرمايه است که عواقبى براى موقعيت کارى زنان بوجود مى آورد و اولين قربانيان سرمايه براى خروج از رکود و اجتناب از ورشکستگى بيشتر، ضعيف ترين نيروها خواهند بود. زنان بعنوان نيروى کار اضافى محسوب شده و ميشوند و قربانيان دور آتى زنان خواهند بود. ايشان به خصوصى‌سازيها و تغيير قوانينى که تضمين کننده اين ضوابط است اشاره نموده وگفتند دوران ما بهترين ايام براى اقليت زنان و بدترين ايام براى اکثريت زنان است. نظم جديد جنسيت، مشکلات خاصى براى زنان بوجود آورده و همپاى استقلال روزافزون، کار دو برابر در خانه و بيرون به زن تحميل شده و به‌قيمت کار دو برابر، ستم دو برابر و حقوق ناچيز نصيب زن ميشود. در پايان راه خاتمه دادن به اين مصايب را همبستگى و وحدت عليه گلوباليزاسيون و امپرياليسم دانستند. اين سخنرانى نيز با استقبال گرم مواجه شد.

پايان کنفرانس ارزيابى و جشن بود که تا ديروقت طول کشيد. با وجود آنکه انتقاداتى به کنفرانس وجود داشت اما در مجموع بويژه به بدليل مبحث با اهميت جهانى شدن و محتواى پر بار سخنرانيها، اين کنفرانس از نظر اکثريت شرکت کنندگان چون بهترين کنفرانس ظرف ١٤ سال گذشته ارزيابى شده و از تلاش و زحمات برگزار کنندگان لندن سپاس و قدردانى بعمل آمد. قرار است تابستان سال آينده کنفرانس پانزدهم در شهر برلين در آلمان برگزار شود.

برگرفته از جهان امروز شماره 109