بدحجابی زنان ایران

بار دیگر به مشغله سران رژیم تبدیل شد!

روناک آشناگر

فشار و سرکوب سیستماتیک زنان، به بهانه «بدحجابی» اگر چه یکی از نمادین همیشگی رژیم جمهوری اسلامی بوده است، اما در مقاطعی با شدت و حدت بیش تری بر زنان اعمال می گردد. این مقاطع، معمولا در ارتباط با  گسترش اعتراضات جنبش های اجتماعی و مبارزات توده های مردم  همراه بوده است. هنگامی که جامعه ملتهب است و دستگاه های سرکوب رژیم هراسان از گسترش اعتراضات، زنان به عنوان نیمی از جامعه را اولین هدف و طعمه خود قرار می دهند. این نه فقط شامل جنبش زنان، بلکه در سایر جنبش های دیگر اجتماعی نیز قابل مشاهده است، به عنوان نمونه تعرض اخیر رژیم به جنبش کارگری و دستگیری محمود صالحی، یکی از چهره ها و رهبران سرشناس آن با هدف جلویگیری از مراسم مستقل و غیردولتی کارگران ایران، در آستانه اول ماه مه و زهر چشم گرفتن از فعالین جنبش کارگری است.

رژیم  جمهوری اسلامی، مدتی است فشار بیشتری را بر فعالین جنیش زنان آورده و با دستگیری  آن ها و فراتر با یادآوری شعار «یا روسری، یا توسری» و «حجاب اجباری»، به خیال خود می خواهد به جنبش زنان  توسری زده و آن ها را به عقب می راند. در حالی که در طول حاکمیت رژیم اسلامی، زنان در میدان مبارزه برابری طلبانه و آزادی خوهانه نشان داده اند که مرعوب این رژیم و آپارتاید جنسی آن نشده و بعد از این نیز نخواهند شد.

به آخرین اظهارات و خط و نشان کشیدن های رژیم رو به زنان توجه کنید: «سردار احمد رضا رادان، رئیس پلیس تهران اعلام کرد که: «از اول اردیبهشت ماه امسال، پلیس برنامه های ویژه ای را در موضوع بدحجابی و مفاسد اجتماعی اجرا خواهد کرد و قطعا پیش از اجرای برنامه ها، مقدمات روانی آن را فراهم می کند.» وی افزود: «در نیمه سال 1386، وضعیت مناسب تری را در موضوع بدحجابی خواهیم داشت و نسبت به گذشته برنامه های بهتری در این بخش اجرا می شود.» به نظر رادان، مسئله بد حجابی به امنیت اخلاقی آسیب می زند و هدف از اجرای این طرح ایجاد امنیت اخلاقی در جامعه است. بر اساس اظهارات وی ابتدا این "طرح" در رابطه با زنان بدحجاب پیش می رود  و در مرحله بعد نوبت پسرانی که بد پوششی می کنند را در برمی گیرد.

همچنین احمدى مقدم ، فرمانده نیروی انتظامی، در یک همایشی تاکید کرده است: «موضوع امنيت اخلاقى و مبارزه با تهاجم فرهنگی، صرفا به عنوان يك تكليف قانونى و پاسخگويى به مطالبات مردم مورد توجه نيست، بلكه يك تهديد عليه امنيت ملى محسوب می ‌‏شود كه ابعاد پيچيده ‌‏اى دارد.» وی می افزاید: «پليس در طرح امنيت اخلاقى حد عرفى حجاب را مورد توجه قرار می ‌‏دهد و موارد برخورد شامل لباس كوتاه، پوشش نامناسب موى سر، لباس محرك و بدن نما و آرايش ‏هاى زننده خواهد بود... وى با اشاره به برخورد پليس با آقايانى كه پوشش مناسب ندارند، افزود: استفاده از لباس ‏هاى زشت و زننده و ترس آور توسط آقايان نيز قطعا سبب برخورد پليس خواهد بود.»

زن ستیزی در جامعه تحت حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی، تنها به حجاب و پوشش اجباری محدود نیست. آزار سیستماتیک زنان به بهانه های متفاوت چه در محیط کار و چه درخانواده و جامعه به امری همیشگی و متداول تبدیل شده است. زنان هر روزه طبق قوانین غیر انسانی جمهوری اسلامی، به شیوه های گوناگون به «جرم» زن بودن، به جرم دوست داشتن، به جرم قبول نکردن تحقیر و توهین و ...، مورد اذیت و آزار قرار می گیرند و  حجاب اجباری هم به عنوان نمادی از این سیه روزی، مزید بر علت است. اظهارات رئیس پلیس تهران، به بهانه برقراری «امنیت اخلاقی»، رسما و علنا اعلام تعرضی جدید و شدیدتر به زنان و آزادی های اجتماعی است. هدف از این تعرض جدید ایجاد جو و فضای رعب و وحشت در بین نیمی از جامعه یعنی زنان است تا در پرتو آن کل جامعه را مرعوب سازد.

اگر  چه مبارزات زنان علیه حجاب همواره در ابعاد وسیعی به شیوه های متفاوتی تداوم دارد، اما متاسفانه از یک طرف به دلیل فضا و جو و فشار فیزیکی و روحی که رژیم علیه زنان بوجود آورده  و از طرف دیگر، به دلیل همه گیر نشدن این مبارزات در جامعه و عجین نشدنش با همه مبارزات توده ای و جنبش های اجتماعی به ویژه جنبش کارگری، نتوانسته به یک جنبش واقعی در ابعاد میلیونی تبدیل شود. هنوز جامعه ایران و مبارزات و جنبش های آزادی خواهانه در جامعه، این لکه سیاه تحمیل بردگی و بندگی و قوانین قرون وسطایی و زن ستیزانه را در غیرانسانی ترین شکلش بر پیشانی خود دارد و هنوز کسانی مانند رئیس پلیس تهران، با «افتخار؟» سخن از پروژه های سرکوب زنان را به بهانه «بدحجابی» سر می دهد. در حالی که حجاب آشکارترین سنبل اسارت زنان است.

مبارزه با این توحش و آپارتاید جنسی، تنها امر زنان نیست، بلکه امر همه انسان های آزادی خواه و  برابری طلب و همه جنبش های اجتماعی است که همگام و هم صدا تنفر خود را به این قوانین ضد زن ابراز دارند و از هر طریق ممکن برای تغییر همه قوانین ضدزن و مردسالار بکوشند.

بدون شک با همبستگی و اتحاد طبقاتی، با مبارزه هم سو با جنبش کارگری متشکل و متحد  می توان سیاست های ارتجاعی و ضد آزادی و آپارتاید جنسی رژیم اسلامی را می توان به عقب راند.

مسلم است که بدون حضور گسترده زنان در تحولات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، چنین تحولاتی عمیق تر و پایدار نبوده و قابل برگشت است. از این رو، حضور زنان کارگر، برابری طلب و خانه دار در این جنبش و شفاف تر مرزهای صفوف رادیکال و سوسیالیستی زنان با گرایشات رفرمیستی و قانون گرا، امر بسیار مهمی است که همواره باید مورد تاکید فعالین جنبش های اجتماعی قرار گیرد. بی شک، معیار آزادی زن، معیار آزادی جامعه است، به همین دلیل هر درجه ای که مطالبات زنان به رژیم تحمیل شود، به همان نسبت نیز فضای سیاسی و اجتماعی جامعه برای مبارزه جدی تر و علنی تر بازتر خواهد شد.

 

15 آوریل 2007

برگرفته از جهان امروز شماره 188