نگاهی كوتاه به مواضع ايرج فرزاد

 نسبت به مباحث آخرين پلنم كميته مركزي كومه‌له

حسین حمیدی

آقاي ايرج فرزاد طی نوشته ای ، بحث اوضاع سياسي ايران وكردستان از طرف كميته مركزي كومه‌له را يك موضع گيري به قول ايشان بدون شك نايسوناليستي ، دوخردادي، ‌تسليم طلبانه و در كل تئوري فرار از ميدان مبارزه انقلابي نام برده و با هر ريسمان وطنابي كه در اختيار داشته، كومه‌له را به آقاي ايرج آذرين وصل كرده‌اند . در خاتمه اظهار نگراني كرده‌اند كه چرا كومه‌له گوش شنوا براي رهنمودهاي داهيانه حزب كمونيست كارگري نداشته و بدينگونه به دام ناسيوناليسم افتاده است و ادامه ميدهند كه‌‌ حزب كمونيست كارگري در تمام مراحل و مقاطع مهم و در دوره‌هاي تند پيچها هميشه نسبت به مواضعي كه رهبري كومه‌له اتخاذ مي كند ، حساسيتي جدي نشان داده است . براي ما مهم بود كه در تقابل با انواع شاخه‌ها وشعب گرايش ناسيوناليسم كرد، يك سازمان توده‌اي با مواضع راديكال ، انقلابي و كمونيستي را شاهد باشيم .

اگر انسان با تاريخ فعاليت كومه‌له و حزب كمونيست ايران آشنائي چنداني نداشته باشد، و نداند كه‌حزب كمونيست كارگري ايران ، در نتيجه‌ يك انشعاب از حزب كمونيست ايران وعليرغم اينكه اكثريت حزب و تمام ارگانهاي رهبري اين حزب را در اختيار داشت ، اما در كمال بي مسئوليتي و به شيوه‌اي انحلال طلبانه، در تقابل با انواع شاخه‌ها وشعب گرايش ناسيوناليسم كرد ، اين جريان كمونيستي وراديكال را به تنها گذاشتند ، شايد مي شد به گونه‌اي ديگر به اين نوشته اقاي فرزاد نگريست. اما براي من كه با اين تاريخ بزرگ شده‌ام و به زير وبم ها وافت وخيزهاي اين تشكيلاتها آشنائي نسبي دارم، مسئله به شيوه‌ ديگري است .

سوال اين است وقتي شما به عنوان جريان كمونيست كارگري، اينگونه ضرورت يك تشكيلات كارگري وكمونيستي را درمقابل گرايشات ناسيوناليستي در كردستان درك كرده وبا دلسوزي و نگراني عواقب آن را تعقيب مي كرديد، چه كسي مانع فعاليت شما دراين حزب شده بود؟ آيا جريان ناسيوناليسم درون حزب كمونيست آنقدر قوي بود كه ‌شما را ازحزب بيرون كردند ، كه شما مجبور بوديد از دور رهنمود بدهيد ؟ و يا اينكه مبارزه در كردستان و به قول خودتان در بستر ناسيوناليزم براي يك حزب كمونيستي عيب وننگ بود و شما مي خواستيد بدون اينكه بخواهيد تن حزب با گرايش ناسيوناليسزم نجس بشود، از طريق رهنمود دادن به كومه‌له مواضع راديكال خود را در كردستان به پيش ببريد .

ا اگر اين را هم بپذيريم كه كومه‌له در موقع انشعاب شما از حزب كمونيست ايران مواضع راديكال شما را نپذيرفت و درآن بستر به قول شما ناسيوناليزم كردستان باقي ماند ، حالا طبق نظرات شما اگر ميخواهد راه شما را ادامه بدهد و خود را از معركه دور بكند ، طبيعتا نمي بايست جاي نگراني براي شما باشد، چون يكي از رهنمودهاي شما به كومه‌له اين بود كه خودش را از اين بستر دور بكند

اما به اصل مطلب بر گرديم. مشكل حزب كمونيست كارگري با مباحث پلنوم كميته مركزي كومه‌له چيست؟

آنچه معلوم است دونكته درمباحث پلنوم . اين دوستان را آزرده‌ خاطر كرده است . يكي بيانيه به طور صريح نگفته است رژيم جمهوري اسلامي تا چند ماه آينده سقوط مي كند. واين براي روحيه جرياناتي بخصوص حزب كمونيست كارگري كه وعده انقلاب قريب الوقوع را به نيروهاي خود داده مثمر ثمر نيست. ديگر اينكه در تحليل اوضاع كردستان ايران وعراق هيچ فحش وناسزائي به گرايشات ناسيوناليستي كردستان آنطور كه باب طبع اين دوستان باشد ، مشاهده نمي شود . واين خود دليل غير قابل انكاري است براي ناسيوناليست بودن كومه‌له . اما مسئله تنها اين نيست بلكه بايد مسائلي ديگري پشت اين حمله به كومه‌له وجود داشته باشد .به نطر من حزب كمونيست كارگري ايران ، در حال حاظر و در اوضاع پر تحول ايران ، پي به اهميت فعاليت در كردستان برده‌اند . در خيال خود وكاملا بيخ گوشي در تدارك نوعي مبارزه مسلحانه در كردستان هستند . كه در لابلاي نوشته هاي كادرها يشان مي توان آن را ديد كه‌ يكي دم از پارتيزانهاي سوسياليست مي زند وديگري گارد سرخ را زنده باد مي گويد و در عمل نيز از تمام توان تشكيلات مايه مي گذارند و دو نفر از كادرهاي برجسته خود را به مريوان مي فرستد ، كه اين كمبود خودرا به هر قيمتي جبران كنند . از طرفي ديگر نفوذ ، جايگاه وموقعيت كومه‌له در كردستان رانيز به خوبي مي شناسند ومي دانند كه هر حركت انقلابي و كمونيستي در كردستان با اسم كومه‌له تداعي مي شود. پس نتيجه گرفته‌اند كه يكي از راههاي پيشروي بايد حذف كومه‌له باشد . اگر در شرايط قبلي ، فعاليت در كردستان كاري بي ارزش مينمود ، براي راديكال جلوه دادن ، ماندن در كردستان ناسيوناليزم محسوب ميشد ، اكنون كه فعاليت در كردستان مهم شده، كومه‌له دو خردادي و تسليم طلب و آماده فرار شده‌است .