چند کلمه ایی درباره حزب کمونیست ایران ...

برای کسانی که از تند پیچ انقلاب ناکام 57گذشتند واز 30خرداد سال 60 و قتل عامهای 1367 جان سالم به در بردند تامل در نگاه به این گذشته احتمالا بعضا در خلوتشان اتفاق افتاده است . و اینان بی شک آن حال و هوا و فضای خفقان و دستگیری و موج  دما گوژیسم احزاب شبه چپ و جنگ ارتجاعی ایران و عراق به همراه سایر سناریو ها ی رژیم اسلامی را به یاد دارند. در شرایطی که چپ میرفت برای چندمین بار از تاریخ سرکوب سرمایه داری به حاشیه رانده شود در شرایطی که پدر کیا ها (1) به گذشته خود و دیگران با چهره ای مستاصلانه در جوار اسدالله لاجوردی تف میانداختند . در شرایطی که ارتجاع اسلامی میرفت که دستاوردهای قیام زحمتکشان را مثله کند . در شرایطی که هر روز صدها نفر از فرزندان انقلاب به هیولای کشتار سپرده میشدند در گوشه ای از ایران تعدادی از کمونیست ترین و شریفترین انسانهای این وادی مشغول تاسیس حزبی کمونیستی بودند . آری سخن از تاریخچه پر از فراز و نشیب حزب کمونیست ایران است . حزبی که متحمل دو انشعاب شد . تعداد زیادی از رفقای چپ قسمتی از موجودیت سیاسی و تمامی آنچه را که مختصات یک فرد چپ است را در این تشکیلات تعریف میکنند.  در تاریکترین اعصار این قرن در نفس گیرترین اوضاع ساخته بورژوازی نوپای اسلامی ، حزبی نوید بخش که ملجاء رادیکالترین بخش جامعه بود در حال تکوین بود و درسترین پاسخ به نیاز تاریخی در آن شرایط مشخص بود . حزبی که با بحث و پلمیک روشن و شفاف و افق باز و گسترده پیرامون طبقه کارگر و چپ ایران و منطقه به وجود آمد از چگونگی تاسیس آن سخن نمیگویم که در اینباره سخن بسیار گفته شده است.  اما بحث من انطباق و تدقیق جایگاه واقعی این حزب در جنبش طبقاتی ایران است . هیچ مورخ و ناظر منصفی که بخواهد به این تاریخچه پر از فراز و نشیب نگاه کند نمی تواند اهمیت انکار ناپذیر این حزب کمونیستی را بر جنبش چپ ایران و رشد و تکامل آگاهی طبقاتی کارگران ایران در جهت مبارزات روزمره شان در مقابل بورژوازی هار و لجام گسیخته اسلامی را چشم پوشی کند . حزب کمونیست ایران با تمام مراحل سخت و دشواری

که پس پشت نهاده است و در این مصاف شریفترین و صادقترین انسانهای سوسیالیست و کمونیست را در جنگ با ارتجاع سرمایه هم از نوع دولتی و هم از نوع محلی اش از دست داده است اکنون عقلانیتی واقع بینانه از منظر کادرها و اعضای این حزب و رفقای داخل در نگاه به شرایط ایران مشهود است که کمتر جریانی را میتوان سراغ داشت که چنین سر راست و بدون زد و بند های مقتصدانه و حسابگرانه ماکیاولیستی خطاب به طبقه کارگر و توده مردم مواضع خود را آشکار و شفاف بیان کند . درست است که در این مبارزه سخت و توان فرسا تعداد زیادی از این رفقا را از دست داده است و تعدادی نیز راه خود را جدا از این حزب دیده اند و سبک و سیاق دیگر گونه را برای خود گزیدند . اما پا فشاری و تاکید بر مواضع کمونیستی رادیکال و باز تعریف مفاهیم کلیدی،و انطباق کنکرت واقعیات روزمره مبارزه طبقاتی و دخیل بودن در رنج و زحمت خلق ستمدیده ایران و دفاع از جنبش زنان و هزاران نقطه عطف دیگر در چنبره حیات سیاسی این حزب کمونیستی واقعیتیست انکار ناشدنی . برای کسانی که وجود و نام این حزب برایشان آزار دهنده است کاملا واضح است که دلیل استدلالشان وابستگی طبقاتی آنان و گذار به حوزه ایدالیسم و ندیدن و فراموش کردن فضای خفقان آخوندی در ایران که جای هر گونه فعالیت کمونیستی و راه حلهای رادیکال در جنبش کارگری را مسدود کرده است و کلا شرایطی که فرهنگ و ارکان مناسبات سرمایه داری بر جامعه مستولی کرده است و این حزب نیز آن شرایط ، به نحوی بر فعالیتش تاثیر می گذارد را فراموش کرده اند. نمونه بارز و نقطه عطف این تشکیلات تصمیم داهیانه کمیته مرکزی کومله و حزب کمونیست در جریان اعتصاب سراسری 16 مرداد 1384بود که بار دیگر محبوبیت تشکیلاتی حزب کمونیست ایران و کومله را در میان کارگران و مردم زحمتکش کردستان نشان داد و بار دیگر دنیای نارسیستی جریانات سکتاریستی را مشوش کرد. خصلت نمای گذشته و حال مبارزاتی حزب کمونیست در آژیتاسیونهای آگاه گرانه و تکوین و اشاعه ادبیات آوانگارد انقلابی در میان طبقه پرولتاریا در تند پیچهای مبارزه بر ضد بورژوازی اسلامی و حامیان نئو لیبرالیست اش است . فرهنگ و متد چالش بر انگیز و اعتراضی بر ضد استثمار انسان که ذاتی سیستم سرمایه محور است و پا فشاری و تاکید بر مارکسیسم انقلابی و گذار از مائوئیسم در بدو تشکیل کومله و امحای پوپولیسم حاکم بر تفکرات چپ در مبارزه درون حزبی از واقعیاتی است که فلسفه وجودی این حزب را تشکیل میدهد. بحثهای جامع پیرامون شرایط موجود جهان و مفهوم بخشیدن به آموزه های  علمی و اومانیستی مارکسیسم در چنبره پیکار طبقاتی کارگران در پراکسیس روزمره اش در زندگی مبارزاتی همه و همه شاکله موجودیت کنونی این حزب است . در واقع وجود این حزب به معنای ابژکتیو بودنش و دخالت گری عملی در بزنگاههای تاریخ معاصر ایران و کردستان را میتوان در جنبش برابری طلبانه زنان در مقابل ظلم و اجحاف سرمایه داری و مناسبات مرد محورانه و دفاع بر حق از انسانیت انسان ، تاکید بر حقوق کودک و دفاع از تمدن و پیشرفت علم وخلاقیت انسان در برابر فا تا لیسم ارتجاعی و تحقیر وجود انسان در خرافه پرستی و راه کار عملی برای نابودی این بختکها بر گرده انسان بخشی از رادیکالیسم عملی این حزب است .اگر اندک خوانشی از اصول دیالکتیکی داشته باشیم به درستی میتوانیم شرایط موجود را با ریشه های آن تحلیل کنیم . کسانی که با خیال پردازی، موهومات ساخته ایدئولوگهای بورژوازی را که روزانه به نام واقعیات تغییرناپذیر از طریق ابزارهای روبنائی به ذهن مردم حقنه میشود را در جهت استحاله واقعیات تثبیت شده به کار می برند . اما چرخش تعدادی از رفقا به هر دلیلی به جانب این تفکرات که در تبیین انها از مفهوم حزب و باز تکرار تجربه تاریخی شوروی به روایت قلم فرسایان بورژوازی پس از تاچریسم دهه هشتاد و موج جهانی انتی کمونیسم دهه نود که بن مایه فکری کنونی آنها را تشکیل میدهد و نقد خام و دست چندمی از ایرادهای آنان به حزب کمونیست ایران را شامل میشود را میتوان با این نقل قول ازکارل مارکس روشن کرد :( سلاح نقد هرگز جایگزین نقد سلاحها نمیگردد...تئوری زمانی به یک نیروی مادی تبدیل میشود که توده های مردم را جلب کرده باشد ... زمانی که رادیکال شده باشد .) (2)

در انتقاداتی که به موجودیت کنونی و واجب الوجود بودن حزب کمونیست ایران میشود این موارد رانادیده میگیرد که لازمه شناخت شرایط عینی جامعه چیست ؟ و مکانیسمهای مبارزه برای یک حزب چپی با وجود موج سرکوب و قلع و قمح کردن احزاب کمونیستی در کنار سمپاشی و دست و پا زدنهای جریانات ناسیو نالیستی و مذهبی برای آلوده کردن فضای سیاسی جامعه تا چه حدی وجود دارد ؟ و متاسفانه دلایل مذکور از جانب این به اصطلاح منتقدان به محاک فراموشی سپرده میشود . اهمیت و علت فعالیت انتقادی انقلابی حزب کمونیست و کومله در این سالها مشهود و واضح است . اگر این دوستان گذشته و ایراد گیران کنونی که به جای حل منطقی مسئله ، صورت مسئله را به کلی پاک میکنند به شیوه ای علمی و با در نظر گرفتن واقعیات نظام کاستی ، به سنجش و رویت و توان واقعی پرولتاریا و حجم مبارزات این طبقه میپرداختند شاید می توانستند نقدی اصولی و واقعی را از موجودیت حزب کمونیست ازبدوتاسیس تا کنون را داشته باشند امااستدلالات و شیوه نقد آنها از این مسئله صرفا نگاهی انتزاعی و در نهایت برداشتی ناقص از نظرات دکترین های بورژوائی که وجود حزب پیشتاز پرولتاریا را یگانه دشمن آزادی های نیم بند سرمایه داری میدانند است ، و به طور ناخواسته این استدلالات را باز تولید میکنند . جریاناتی که خوانش خوشبینانه ای از پوزیتیویسم پوپری را دارند البته که نمی توانند با کلماتی مانند طبقه ، حزب، تغییر انقلاب و غیره مشکل نداشته باشند چون ماهیتا مخالف با هر تغییر بنیادی در زندگی انسان هستند. و یا بعضا با بحثهائی نظری و نه علمی و مستند با نادیده انگاشتن نقش پراتیک انقلابی احزاب چپ در پیوند با طبقه کارگر به جنگ گذشته درخشان حزب کمونیست و موجودیت فعلی دخالت گرش میروند و نهایتا در تحلیلهایشان از مقوله حزب به کوره راههای پوزیتیویسم  سرک کشیده و واقعیات موجود را در معبد بورژوازی بزک شده کنونی به نفع خود غسل تعمید میدهند . ماهیت جریاناتی که برای خروج و برون رفت از انفعال و سیاست پاسیفیستی حزبیشان و برای گریز از نقد درون حزبی خود از جانب اعضایشان ، نوک پیکان حمله شان را متوجه وضعیت کنونی حزب کمونیست ایران میکنند. تا بلکه با این سیاست که به زعم خودشان اولترارادیکالیزم است همپالگی های خود را در میان شکست خوردگان بیابند. بی شک تاکید بر اصول علمی مارکسیسم و تاکید بر سیاستهای کارگری در مصاف با مناسبات استثمارگرانه سرمایه داری ، افشای ماهیت غیر انسانی و دماگوژیستی جریانات ریز و درشت نئو لیبرال منتظر فرج امپریالیسم و کلا تداعی شدن کمونیسم به صورت عینیش با نام حزب کمونیست و کومله واقعیا تی است که خواب خلسه ای اینان را آشفته میکند. تمامی محاسبات و چرتکه انداختن های مقتصدانه درآینده حمله نظامی آمریکا به ایران و دموکراسی بورژوازی همراه با حضور پکس امریکنا (سیطره ی بلا منازع امریکا بر جهان )که در کوله پشتی سربازان آمریکائی به خاک مملکت کشیمنی آنها به عنوان هدیه امپراتوری بزرگ سرمایه وارد میشود . وجود و حضور حزب کمونیستی زنده که واقعیات را برای مردم روشن کند و همدوش با طبقه کارگر در برانداختن نظام مزدی و مالکیت خصوصی و پایه ریزی مکانیسم های جامعه سوسیالیستی ، آینده و چشم انداز قابل دسترسی است که طبقات بهره کش و به طبع آن احزاب بورژوازی و گاها بی آزار را هراسان میکند . در رسیدن به این پروسه نان و آب دار وجود احزاب چپ و رادیکالی مانند حزب کمونیست ایران که با حضور و پیوند طبقاتی اش با دیگر جریانات چپ پروژه آنان را ناکام ساخت و با تمام توان و ظرفیت و سرمایه ای که در اختیار دارند سعی در نابودی و به فراموشی سپردن و مسخ این مفاهیم مبارزاتی را در حافظه تاریخی مردم  دارند . اما به حکم قانونمند بودن حرکت دیالکتیکی تاریخ و کنش و آگاهی طبقاتی کارگران همدوش با اخگر انقلابی مبارزه یعنی حزب کمونیست در مقابل سیل آگاهی های کاذب (ایدئولوژی) بورژوازی از بلندگوهای ملونش پایان خود را با شیوه ای معکوس فریاد میزند . با توجه به نکات ذکر شده، در حال حاضر وظیفه انقلابی و تاریخی تمامی انسانهای برابری طلب این است که با متشکل کردن صفوف طبقاتی خود در مقابل ارکان سیستم سودپرست سرمایه داری اولین گامهای  خود را برای بنیان نهادن جامعه بی طبقه همدوش با احزاب کمونیست بردارند . تمامی کسانی که پیشروی امر مبارزه طبقاتی را به عنوان هدفی  مد نظر دارند با دخالتگری آگاهانه و پیگیر و کمک به اشاعه فرهنگ مبارزه طبقاتی به عنوان یک سنت حرکت در محیطهای کارگری مختلف میتوانند ضرورت وجود حزب را  به عنوان سلاح انقلاب پرولتری در سطح جامعه گسترش دهند . بدیهی است که به شیوه ایستا و انفعالی از دیدگاه مخالف نمی توان شاهد نضج و رشد و تغییر اوضاع بود . در شرایط بغرنج و حاد کنونی تاکید بر انترناسیونالیسم پرولتری در برنامه وعمل می تواند وزنه ای مهم برای هژمونی چپ در اتحاد طبقاتی باشد . و در این مهم نا دیده انگاشتن ظرفیت وپتانسیل واقعی حزب کمونیست ایران برای این اتحاد و تغییر در کشمکشهای مبارزه حاد طبقاتی میان کار و سرمایه واقعیت مسلمی است که  برای بار دیگر در این اوضاع نقش کنش گر و اکتیویتیستی این حزب را اثبات میکند . مهم دیدن  واقعیتهای موجود است.

در شگفت می مانی که

                   به رغم ضعف خویش       

                                         چه مایه توانائی  (3 )

 

(1)   اشاره به مصاحبه های نورالدین کیانوری یکی از سران حزب توده ایران در هنگام دستگیری در سال 1361  

(2)   مارکس : مقدمه ای بر نقد فلسفه حق هگل ص 137

      (3) احمد شاملو : چیدن سپیده دم                                                     بیژن چاووشی

                                                                                        (سنندج)

                             

                                                                                      1/12/1385