|
توضیحی از کمیته مرکزی کومه له
در باره نوشته:
"ضرورت فعالیت به نام کومه له"
اخیراً جمعی از رفقای حزبی نوشته ای را تحت عنوان "ضرورت فعالیت
به نام کومه له" بطور علنی انتشار داده اند. سابقه این بحث به فاصله زمانی مابین
کنگره های 9 و 10 و 11 کومه له بر میگردد. در دو کنگره نهم و
دهم بحث های مربوط به این مساله مطرح گردیدند و دو قطعنامه در این زمینه به تصویب
رسیدند. در کنگره یازدهم کومه له که تابستان گذشته برگزار گردید و تعدادی از رفقای
امضاء کننده نوشته فوق نیز در آن حضور داشتند هیچگونه بحثی در این زمینه انجام
نگرفت.
اکنون که این رفقا نظرات خود را منتشر کرده اند، لازم میدانیم
مواضع رسمی و توضیحی مصوب تشکیلات را در این خصوص یکبار دیگر به اطلاع عموم
برسانیم. یادآوری می شود که کلیه اقداماتیکه در بندهای الف? ب و ج
قطعنامه مصوب کنگره نهم (اوت 2000) در دستور گذاشته شده بود و از آن جمله برگزاری
یک رفراندم تشکیلاتی برای قضاوت در مورد این مساله، انجام گرفته و نتیجه آن نیز
همان موقع انتشار علنی یافته است.
کمیته مرکزی کومه له
13 آبان 1383
*
قطعنامه
مصوب کنگره نهم
(مرداد ماه 1379)
طی ماه های اخیر و بویژه پس از برگزاری کنگره هفتم حزب کمونیست
ایران، بحث هایی در رابطه با ارزیابی از حزب کمونیست و مکان کومه له در این چهارچوب
تشکیلاتی درگیر شده است و تاکنون نظرات موافق و مخالف در سطح محدودی مطرح شده اند.
در این رابطه کنگره نهم کومه له نکات زیر را مورد تاکید قرار می دهد:
1- کومه له از بدو تاسیس خود در سال 1348 شمسی هیچگاه یک چشم
انداز صرفاً محلی را برای فعالیت خود ترسیم نکرده بود. رفیق فواد مصطفی سلطانی و
دیگر بنیان گذاران کومه له با هر تصوری که از سوسیالیزم داشته اند همواره یک مشی
انترناسیونالیستی، فراگیر و سراسری را همگام با همه مبارزین و انقلابیون سوسیالیست
و رادیکال ایران مدنظر داشته اند. نه آنروز و نه امروز چشم اندازی محلی، راهگشا، و
جوابگوی انتظارات ومطالبات مردم کردستان و کارگران و زحمتکشان نبوده و نیست.
2- حزب کمونیست ایران در شهریور ماه 1362 بدنبال بیش از یک سال
بحث های گرم علنی و درونی که رفقای کومه له با شور و اشتیاق فراوان در آن مشارکت
داشتند، در یک کنگره موسس، تاسیس شد. پیوستن کومه له به حزب کمونیست ایران در جهت
حفظ و بسط سنت های انقلابی و نفوذ اجتماعی و سیاسی کومه له بود. استقبال فعالین
کومه له از پیوستن به صفوف حزب کمونیست ایران نشانه نفوذ و عمق آرمانهای برابری
طلبانه و کمونیستی در صفوف کومه له بود.
پروسه تشکیل حزب و پیوستن کومه له به آن از هر لحاظ منطبق بر
موازین دمکراتیک و سنت های پیشرو بود. کمیته مرکزی کومه له در آن هنگام طی برگزاری
یک رفراندوم تشکیلاتی پیوستن کومه له را به این تشکیلات جدید به رای گذاشت و بیش از
98% از فعالین آن موقع کومه له به آن رای مثبت دادند. سازمانهای سیاسی و بسیاری از
فعالین و مبارزین انقلابی چپ مورد مشورت قرار گرفتند و بدین ترتیب بود که کومه له
به بخشی از حزب کمونیست ایران تبدیل شد و امروز 17 سال است که در این قالب تشکیلاتی
فعالیت می کند. امروز هر ارزیابی نسبت به حزب کمونیست داشته باشیم، این واقعیت غیر
قابل انکار است که این جریان در رادیکالیزه کردن کل فضای جنبش کردستان و در ترویج و
تبلیغ آرمانهای برابری طلبانه و انسانی و در تامین پایداری کومه له در مقابل شداید
نزدیک به دو دهه اخیر نقش ارزشمندی ایفا کرده است.
3- اصول اولیه دمکراسی درون تشکیلاتی و رعایت حقوق اعضاء،
دوستداران و نیز مردم کردستان ایجاب می کند که هرگونه تجدید نظر در فعالیت کومه له
تحت عنوان جدید، طی پروسه مشابهی و با ارائه بحث ها و ارزیابی از فعالیت تاکنونی و
سرانجام در یک رفراندوم عمومی در درون تشکیلات و در مشورت و نظرخواهی گسترده فراتر
از محدوده های تشکیلاتی، به سرانجام برسد.
4- کومه له محل امید و ابزار مردم محروم و رنجدیده ای است که
علیه هرگونه ستم اجتماعی، طبقاتی و ملی مبارزه می کند. وظیفه ما این است که علیرغم
هر عنوانی که برای فعالیت آینده خود برمی گزینیم، با روشهای دور اندیشانه و سنجیده
در استحکام و تقویت صفوف کومه له بکوشیم. ما مجاز نیستیم که با هیچ بهانه ای و در
رابطه با این درجه از اختلاف نظر که تا کنون عنوان شده است، یکپارچگی صفوف این
جریان را به مخاطره بیندازیم.
با توجه به آنچه که گفته شد کنگره نهم کومه له مقرر می دارد:
الف- کمیته مرکزی آینده کومه له باب مباحثه علنی بر سر ارزیابی
از حزب کمونیست ایران و ادامه عضویت کومه له در این قالب تشکیلاتی را باز می کند و
کلیه صاحب نظران و مبارزین چپ و کمونیست را به شرکت فعال در این مباحثه فرا می
خواند.
ب- کمیته مرکزی کومه له کنفرانس ها و سمینارهای درون تشکیلاتی
لازم را به این منظور سازمان می دهد و کلیه امکانات موجود خود را برای انتشار هرچه
وسیعتر نقطه نظرات موافق و مخالف پیرامون این مسئله به کار می گیرد.
ج- جمعبندی و نتیجه گیری از این مباحث در یک رفراندوم تشکیلاتی
مورد قضاوت قرار می گیرد و تصمیم گیری نهایی در این مورد به کنگره فوق العاده ای که
به همین منظور برگزار می شود موکول خواهد شد و بدین ترتیب رسمیت خواهد یافت.
کنگره نهم
کومه له (سازمان کردستان حزب کمونیست ایران)
اوت 2000
*
بیانیه کنگره دهم
در باره
جایگاه کومه له در حزب کمونیست ایران
مرداد 1381
تشکیل حزب کمونیست ایران در سال 1362یکی از رویدادهای مهم در
حیات سیاسی جنبش چپ و کمونیستی ایران محسوب می شود و اگر چه این رویداد پاسخی
شایسته به یک ضرورت سیاسی و مبارزاتی بود. با وجود این نباید از پروسه تشکیل این
حزب یک نظریه قابل تعمیم در مورد تشکیل احزاب کمونیست استنتاج کرد و ایجاد آن را
باید در چهار چوب شرایط سیاسی یک دوره معین مورد قضاوت قرار داد و موقعیت امروز آن
را نیز ادای سهم در مبارزه برای غلبه بر پراکندگی کمونیستها و پایان دادن به جدایی
کمونیسم از جنبش طبقاتی کارگران دانست.
این حزب در شرایطی تشکیل شده که انقلاب ایران در زیر ضربات
حکومت ضد انقلاب اسلامی آخرین نفسهای خود را می کشید. انقلاب ایران داشت از توش و
توان می افتاد ولی در آن مقطع نه برای ما و نه برای هیچ نیرویی در اپوزسیون چنین
واقعیتی ملموس نبود. کسی نمی خواست این کابوس را باور کند که انقلابی با آن وسعت و
عظمت این چنین به وسیله یک جریان ارتجاعی مهار و سرکوب شود. نیروهای چپ و رادیکال
ایران بشدت دچار تشتت فکری و سرگردانی شده بودند. سرنوشت انقلاب ایران ضربه سختی بر
خلق گرایی که محور تفکر و عمل این چپ بود، وارد ساخته بود. هویت "ضد امپریالیستی" و
"ضد وابستگی" بسیاری از نیروهای چپ با هیاهوی ضد آمریکایی یک جمهوری اسلامی "غیر
وابسته" به زیر سوال رفته بود. دستگاه فکری ای که این چپ را در جستجوی نیروهای "ملی
و مترقی" مدام به سمت لایه بندی بورژوازی سوق می داد، در تحلیل و تبیین آنچه که در
مقابل دیدگان ناباورش اتفاق می افتاد، بیش از پیش سرگردانش کرده بود. دستگیری های
گسترده، اعدام های وسیع، شکنجه های وحشیانه، بخشی از سازمانهای چپ را عملاً منحل و
صفوف کل چپ را به هم ریخته و دچار دست پاچگی ناشی از سرکوب کرده بود. در چنین
شرایطی تشکیل حزب بوسیله بخشی از نیروهای رادیکال چپ ایران پاسخی انقلابی به این
وضعیت نابسامان بود.
اگر چه این حزب در بدو تشکیل فاقد پایه اجتماعی نیرومندی در سطح
سراسری بود، اما بر خلاف آنچه که ادعا می شود، در تهران و شهرهای بزرگ ایران و در
محیط های کارگری تا حد معینی تشکیلات و فعالین سیاسی کارگری را با خود داشت و شمار
نسبتاً زیادی از فعالین سیاسی و کومونیست طیف مرسوم به "خط سه" ایران را در بر می
گرفت و در کردستان نیز یه یک جنبش توده ای گسترده ای متکی بود. دیدگاههای سیاسی و
برنامه روشی داشت؛ زمینه های اجتماعی و سیاسی کار خود را می شناخت و بر محدودیت و
نقطه قوت های آن آگاه بود. چشم بر نقاط ضعف و کمبود های خود نبسته بود، بلکه مورد
انتقادشان قرار می داد و می کوشید نبرد کنان آنها را برطرف کند.
حزب کومونیست افقهای جدیدی بر روی کومه له در کردستان هم گشود.
رزمندگی و شور و شوق انقلابی را در صفوف این تشکیلات بالاتر برد و اجازه نداد که
عقب نشینیهای نظامی جنبش کردستان افق سیاسی آن را تیره و تار کند. به کومه له در از
سرگذراندن یک دوره سخت و خطیر یاری رساند.
با همه این ها، واضح است که ما یک حزب مطلوب کارگری را تشکیل
نداده بودیم بلکه تشکیل حزب پاسخ ممکن به یک نیاز مبارزه سیاسی بود که تاخیر بیش از
این در جوابگویی به آن، جریان ما و شاید کل کمونیسم ایران را زیر فشارهای دشمن در
موقعیت بسیار نامساعدتری قرار می داد و بازسازی سیاسی و تشکیلاتی آن را دشوارتر می
ساخت. ما به درست، شرایط ایجاد و تامین خصوصیات یک حزب ایده آل را به عنوان پیش
شرطهای تشکیل حزب به مانعی برای متشکل شدن بخشی از کمونیستهای ایران تبدیل نکردیم و
گفتیم: بوسیله حزب و به طور متشکل بهتر می توانیم به سراغ رفع کمبودها و از جمله
ضعیف بودن پایه کارگری آن برویم.
پس از تشکیل حزب نیز تشدید حملات ارتجاع و ضربات پی در پی پلیسی
در سراسر ایران و عقب نشینیهای پی در پی جنبش کردستان به مانع بزرگی بر سر راه
پیشرفت نقشه های تشکیلاتی ما در سراسر ایران و در کردستان نیز تبدیل شدند. شرایط
برای کار سراسری حزب روز به روز دشوارتر می شد. با وجود این بحث بر سر چگونگی عبور
از این موقعیت و پیوند خوردن با جنبشهای اجتماعی و کارگری در ایران بحثی به قدمت
همه حیات حزب است. از همان فردای تشکیل حزب این مسئله به عمده ترین مشغله رهبری آن
موقع حزب تبدیل شد و تلاشهای صمیمانه ایی هم در این زمینه آغاز شد. اما بحث کارگری
کردن حزب در غیاب یک تحلیل واقع بینانه سیاسی از این که: در یک شرایط خفقان و
حاکمیت سبعانه پلیسی که امکان فعالیت علنی وجود ندارد، چگونه می توان یک حزب با
پایه کارگری وسیع ساخت، به جای راه گشایی به خوراک بحث های کشاف بدون معنای عملی
خاصی تبدیل شدند. هیچگاه این سئوال به طور جدی مطرح نشد و یا اگر مطرح می شد بدان
پاسخ درست داده نشد که آیا ممکن است یک حزب هر چند جهتگیریهای درست داشته باشد در
شرایط خفقان سیاسی و در غیاب یک جنبش کارگری پر قدرت، بتواند به یک حزب توده ای
کارگری تبدیل شود؟ حزب کمونست ایران هیچگاه در شرایطی مشابه آنچه که در سالهای 57
تا 60 برای کومه له بوجود آمد قرار نگرفت تا همه ظرفیت و توانایهای خود را عیان
سازد و همین حقیقت ساده بود که اراده گرایانه نادیده گرفته می شد.
اما این حزب در دو مقطع از حیات خود با کشمکش های حاد درونی
روبرو شده است که هر دو با انشعاب از آن منجر شده اند. انشعاب سال 1990 با این
توجیه صورت گرفت که حزب در تحقق هدف اولیه خود که تبدیل شدن به حزب رهبران کارگری و
ابزار مبارزه طبقه کارگر بود، ناموفق بوده است و چنین ادعا میشد که بدلیل گرایشان
مختلفی که در این حزب وجود دارد انشعاب کنندگان امیدشان را به اینک در چارچوب این
حزب به این هدف نایل شوند، از دست داده اند. بحثهای موافق و مخالف زیادی در زمینه
های مختلف صورت میگرفت اما واقعیت این است که بیشتر آنها با همه اهمیتشان ربطی به
علل و انگیزه های واقعی انشعاب نداشتند. نه فروپاشی اتحاد شوروی، و نه اختلاف نظر
بر سر ارزیابی از قیام مردم در کردستان عراق، نه ارزیابی های متفاوت از عوارض
تاکتیکی ناشی از پایان جنگ ایران و عراق، که مضمون بحثهای دورنی و بیرونی آن هنگام
ما بودند، هیچکدام از این ها به خودی خود و به تنهایی توجیه گر آن انشعاب نیستند؛
علت واقعی را بایستی در جای دیگری جستجو کرد.
جداییهای سال 1990 اساساً عکس العمللی بود - آگاهانه یا
ناآگاهانه - که نسبت به تیره شدن افق جنبش توده ای در کردستان و آخرین پرده های عقب
نشینی جنبش مسلحانه نشان داده شد. در آن دوره تشکیلات مسلح ما در کردستان عراق با
مشکلات عملی و تاکتیکی خاصی روبرو بود که به راهیابی و چاره جویی کنکرت و همبستگی
بیشتر و هدایت رهبری حزب نیاز داشت و اکثریت قاطع مبارزین صفوف ما در آن مقطع با
آغوش باز از چنین راه حل هایی پشتیبانی می کردند. این شرایط تشکیلات ما را با
مشکلات عظیمی روبرو کرده بود و شرایط جهانی در مقطع وقوع انشعاب البته خطیر بود اما
در زیر سایه تحلیل آن شرایط نمی توان واقعیات مادی کنکرتی را که آدمهای معین در
زمان و مکان معین با آن درگیر بوده اند را پرده پوشی کرد. در آن هنگام که آنان
تصمیم به جدایی گرفتند، نه تنها تحت تاثیر موج آنتی کمونیسم ناشی از سقوط اتحاد
شوروی، پشت کردن به آرمانهای کمونیستی در صفوف ما باب نشده بود، بکه بازتاب گرایش
اجتماعی ناسیونالیستی که در سنت ها و پراتیک روزمره تشکیلات خود را نشان میداد، در
آن مقطع ضعیف تر از آن بود که توجیه گر انشعاب باشد.
آنها با اتشعاب غیر مسئولانه خود لطمات بسیار جدی به تشکیلات
حزب وارد کرده و در شرایطی که خود همه ارگانهای تشکیلاتی و رهبری حزب را در دست
داشتند، به تعهدات و مسئولیت خود پشت کرده و فشار و جنگ روانی ناروائی را بر اعضا و
فعالین تشکیلات تحمیل کردند. آنها انطباق قابل درکی را که میبایست با شرایط جدید
صورت بگیرد و بطور آگاهانه سازمان داده شود، به هزیمت تبدیل کردند و بدین شکل باعث
یاس و دلسردی فراوان در تشکیلات کردستان شدند.
بار دوم در سال 2000، باز عده ای حزب کمونیست را برای امر خود
مانع و زائد دیدند و با بهانه نامربوط "کم بها دادن کو مه له به مسئله ملی" راه
انشعاب را در پیش گرفتند. اما توضیح واقعی علت حرکت آنها را نه از روی آنچه که خود
ادعا می کنند، بلکه با توجه به بازتاب بیرونی، منافع مادی و جایگاه عینی سیاسی که
در آن قرار می گیرند، می توان استنتاج کرد. واقعیت این است که آنها از لحاظ
ایدئولوژیک برنامه و آرمان کمونیستی را کنار گذاشته بودند و از لحاظ سیاسی می
خواستند با اصلاحات بورژوایی در ایران و بازتاب آن در کردستان، همنوایی کنند.
تغییرات سیاسی در ایران افقهای جدیدی را به روی اشعابیون گشوده بود و آنها را به
وسوسه تغیر استراتیژی و خط مشی کومه له انداخت و چون در این کار توفیق نیافتند راه
انشعاب را پیمودند. سازماندهندگان این انشعاب که از مدت ها پیش برای "تسخیر کومه
له" از کانالهای نامشروع کار می کردند و به شکل توطئه گرانه ایی طرح انشعابشان را
ریخته بودند، با این کار خود به جنبش انقلابی خلق کرد و به تشکیلات کومه له لطمه
زدند.
اکنون نزدیک به دو دهه از تشکیل حزب کمونیست ایران می گذرد،
شرایطی که در آن حزب کمونیست ایران ایجاد شد بسیار عوض شده است. طی این دو دهه، چه
در سطح جهان و چه در سطح ایران تغییرات زیادی اتفاق افتاده است: فروپاشی اردوگاه
شوروی، پایان مدل اقتصاد دولتی در جهان سوم، از توش و توان افتادن جنبشهای ضد
امپریالیستی و سربر کردن نئولیبرالیسم و غیره. در سطح ایران نیز شرایط کار ما بسیار
دگرگون شده و تغییرات بزرگی اتفاق افتاده است. ظرف این 20 سال، جمعیت ایران تقریباً
دو برابر شده و مسائل اجتماعی ایران امروز نسبت به 20 سال پیش کاملاً تازه است.
شهرنشینی بیشتر رشد کرده و باسوادی بسیار افزایش یافته است سازمانها و تفکر چپ بیش
از 20 سال است که در جامعه فرصت عرض اندام وسیع نداشته و به جایش انواع فعالیتهای
فکری و اجتماعی دیگر جایگزین فعالیت صریح سیاسی چپ رادیکال شده است. این شرایط ما
را در وضعیت کاملا متفاوتی نسبت به سالهای اول فعالیت حزب کمونیست قرار داده است.
امروز در شرایطی که بورژوازی جهان ما را به سرعت به سوی فلاکت و
تباهی سوق میدهد و سوسیالیسم تنها بدیل در پاسخ به جهنمی است که سرمایه داری انسان
را بدان گرفتار ساخته است، ایجاد صف مبارزه متحدانه کارگری و کمونیستی در هر کشوری
بیش از هر زمان دیگری به یک نیاز سیاسی عاجل تبدیل شده است. در چنین شرایطی شناخت
وضعیت جدید و وظائف عظیمی که بر دوش ما قرار گرفته اند و چشم انداز روشنی که
پیشاوری جنبش سوسیالیستی قرار دارد، همه اینها بیش از پیش بر ضرورت حفظ حزب کمونیست
ایران تاکید دارند.
در عرصه کردستان نیز از زاویه مبارزه و زندگی مردم کارگر و
زحمتکش وجود حزب کمونیست ایران و فعالیت در این قالب حیاتی است. در عصری که
ناسیونالیزم به کمک همه ذخایر فرهنگی و سیاسی و برنامه ای خود به تفرقه در میان
صفوف کارگران متعلق به ملیتهای مختلف دامن می زند و ما هر روزه شاهد فجایعی هستیم
که تحت برنامه ها و خط مشی های سیاسی ناسیونالیستی در نقاط مختلف دنیا روی می دهند،
در اینجا در کردستان اتکا به یک حزب و سازمان سراسری و کمونیستی می تواند به طور
موثری به تقویت همبستگی طبقاتی کارگران کرد و غیره کرد کمک کند و از زاویه مصالح
طبقاتی حال و آینده کارگران کرد و غیره کرد نیز ادامه فعالیت تحت نام حزب کمونیست
ایران ضروری است. ما از این سنگر بهتر می توانیم به مقابله با آن حرکت رفورمیستی که
بورژوازی ایران سردم دار آن است و می خواهد بحران سیاسی و اقتصادی جامعه ایران را
از این طریق به نفع خود فیصله دهد، مبارزه کنیم. فعالیت در چهار چوب حزب کمونیست
ایران و حضور در جبهه عمومی مبارزه علیه جمهوری اسلامی ما را در موقعیت بسیار بهتری
برای خنثی کردن پروژه های بورژوازی ایران که علیه جنبش رفع ستم ملی در جریان است،
قرار می دهد. اگر حجم تحرک بورژوازی را در این جبهه برای به بیراهه کشیدن مبارزه
مردم کردستان که این روزها در جریان است، در نظر بیاوریم اهمیت کار در این عرصه را
بهتر درمی یابیم و بلاخره از لحاظ ضرورت حل مسئله کرد به شیوه اصولی و مفید به حال
کارگران و جامعه موجود کردستان، کومه له در چهارچوب حزب کمونیست ایران بهتر می
تواند استراتیژی و برنامه خود را برای حل مسئله ملی پیگیری کند. حزب کمونیست ایران
مستقل از ارزیابی گذشته آن و مستقل از مسائل سازمانی امروزی آن، بخاطر واقعیتهای
فوق وجودش ضروری است.
کنگره دهم کومه له اعلام می دارد که در تاریخ حیات سیاسی
تاکنونی این حزب چیزی جز خدمت به آرمانهای انسانی و سوسیالیستی ثبت نخواهد شد و
امروز نیز از این کف دادن این پرچم و این ابزار چیزی جز گام برداشتن به عقب نیست؛ و
باقیماندن کومه له در این چهار چوب، هم کومه له را در موقعیت بهتری برای تحقق
استراتیژی خود در جنبش کردستان قرار می دهد و کل جریان چپ و کمونیستی ایران را در
جهت پیوند خوردن با جنبش طبقاتی کارگران و شکل دادن به بدیل کارگری در این راه
تقویت می کند. ما با شور و امید به استقبال این افق می رویم.
|