تآملی بر نظرات رفرمیستی آقا ی منصور اسانلو

 

من با دیدگاه آقای اسانلو ازبهمن ماه سال1385 بعنوان تفکری رفرمیستی که درسازش و مماشات با سیستم سرمایه داری و تثبیت حاکمیت جمهوری اسلامی  بدام جناح اصلاح طلبان افتاده مرزبندی روشن داشتم . برای صحت گفتارم و پیشبرد یک بحث اصولی ،کوشش می کنم برخورد خودرا مستند کرده و بخشی از نظراتم را دراسناد درونی کانون نقل می کنم تا این تصور پیش نیاید حال که ایشان در مصاحبه ای از درون زندان با سایت نوروز سایت رسمی ستادائتلاف اصلاح طلبان به مردم توصیه نمودندکه برای نجات کشوربه یاران خاتمی رای دهند ،علیه شان موضع گرفته ام.

من در مورخ بیست و سوم  یولی 2007 (1  مرداد1386 ) در نامه ای درونی به کانون چنین نوشتم :

" رفقا با سلام وخسته نباشید و... بنظرم منصور اسانلو را در کنار محمود صالحی قراردادن،که یکی نماینده رفرمیسم و سندیکالیسم در جنبش کارگریست . یعنی سه جانبه گرائی و سازش با بورژوازی را تبلیغ و ترویج می کند و آن دیگری را که نماینده رادیکالیسم جنبش کارگریست و در مبارزه با سرمایه و سیستم سرمایه داری ، مرزبندی با سه جانبه گرائی دارد ، اصولی نیست و... گفتم این 2 نفر در کنار هم، در یک ظرف جنبش کارگری بویژه یک کارزار جهانی نمی گنجند .ما در چارچوب دموکراتیک از اسانلو و فعالین همه جنبشهای موجود به دفاع بر می خیزیم همانطوریکه تا حال کردیم اما در کمپین ها و یا کارزارهاو...  در محوراطلاعیه ها و خواستها و مطالبات منصور اسانلو  و محمود صالحی را در کنار هم قرار دادن ، مبارزه و مرزبنذی طبقاتی را مخدوش می نماید.

 اگر می خواهید کانون را در این نوع کارزارهای جهانی در گیر کنید  به مشورت و خرد جمعی نیاز است ."

در چهارم اکتبر 2007 ( 12 مهر1386 ) به رفیقی نوشتم :

" رفیق و... در سر تیتر و محور مطالبات و خواستها، محتوا و مضمون اطلاعیه ها ی کارزار جهانی آنهم بنام دفاع از جنبش کارگری، منصور اسانلو را در کنار محمود صالحی قراردادن مخدوش کردن مبارزه طبقاتی است .

موضع صنفی گرائی ،قانون گرائی و سه جانبه گرائی آقای اسانلو همراه با نگاه از بالا ، با توسل به اشکال قانونی و جلب و حمایت بالائی ها تا حد ارسال نماینده به مجلس و شرکت در انتخابات، سازش و مماشات با حاکمیت و سیستم سرمایه داری است . که با موضع ضد سرمایه داری و ضد سه جانبه گرائی محمود صالحی هیچ وجه تشابهی نداشته و ندارد . ما طبق سند مصوبه کانون ، در مبارزه با رژیم ضمن دفاع از اسانلو و سندیکا از دیدگاه جنبش رادیکال کارگری  باید افکار راست ورفرمیستی سندیکالیستی  آقای اسانلو را به نقد بکشیم. "

در مورخ بیست و چهارم سپتامبر 2007 ( 2 مهر 1386  ) نوشتم :

" با سلام و خسته نباشید به رفقا و... سخن کوتاه : بحثم روی دو محور است .

1 ــ دیدگاه طبقاتی آقای اسانلو چیست ؟ مرزبندی و مبارزه اسانلو با سیستم سرمایه داری و انحصارات و جمهوری اسلامی مدافع سرمایه چگونه است ؟ افق و چشم انداز جنبش رادیکال کارگری و بطور مشخص کانون به نگرش اسانلو چیست ؟

 کانون از چه موضعی و در چه چارچوبی ، با چه اهدافی باید از اسانلو دفاع کند ؟

2 ــ   " و... آمادگی ام را برای پیشبرد بحث ها در هر دو محور در هر جائیکه صلاح بدانید اعلام می دارم .این بحث ها دقیقآ مناسب و رفیقانه ،مهم واساسی است. لذا بهتر است جلسه ای برای رفع ابها مات و تنویر افکار و تصحیح نظرات مان هر چه سریعتر بر گزار نمائیم . "

سپس درهفته کارزار جهانی9  اوت( 18 مرداد 1386 ) در د فاع از منصور اسانلو و محمود صالحی که بوسیله نیروها ی انقلابی در استکهلم تدارک دیده شده بود شرکت کردم وخوشبختانه در همان هفته دقایقی در گفتگو با رادیوهمبستگی  مواضع ام را بیان نمودم.

در سپتامبر 2007  ( شهریور 1386 ) در مصاحبه ای حدوآ دو ساعته با رفیق فرهاد شعبانی از فعالیتهای گذشته وحالم و مواضع ام در مورد جنبش کارگری درتلویزیون کومله ،حزب کمونیست ایران بیان نمودم . درهمین مصاحبه درتوضیح خطرراست و  رفرمیسم در جنبش کارگری ،افکار آقای اسانلو را به نقد کشیدم که خوانندگان عزیزدرصورت تمایل میتوانند  در آرشیو سایت کومله مصاحبه ام را ببینند.

 

مقاله فوق به همین صورت در همان زمان آماده بود و میخواستم برای سایتها ارسال نمایم.اما به دلایلی وهمچنین به توصیه تنی چند ازدوستان ورفقا بویژه رفقای داخل و احترام گذاشتن به عقایدشان، خصوصآ درزندان بودن آقای اسانلو  (با توجه به اینکه در بخشی از مصاحبه ام نگرش ایشان را نقد کرده بودم ) مقاله فوق را برای انتشار ارسال ننمودم.

هم اکنون که آقای اسانلو از درون زندان به نفع جناح اصلاح طلبان و تثبیت حاکمیت جمهوری اسلامی برای شرکت در انتخابات اعلام موضع نموده اند که دیریا زود باید این کار را با توجه به افکارشان می کردند و برایم کاملآ روشن و واضح بود ودر مصاحبه و تحلیلم با تلویزیون انقلابی وکمونیستی رفقای کومله از او به عنوان

 لخ والسا نام بردم ، مقاله  فوق رابا ویراستاری به همان  صورت واضافه کردن همین مقدمه برای انتشارارسال می نمایم.

 حمله امپریالیسم آمریکا و متحدینش در افغانستان و عراق برای هژمونی طلبی و کسب ابرسود است و باید آن را در رابطه با تغییر و تحولات در چارچوب اهداف بالا براساس توازن قوای جدیدشان درجهان و منطقه بررسی کرد.

 جنبش های ضد جنگ و جنگ افروزی در دفاع از صلح و آزادی ، جنبش های ضد سرمایه داری علیه استثمار و ستم و غیره روز بروز درعرصه جهانی رو به گسترش اند.

کشتی امپریالیسم آمریکا و متحدین سرمایه داریش در منطقه به گل نشسته و دفاع از دموکراسی دروغین امپریالیستی شان فاش گشته است لذا درتلاشند تا با اتخاذ تاکتیکهای مختلف خود را از این مهلکه برهانند.

برناقوس جنگ کوبیدن امپریالیسم آمریکا، همراه با آلترناتیوسازیهای گوناگون از اپوزسیون رژیم جمهوری اسلامی در چارچوب سرمایه ، برای به مذاکره و سازش کشاندن این رژیم با تغییراتی از بالا، در راستای حریم امنیتی  سود و سرمایه است.  جنبش کمونیستی و کارگری در صورت بروز جنگ( که احتمالش باتوجه به فاکتهای جهانی ،منطقه وایران بسیار کم است )، باید در دفاع از صلح و آزادی، بوسیله انقلاب ایران را به گورستان امپریالیسم آمریکا و جمهوری اسلامی تبدیل نماید.

پیشبرد سیاست تعدیل اقتصادی سیستم سرمایه داری از طریق صندوق بین المللی پول و بانک جهانی بوسیله رژیم جمهوری اسلامی جامعه را به بحران و تورم وبیکاری کشانده است.

 فاصله طبقاتی روز بروز بیشتر شده، قیمتها بطورسرسام آوری بالا رفته، هزینه های  تحصیل ،خوراک ، پوشاک، سوخت ،  مسکن، دارو، درمان بطورتصاعدی افزایش یافته، فقر و فساد و فحشا، قتل و دزدی و اعتیاد غیر قابل کنترل شده است. متاسفانه بارهمه این مشکلات و ناملایمات بدوش طبقه کارگر و زحمتکشان است.

 جنبش های اعتراضی اعم از معلمان، زنان، دانشجویان و بویژه جنبش کارگری  در بطن تغییر و تحولات جامعه هر روزبطور نسبی وسیعتر و متحدتر از پیش گام بر می دارد.

 رژیم جمهوری اسلامی برای جلوگیری ازبسط و گسترش این جنبش های اعتراضی و عدم پیوند این جنبش های عینی با جنبش رادیکال کارگری، فعالین این جنبش ها را مورد تهدید و فشار، اخراج و دستگیری، زندان و شکنجه قرار داده و درسطحی وسیعتر اقدام به بگیر و ببند تا حد اعدام وحشیانه جمعی نموده است. بنابراین اتخاذ روش سرکوب عریان تر از گذشته ناشی از اعمال چنین سیاستی است.

سیستم سرمایه داری جهانی که دررابطه تنگاتنگ با دولت هاست از راههای گوناگون سرمایه های هنگفتی را جهت کسب سود به ایران سرازیرکرده است. لذا صد درصد برای حراست و امنیت سرمایه هایش تدابیرمختلفی اتخاذ می کند.

یکی ازاین راهها، عضویت جمهوری اسلامی درسازمان تجارت جهانی و اجرای مقاوله نامه های

سازمان جهانی کار است. لذا دولت ایران و سازمان جهانی کارکه در جهت این مقاوله نامه ها گام بر می دارند، مسئول اجرای آنند. ما میتوانیم در راستای مبارزه با رژیم از این مقاوله نامه ها و سازمان جهانی کار برای پیشبرد اهداف مان استفاده کنیم ، اما بهچوجه نباید نسبت به سازمان جهانی کار ایجاد توهم نمائم.

این سازمان از سال ها قبل در تدارک پیاده نمودن طرح سندیکالیستی با اهداف قانون گرائی و سه جانبه گرائی در چارچوب سیستم سرمایه داری و رژیم سرمایه جمهوری اسلامی ایران ا ست.

از این افق و چشم انداز افکار راست رفرمیستی خطریست که انقلاب و جنبش رادیکال کارگری را تهدید می کند. بنابراین نوک تیز مبارزات مان باید علیه رژیم سرمایه جمهوری اسلامی ایران و سیستم سرمایه داری جهانی باشد. اما دردفاع از تشکلهای مستقل کارگری نباید ازنقد افکارراست ورفرمیستی درسندیکاهها غفلت نمائیم.

 چونکه این نگرش در راستای انقلاب برای به انحراف کشیدن جنبش کارگری خطریست بالقوه و می تواند با نمایندگان فکریش از راست تا چپ به خطری بالفعل تبدیل شده و در این توازن نیرو مجددآ طبقه کارگر را به زائده بورژوازی برای رسیدن به اریکه قدرت تبدیل نماید.

برای اینکه متهم به چپ روی نشوم مختصرآ مواضع ام را روشن تر بیان می کنم . من از رفرم دفاع میکنم اما رفرمیست نیستم.من از سندیکا دفاع می کنم اما سندیکالیست نیستم . من از اصلاحات دفاع میکنم اما اصلاح طلب نیستم. نقطه عزیمت ما درمبارزات روزمره دفاع از خواستها ومطالبات اقتصادی ، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کارگران وجنبشهای آزادیخواهانه و برابری طلبانه  است اما خود را در چارچوب سرمایه محدود نکرده بلکه فراتر از سرمایه برای لغو مالکیت خصوصی و الغای نظام کارمزدی مبارزه می کنیم .

بنابراین مخدوش کردن مرزبندی طبقاتی در جدال بین کار و سرمایه زمینه سازش و همزیستی با بورژوازی

را تقویت نموده و به هویت مستقل طبقه کارگر ضربات جبران ناپذیری وارد می آورد.  لذا جنبش کارگری با افق و چشم انداز رادیکالش ، با توجه به تجارب غنی اش در منطقه ، و از انقلاب مشروطه تا کودتای ٢٨ مرداد سال سی و دو و قیام پنجاه و هفت با ید  تاکتیک های اصولی و انقلابی برای رسیدن به اهداف و استراتژی اش اتخاذ نماید. تناسب قوا و توازن نیرو در مبارزه طبقاتی نقشی تعیین کننده دارد. جنبش کارگری رادیکال بدون کسب نیرو نمی تواند از انقلاب کارگری سخنی بمیان آورد. ( تاکتیک برای افزایش کمیت وجذب نیروها ی بیشترنیست بلکه اتخاذ تاکتیک باید در خدمت استراتژی برای رسیدن به اهداف انقلابی باشد. تاکتیک انقلابی در روند حرکت تبدیل به نیروی مادی میشود) .

در شرایط کنونی دفاع ، حمایت وهمبستگی با گرایشات گوناگون جنبش رادیکال کارگری و تشکل های مستقل شان از یک طرف و نقد سیاست های راست و رفرمیستی در سندیکاها از طرف دیگر فقط برای تقویت مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی نیست. بلکه مبارزه ایست از موضع مستقل طبقه کارگر درتقابل با دیدگاه راست رفرمیستی که با همزیستی طبقاتی می خواهد به دست و پای طبقه کارگر زنجیر بسته و آنها را از یقین، باور و اعتماد انقلابی اش دور ساخته و به سازش و مماشات با بورژوازی بکشاند .

ازاین دیدگاه و چشم انداز، تلاشم  این است که آقای اسانلو را بعنوان یکی از نمایندگان افکار راست  و رفرمیستی در جنبش سندیکائی نقد نمایم . دراین رابطه ازمصاحبه ایشان باآقای کنگرلو وتحلیل ایشان از" وضعیت کنونی طبقه کارگر و جنبش کارگری ایران " که در 23 بهمن 1385 نوشتند و همچنین مصاحبه با روزنامه اعتماد مورخ 16 تیر 1386چند روز قبل از آخرین دستگیری شان و دو فایل منتشر شده ازسایت:

http://www.youtube.com/watch?v=zh3D5oJ0ocA&feature=related

http://www.youtube.com/watch?v=-LmNc0ufqUw&feature=related

 

 استفاده کرده ام .

 

به مقاله آقای منصور اسانلو " وضعیت کنونی طبقه کارگر و جنبش کارگری ایران " نظری بیفکنیم تا افکار عمومی بویژه رفقای دل سوزجنبش کارگری به قضاوت بنشینند.

او در این مقاله نوشته است " از پانزده سال پیش چرخه ی جدیدی در تاریخ بشری شکل گرفته است، که ما حصل آن وضعیت کنونی طبقه کارگر جهان و به تبع آن در ایران است. با فروپاشی نظام اقتصادی جمعی در بخش مهمی از کره زمین و رفع تدریجی   بسیاری ازدستاوردهای آن... "

که یقینآ منظورشان شوروی سابق است.

تحلیل شان درشروع مقاله به تبعیت ازهمفکران کژاندیش شان انحرافیست. همه می دانیم سوسیالیسم نه با فرو پاشی

شوروی سابق دردهه هشتاد و نود بوسیله گورباچف و یلتسین بلکه حد اقل باتفاق نظر همه نیروهای سوسیالیستی

از زمان خروشچف با تزهای ریویزیونیستی معروفش "دولت تمام خلقی" و " گذار مسالمت آمیز "  و  " همزیستی مسالمت آمیز " و ... سرمایه داری دولتی را بنام اردوگاه باصطلاح سوسیالیستی نامیدن و با تصاحب ارزش افزوده و... کسب سود از نیروی کار طبقه کارگر و زحمتکشان به روشی دیگر بطرف سرمایه داری علیه طبقه کارگر و سایر جنبش های آزادیخواهانه و برابری طلبانه گام بر داشتند.

 چه بسی دقیقتر و ژرفتر پس از مرگ لنین به بوروکراسی حاکم بر حزب و مسائل اقتصادی و مباحث درون حزبی و نقطه نظرات استالین و اتخاذ روش سرکوب خونین اش باید نگریست. لذا آقای اسانلو سرمایه داری دولتی را به غلط اقتصاد جمعی می نامد که بحثی  متفاوت و متعلق به جناحی ازسرمایه داری جهانی است که در به انحراف کشیدن و استثمار و سرکوب جنبش های اجتماعی بویژه جنبش های کارگری در عرصه پراتیک به اثبات رسیده و نیازی به بحث بیشتر نیست .

حال ببینیم  دید گاه شان برعلیه سرمایه داری جهانی و سیاست تعدیل اقتصادی صندوق بین المللی پول و بانک جهانی چیست ؟

 "سیاست های تعدیل اقتصادی هم نوا با سیاست های دستوری سرمایه داری جهانی که از کانال هایی هم چون بانک جهانی وصندوق بین المللی پول که دراصل پیش برنده سیاست های تراست ها  وکارتل های بزرگ شرکت های چند ملیتی و کنسرن های بین المللی سرمایه گذاری و بازار بورس جهانی هستند، طوری طراحی اقتصادی را برای کشور های توسعه نیافته در پیش می گیرند که سطح دستمزد در این کشورها به بی رحمانه ترین حد اقل ها برسد، تا بتوانند با بهره برداری از این نیروی کار ارزان چه به صورت صدورنیروی کار ارزان کشورهای توسعه نیافته به کشورهای توسعه یافته ازاین نیرو به مفت بهره برداری کنند. "

 اسانلو با تلاش زیرکانه ای سعی می کند.

1ــ با تحلیل سطحی از سیاست تعدیل اقتصادی صندوق بین المللی پول و بانک جهانی به بطور غیر مستقیم به سرمایه داری جهانی و کشورهای امپریالیستی برخورد نماید.

 2ــ آگاهانه کشورهای سرمایه داری و امپریالیستی  را به  کشورهای توسعه یافته تقلیل داده و خلط مبحث نماید. "به صورت صدور نیروی کار ارزان کشورهای توسعه نیافته به کشور های توسعه یافته ..."

 3ــ ازاستثمار نیروی کار کارگران ، ارزش اضافه ، ارتش ذخیره کارو... در خود کشورهای سرمایه داری و امپریالیستی سخنی به میان نمی آورد

او چرا مستقیمآ به سیاست های استثمارگرانه، و چپاولگرانه و تجاوز کارانه کشورهای امپریالیستی برخورد  نمی کند؟ چون نمی خواهد با سیستم سرمایه داری بمبارزه اصولی و انقلابی  برخیزد. نگرش آقای اسانلو در این رابطه آگاهانه است.

 الف ــ برای طفره رفتن از بر خوردهای ریشه ای تر تضاد کار با سرمایه ، ارزش اضافه وسود ، صدور سرمایه و تقسیم بازارهای بین المللی و...

 ب  ــ تا در سطوری بعد بجای مبارزه با حاکمیت ارتجاعی جمهوری اسلامی ، همزیستی و مماشات با رژیم جمهوری اسلامی را با شعار وحدت ملی  و وفاق ملی در برابر باصطلاح فشار های خارجی جایگزین نماید.

 

 به همین دلیل وقتی به سیاست تعدیل اقتصادی ایران میرسد در راستای سیاست  بین المللی سرمایه داری امپریالیستی تحلیل و بررسی می کند، یعنی کلی گوئی،  یک تحلیل عام و سطحی و پیش پا افتاده، این سهوآ نیست، چونکه می خواهدرژیم حمهوری اسلامی و مجریان ومهره های بزرگش چون هاشمی رفسنجانی ، خاتمی  که از پیشبرندگان سیاست تعدیل اقتصادی اند رانه اینکه فقط از نوک تیز حمله رها بکند بلکه به دفاع از این جانیان برخیزد . چرا ؟  بدلیل اینکه نمایند گان افکار راست رفرمیستی می خواهند سرمایه داری ایران را از نوک تیز حمله مبارزات جنبش های اجتماعی بویژه جنبش کارگری برهاند. تا با جدا کردن سرمایه داری ایران از سیستم سرمایه داری جهانی ، به اهداف از پیش تعیین شده شان یعنی مخدوش کردن بین صف دوستان و دشمنان، وانحراف در مبارزه طبقاتی برسند. این هم یکی ازآموزش های غلطی است که ایشان از اساتید ریویزیونیست شان آموخته اند.

این همان سیاست انحرافی و غیر انقلابی است  که در سازش و مماشات با جناح هائی از بورژوازی تحت لوای مبارزه با بورژوازی کمپرادور و امپریالیسم و دیکتاتوری ستم شاهی، منجربه شکست قیام پنجاه وهفت گردید و هم اکنون مجددآ در تلاشند تا با چنین تحلیل و بررسی های غیرعلمی ،  طبقه کارگر را به زائده بورژوازی تبدیل نمایند. برای اثبات نظرم به ادامه نوشته شان رجوع می کنیم.

" در کشور ما با توجه به سرکوبی و حذف سندیکا های مستقل و آزاد کارگری و نابودی سازمان ها وتشکیلات کارگری عرصه اقتصاد، سیاست و اجتماع کاملآ یک سویه در اختیاردولتی ها و اجرا کنندگان دستورالعمل  های صندوق بین المللی پول و بانک جهانی قرار گرفت، که با لایحه های سطحی و روکش های به ظاهر مذهبی و دینی بومی تزئین گردید. در نبود نمایندگان واقعی طبقه کارگر در عرصه های مختلف اجتماعی، وضعیت اجتماعی شدیدآ دو قطبی گردید. با بی برنامه گی کامل که بر امور سایه افکند و تبعیت از برنامه های خصوصی سازی بدون حضور سندیکا ها و فدراسیون های آزاد ومستقل کارگری و بدون ایجاد پوشش امنیت اقتصادی ـ اجتماعی برای بیکاران، بازنشستگان ، بیماران، و روستائیان و اقشار فرودست اجتماعی طبقه کارگر با بحرانی عمیق و موحش روبرو شده است " (تآکیدات از من است)

لازم به یاد آوری است که منظور ش از سرکوبی و نابودی سازمان ها و تشکیلات کارگری تحت هیچ عنوانی نباید دفاع از نیروهای انقلابی استنباط شود. چون نه با عملکرد گذشته اش جوردرمی آید ونه با افکار راست رفرمیستی اش منطبق است

بطور زیرکانه ای دراواسط همین مقاله از" سازمانهای واقعی کارگری مثل |«انجمن هم بستگی سندیکاهای کارگری ایران» و «سازمان سندیکای کارگران »  "نامبرده است .

  آقای اسانلو علیرغم این همه هارت و هورت های آبکی علیه  سیاست تعدیل اقتصادی  و صندوق بین المللی پول و بانک جهانی، نه اینکه هیچ آلترناتیوی در تقابلش نداشته و ندارد بلکه در چارچوب همین سیاست سیستم سرمایه داری با جناحی از حاکمیت و سازمان جهانی کار به گفتگو و مذاکره نشسته است و با شرط و شروط مجوز دادن به سند یکا، بورژوازی خصوصی را برسمیت شناخته است اما نگرانی و ناراحتی و نقد شان اینست که چرا اجرای این سیاست یک سویه در اختیار دولتی ها یعنی دولتمردانی که مدافع سرمایه دولتی اند وهمچنین ارزهای کسب شده از نفت را در اختیار دلالان بزرگ داخلی (بورژوازی تجاری) قرارداده شده است؟ ضمنآ بطور تلویحی می خواهند دو قطبی بودن ،بحران و عدم امنیت شغلی و... را هم در نبودن سندیکاها نوع خاص شان القاء کنند. این نگرش که نگاهی  رو به بالاست، آماد گی اش را برای زد و بند و به مذاکره نشاندن کارگران با سرمایه داران در صورت دریافت مجوز رسمی سندیکا اعلام نموده است. او سپس ادامه میدهد .

"هجوم کالاهای ارزان قیمت و کم کیفیت از طریق قاچاق کالا و شصت و هشت اسکله بدون نظارت

و ... پائین آوردن هزینه های گمرکی برکالا، تکیه دلالان بزرگ داخلی بر ورود کالا و جذب کمیسیون های میلیاردی و چند ده میلیونی، آسیب های جبران ناپذیری بر پیکره صنعت کشور وارد کرد "

در واقع آقای اسانلو بدلیل نگرش راست رفرمیستی اش وعدم آلترناتیواقتصادی به دعوای درون خانوادگی بورژوازی کشیده است. علیرغم مرزبندی و نقد و افشاء جناحی از رژیم ، نه فقط  به دام جناح دیگر افتاده بلکه در جهت تثبیت و تحکیم نظام جمهوری اسلامی گام بر داشته اند.

همه میدانیم که سیاست تعدیل اقتصادی سیستم سرمایه داری ازطریق صندوق بین المللی پول و بانک جهانی در زمان هاشمی رفسنجانی برای برون رفت از بحران بوسیله جمهوری اسلامی در جامعه اجرا گردید. که محورهای مهم این سیاست عبارتند از:

ــــ کاهش سرمایه داری دولتی

ــــ افزایش سرمایه داری خصوصی و کنترل زدائی

ــــ حذف سوبسید

ــــ تک نرخی کردن ارز

ــــ جلب و جذب سرمایه های خارجی

ــــ تغییر قوانین کشور برای امنیت اقتصادی

عملآ جمهوری اسلامی تا لحظه کنونی دارد تلاش می کند که این سیا ست ها رابنفع سیستم سرمای داری  بمورد اجرا بگذارد (بویژه  لایحه خصوصی کردن تجارت خارجی در ماههای اخیربه دستور شخص خامنه ای) .

ورشکستگی این سیاست دهه شصت، و هفتاد سیستم سرمایه داری حتی  منجر به گزارش کارشناسان سازمان ملل  گردیده است. این سیاست هیچ دستآوردی جزافزایش فاصله طبقاتی و قروض بانکی، فقر و فسادو بیکاری در کشور های عدم توسعه یافته و همچنین فربه شدن سیستم سرمایه داری در راستای وابستگی بیشترکشورها به گردونه چرخشی شان نداشته و نخواهد داشت (که مجال بحثش دراینجا نیست) . جناح های مختلف سرمایه اعم از بورژوازی دولتی یا تجاری و صنعتی درجهت اهداف هژمونی طلبانه اشان برای تصاحب کسب سود و افزایش سرمایه های سربه فلک کشیده شان به قیمت بیکاری، فقر و فساد، فلاکت و بد بختی کارگران و همه زحمتکشان

 به رقابت با هم تا حد حذف افراد و جناح شان برمیخیزند. اما هروقت خطری جدی ازطرف جنبش های اجتماعی، نظام و ارکان جمهوری اسلامی شان را  تهدید کند، همه جناح ها چون همیشه در کنار هم ، دست در دست هم ، متحدآ روش سرکوب عریان را اتخاذ می نمایند و خواهند نمود. همانطوریکه در نقل قول بالا مشاهده کردید، ایشان درافشای بورژوازی تجاری به  دام بورژوازی صنعتی و کل حاکمیت می افتند. این توهم ناشی از دیدگاه و بینش طبقاتی شان  است.

آقای اسانلو چند روز قبل ازدستگیری درروزشنبه شانزدهم تیرماه برابربا هفتم جولای درآخرین مصاحبه شان با روزنامه اعتماد وابسته به حزب اعتماد ملی به رهبری کروبی در پاسخ به سئوالی گفتند:

" مثلآ الآن به مشکل بنزین برخورد کرده ایم و حالا که به این مشکل رسیده اند مجبورشده اند پنج پالایشگاه هم تآسیس کنند از جمله من اطلاع دقیق دارم که با چه سرعتی با کمک چینی ها دارند یک پالایشگاه می سازند. همین صد ها نفر آنجا اشتغال پیدا کردند. به مرحله تولید که برسد می شود هزاران نفر. اینطور نیست که در کشور ما کار نباشد. کار زیاد است بورژوازی تجاری یعنی سرمایه داری دلالی که در ایران در بازار حکومت می کنند این سیاست را اعمال کردند و بعضی صنایع مثل کفش و پوشاک و .. را نابود کردند ولی در همین نمونه های صنایع نمونه هائی را میبینیم که حتی محصولات شان را به خارج هم صادر کردند." (تآکید از من است )

من ازهمه خوانندگان تقاضا می کنم در صورت امکان حتمآ این مصاحبه را که آخرین نظرات ایشان است مطالعه کنند.

آری ایشان آنچنان در حاکمیت جمهوری اسلامی از بورژوازی صنعتی  و حامیان شان بدفاع بر می خیزند که برایش سرمایه خصوصی و دولتی و انحصارات و چگونگی چپاول وغارت واستثمار از نیروی کار مطرح نیست، این هم یکی دیگرازدرسهائی است که در مکتب هیئت موسسین سندیکا های ایران و رویوزیونیست ها آموخته اند.

این ریویزیونیست ها همان ورشکسته گان ننگین نام تاریخند که با علم و کوت