دزدان بغداد
سهراب ستوده
20.04.2003
انچه در چند روز گذشته تلويزيون ها و نشريات جهان جلو چشم ما گرفتند، غارت
اموال عمومى عراق توسط خود مردم بود. دامنه اين غارت ها به بيمارستانها،
موزه ها، قصرها و خانه هاى مردم هم رسيد. نيروهاى فاتح نيز غارت اموال
عمومى را نظاره کردند و گفتند: جلو گيرى از غارت اموال عمومى و خانه هاى
مردم جزء ماموريت انها نيست.
اما انچه وظيفه انها بود و در انجامش هم کوتاهى نکردند حفاظت از چاه هاى
نفت و منافع خودشان بود. بنا به گزارشاتى نيروهاى امريکايى عمدا جلو غارت
اموال عمومى را نگرفتند تا مردم مزه «ازادى» خود را بچشند و سهم خود را از
سرنگونى صدام بدست ارند. قرار بود همه از جنگ و سقوط صدام سهمى داشته
باشند. سهم مردم هم از سقوط صدام يک لاستيک اتومبيل يا صندلى دفتر حزب بعث
بود که با دو دست خود و يا بر شانه خود جلو دوربين هاى تلويزيون حمل کردند
و به خانه بردند.
اما انچه تلويزيون ها و نشريات نشان ندانند، سرقت اموال عمومى عراق توسط
امريکا و انگليس و به عبارتى سهم انها از جنگ بود. بوش و بلر مانند دزدان
ناشى، بشکه هاى نفت را جلو چشم همه بر شانه هاى خود حمل نکردند، بنابراين
کسى هم از انها فيلمبردارى نکرد. انها حتا در عراق هم ظاهر نشدند. دزدى
انها بسيار «محترمانه» و «ابرومندانه» صورت گرفت. انها به بهانه دزدى
نيامده بودند بلکه براى گرفتن دزد بغداد امده بودند. امده بودند که به مردم
عراق کمک کنند، انها را ازاد کنند. امدند عراق را دموکراتيزه کنند، سرنوشت
مردم را به خودشان بسپارند و انچه که خود در باره امدنشان گفتند.
دزدى هاى کوچک هميشه پر سر صداست، اما دزدى کلان بى سر صداست. دزديهاى کوچک
غير قانونى است و معمولا با يک فقره جنايت همراه است، اما دزدى هاى بزرگ
اغلب با پوشش قانونى و با بمب هاى خوشه اى انجام مى گيرد. دزدى هاى کوچک
معمولا کار اشخاص فقير است که زود هم دستگير و زندانى مى شوند. اما دزدى
هاى بزرگ کار دولت ها و يا شخاص ثروتمند است که بخاطر سهيم بودن در قدرت و
يا موقعيت اجتماعى خود، معمولا پنهان مى ماند. اما دزدان بغداد پر سر صدا
امدند، در لباس دوست امدند و با مدرن ترين سلاح ها امدند و اکنون قرار است
به صاحب خانه هم تبديل شوند.
جنگ تمام شد. ديکتاتورى رفت. مردم عراق سهم خود را گرفتند و اکنون دزدان
بغداد بر سر غنائم خود چانه مى زنند. انهايى که مى خواهند در دزدى هاى اتى
سهم بيشترى از ثروت جامعه داشته باشند، دارند پشت در هاى بسته فعلا بحث مى
کنند. در اين جمع فقط خودى ها حضور دارند. بنابراين جنگ هاى بعدى بين خودى
ها خواهد بود. انهايى که مسلع اند، تشکيلاتى دارند و يا گروهى از مردم را
پشت سر خود دارند براى بردن سهم بيشترى از ثروت جامعه تلاش مى کنند. اگر
اين جريانات موفق شوند بر سر طعمه اى که به دست اورده اند توافق کنند، تنها
سود ان براى مردم «ارامش»، فقر و فلاکت و در عين حال زندگى در يک شرايط غير
جنگى است. وگرنه، بر بستر تلاش براى کسب قدرت و ثروت بيشتر، جنگ هاى اتى در
خواهد گرفت که باز مردم قربانى اصلى ان هستند.
جنگ تمام شد، اما رقابت براى کسب قرارداد هاى نفتى و تجارت نفت اغاز شده
است. امريکا در اين رقاقب انقدر عجله داشت که شمارش کشته شدگان غير نظامى
جنگ را جزء وظيفه خود ندانست. اسرائيل هم خواهان تعمير و مرمت لوله هاى نفت
عراق به کشورش شد. امريکا لوله هاى صدور نفت به سوريه را قطع کرد و احتمالا
عراق را از اوپک خارج خواهد کرد و سهم ترکيه و اردن هم بخاطر همکارى هاى
پشت جبهه خواهند داد. جنگ درامدش بد نيست تلافاتش زياد است.
با اين جنگ اسم بوش و بلر به عنوان دزدان بغداد در تاريخ ثبت خواهد شد.
دزدانى که نه شبانه بلکه در روز، و با مجهز ترين سلاح ها امدند. تمام
قوانين بين الملى را زير پا گذاشتند، شريکان ديروز خود را جا گذاشتند، دولت
هاى منطقه را ترساندند و تطميع کردند و بعد از بيست روز جنگ به انچه مى
خواستند رسيدند. اکنون وقت تقسيم غنائم است.
در اين وسط اين مردم عراق اند، که يا دزدان بغداد را در تقسيم غنائم تماشا
خواهند کرد و يا به عنوان نيروى ذينفع در اين معاملات، دخالت خواهند کرد و
طالب سهم خود از ثروت جامعه خواهند شد. اينده اين را نشان خواهد داد.
براى مردم ايران هم تجربه عراق بسيار اموزند بود. يا انها منتظر بوش و بلر
مى مانند که «بعد از عراق نوبت ايران» باشد و يا خود تکليف دزدان و
جنايتکار خانگى را روشن خواهند کرد.